✅️Completed
Love Made Me Crazy | عشق منو دیوونه کرده
♨️کاپل: چانبک، ویمین، کوکوی
💢ژانر : امگاورس، رمنس، خانوادگی، روانشناسی، ومپایر، اسمات، انگست
نویسنده: #yas_exowhale
🔱🔱🔱___
خلاصـــه فیــــکشن:
بکهیون، امگای خانواده کیم، بعد از اینکه به بدترین شکل ممکن از طرف آلفای سودجویی که دوستش داشت طرد میشه، میفهمه از اون بارداره.
در همین بین، پارک چانیول-مردی که ادعا میکنه آلفای حقیقی اونه-تصمیم میگیره به جای منتظر موندن، قلب شکسته بکهیون رو بدست بیاره .
اما شروع دوباره هیچوقت آسون نیست، مخصوصاً وقتی چانیول اصرار داره اون بچهی نفرینشده زنده نگهداره...
+انقدر از من متنفری که حاضری به این عوضی التماس کنی ولی یک لحظه کنار من نباشی؟!
_به تو چه ربطی داره؟ مگه تو کی هستی؟ فکر کردی اینجا هم قلمرو خودته و میتونی حکومت کنی؟
+تا کی میخوای وجود من رو انکار کنی؟!
<_✨️
جیمین با تمام وجود برای حفظِ زندگیش و پسر کوچولویی که به فرزندی گرفتن با تمام وجود میجنگه. اما تهیونگ روز به روز پرخاشگرتر میشه. جیمین کبودیهای روی تنِ خودش رو تحمل میکنه، اما وقتی میبینه این خشمِ کورکورانه داره به بچشون آسیب میزنه، خونه رو ترک میکنه.
اما دلیل خشمِ واقعیِ تهیونگ چیه؟ آیا پای کسِ دیگهای در میان است؟
•𝘍𝘪𝘤𝘵𝘪𝘰𝘯•
[ خانواده های جونگکوک و جیمین برای دهه ها رقیب هم بودن و توی یه زندگی سرشار از ثروت و موفقیت غوطه ور شدن! اون دو از بدو تولد یاد گرفتن تا چیزی غیر از نفرت و کینه نسبت بهم احساس نکنن علیرغم اینکه که میدونن باید رقیب باشن نمیتون ن جلوی کشش شدیدی که نسبت بهم دارن رو بگیرن. ]
▪︎ 𝘎𝘦𝘯𝘳𝘦 : 𝘚𝘮𝘶𝘵 - 𝘍𝘰𝘳𝘣𝘪𝘥𝘥𝘦𝘯 𝘭𝘰𝘷𝘦 - 𝘌𝘯𝘦𝘮𝘪𝘦𝘴 𝘵𝘰 𝘭𝘰𝘷𝘦𝘳𝘴 - 𝘈𝘯𝘨𝘴𝘵 - 𝘏𝘢𝘱𝘱𝘺 𝘦𝘯𝘥
▪︎ 𝘊𝘰𝘶𝘱𝘭𝘦 : 𝘑𝘪𝘬𝘰𝘰𝘬 - 𝘬𝘰𝘰𝘬𝘮𝘪𝘯 ( 𝘫𝘬 𝘵𝘰𝘱 ) - 𝘴𝘰𝘱𝘦
■ توجه :
- برای ترجمه این مولتیشات اجازه و رضایت نویسنده اصلی گرفته شده.
- کامنت و ووت فراموش نشه.
✅️Completed
🐾 Don't Blame Me {!من رو سرزنش نکن} 🐾
🧷 ژانر✔️ : رمنس، خانوادگی، کمی طنز، معمایی، اسمات، امپرگ، امگاورس، ومپایر، روزمره، روانشناسی
💞 کاپلها✔️ : چانبک، ویمین و ...
━━━━━━━━━━━━━━━
تهیونگ، آلفای خودخواه خاندان کیم، برخلاف میل خانوادهش با جفت حقیقیش از قلمرو پارکها، پارک جیمین، ازدواج میکنه.
با اینکه به نظر میرسه عشق میون اونها واقعی شده... یک مشکل بزرگ زندگیشون رو تهدید میکنه:
جیمین باردار نمیشه.
در همون زمان، بیون بکهیون، امگای طردشدهی خاندان کیم-که سالها از جامعه دور نگه داشته شده-در جستوجوی عشق و محبت پا به دنیایی میذاره که برای اون هیچ رحمی نداره.
و در نهایت توی دام یه آلفای سودجو میافته...
آسیب میبینه... و زخمیتر از قبل برمیگرده.
اما عجیبترین بخش ماجرا اینجاست:
آلفای حقیقی بکهیون، پارک چانیول، هنوز نمیفهمه چرا بکهیون اون رو نمیپذیره...
چرا به راحتی ازش دوری میکنه... انگار اصلاً هیچ پیوندی بینشون وجود نداره!
━━━━━━━━━━━━━━━
✨ تکهای از فیک :
_اون پسره رو دوست داری؟ هوم؟ آره؟ فقط کافیه بهم...
+نه یورا این طور نیست... مگه نشنیدی اون آشغال بهش گفت هرزه...
_اگه این چیزیه که میخوای باشه نگو... مثل خیلی چیزای دیگه که تو خودت میریزی و به کسی ن
بخشی از فیک:
امگای مذکر باردار بود!
برای امگای بیست ساله ای که نه مارک شده،
نه ازدواج کرده،
نه حتی دوست پسر و پارتنر دارد،
این یک رسوایی ویران کننده محسوب میشد،
daedly human weapon
خلاصه:
امگای جوان به قصد تحمل درد خیانتی که بهش شده برای مست کردن به بار میره و این مستی به درگیری با یک گروه گنگستر خطرناک،
و بارداری ناخواسته و رشته اتفاقاتی که سرنوشتش رو به طور کامل تغییر میده ختم میشه...
.
نام فیک: سلاح کشتار انسانی
.
ژانر:درام/ عاشقانه/ امگاورس/امپ رگ
.
کاپل: kookmin / namjin/supe
🎖 bts
🎖jongkook
پسری از جنس ضعف و بی کسی در مقابل مردی از جنس اصالت و قدرت
ازدواجی سوری در پی اعتمادی به حقیقت
کاپل : ویمین
ژانر: امگاورس/خانوادگی/اسمات
- اتمام یافته -
آن پیر عفریت قدم به قدم داشت نزدیک تر میشد : نه تو و نه هیچکس دیگه ای نمیتونه خدایان رو نابود کنه !
با قهقهه گفت : اونا دارن برمیگردن ... دارن میان سراغ تو و زین ...
به زودی تاوان بزرگی پس میدین و قربانی هایی که مانعش شدین رو میگیرن !
حرف زن رعشه به تنش انداخت ...
ماریان با خنجر خونی اش به او نزدیک می شد و لیام همگام با او عقب عقب میرفت تا به دیوار پشت سرش برخورد کرد .
صدای گرم و نرم مَرد مو نقره ای به گوشش خورد تا مثل همیشه خدایان خیالی را از او دور کُنَد اما لیام با وحشت فریاد کشید .
پادشاه با شوک لب هایش را تکان داد : نمیخواستم بترسونمت !
با احتیاط نزدیک تر رفت و به یاورش گفت : لیام صدامو می شنوی؟!
لیام بی هیچ حرفی به چشمان مرد مو نقره ای خیره شد .
سفیدی چشمانش را انگار به خون آغشته کرده بودند ... عنبیه و مردمکش می لرزید و حرف های ماریان در ذهنش تکرار میشد .
بی حواس لب زد : اونا برمیگردن !
زین با اخم و تعجب نزدیک تر شد و پرسید : کیا ؟!
لیام همچنان بدون پلک زدن به چشم هایش خیره بود : خدایان ...
name:ugly fan and hot fucker
couple:chanbeak
Gener:🍓اسمات🔞،خشن،عاشقانه،فلاف
writet: maya^^
وضعیت:کامل شده☑️
قسمتی از فیک 🎄🎇⬇⬇
_تو خیلی زشتی بیون!❎
پارک چانیول تاپ آیدل معروف کره....کسی که بکهیون تا چشمش رو باز کرد عاشقش شد تو صورتش زل زد و با بی تفاوتی تمام این جمله رو تو صورتش کوبوند!
بکهیون با بغض دنده رو عوض کرد و تمام سعیش رو بر نلرزیدن صداش گذاشت.
_ببخشید قربان!💢
_البته میتونی جذاب باشی!
_چطوری؟
بکهیون خیلی سریع پرسید وچانیول پوزخند ترسناکی زد تو جاش تکیه داد و در مقابل نگاه ذوق زده بکهیون با سردی زمزمه کرد
_اگه بزنی کنار و اجازه بدی یه دل سیر کتکت بزنم... اون زخما میتونه جذابت کنه!💫💥
و لحظه بعد بکهیون به معنای واقعی کلمه قفل کرده بود...
+عشق یعنی وقتی یه نفر قلبت و میشکنه
و حیرت انگیزه که با قطعه قطعهی قلب شکستت دوستش داری !
جیمین خوناشامی که به عنوان پرستار به عمارت قدرتمند ترین روسای مافیا یعنی جئون جونگ کوک و کیم تهیونگ میره اما حتی تصورشم نمیکرد شخصی که باید ازش محافظت کنه پسر 18ساله شر و شیطونی باشه که هرکاری برای منصرف کردن و استعفا دادنش انجام میده
یعنی ترو آلفای دورگه میتونه مانع عشقی بشه که قراره بین پدراش و پرستار جوونش ش کل بگیره ؟
🪶 نام داستان: کلاغ سیاه
•کاپل: کوکمین
•ژانر: جنایی، انگست، رمنس، اسمات، امگاورس، امپرگ.
خلاصه:
جئون جونگکوک، نابغه و فرماندهی برجستهای که به دلیل اتفاقات گذشته، از همه طرد و پس زده شد. وجود او از بدو تولد در کنار هر فرد، منجر به مرگ و نحسی میشد. و حال اون در کنار جیمینه! پارک جیمین. امگایی که در یک شب سرد و سوزناک، جئون رو از مرگ نجات میده و اون رو درمان میکنه. هیچ چیزی برای از دست دادن نداره. حتی اگر به نابودی کشیده بشه، تنها چیزی که میخواد جئون جونگکوکه.
شاید جئون جونگکوک، به همراه نشان ارتباط و تولهای از خون فرمانده؟
**********************