[مزاحم سکسی]
کیم تهیونگ..آیدل معروف و عضو بوی بند بزرگ بی تی اس...شبا چیکار میکنه؟🦋
درسته اون یه منحرفه..
جونگ کوک فن وفادار کیم تهیونگ که عاشقانه دوسش داره🌱✨
قرار نبود اینجوری عاشق بشن..قرار بود؟!
***
Couple: Vkook - Yoonmin - Namjin
***
Unknown:تو خیلی هورن ی هستی..البته بگم که به تهیونگم خیانت نمیکنم..پس گمشو.
***
وضعیت← تمام شده🍃
با قر دادن دمم به سمت لویی رفتم و جلوش ایستادم.
"میدونی لویی،شکسپیر میگه 'پندی از دیوانگان:دوست بدار و فراموش مکن ! ' "
با چشمای درشت و خنگول کیوتش باز بهم نگاه کرد.
چرا انقدر این خنگه ؟
"باشه باشه،میفهمم تو الان خنگ شدی و هیچی نمیفهمی.میدونی بومپل کلادیوس فوکینگ تاملینسون چی میگه ؟"
ابروهاشو بالا انداخت.
"میگه برو دنبال هری استایلز و اونو مال خودت کن.هه "
[در حال آپ]
دژاوو حالتی از ذهن است که در آن فرد پس از دیدن صحنهای احساس میکند آن صحنه را قبلاً دیدهاست و در گذشته با آن مواجه شده است.
و این همون جریان زندگی بود!
آدم درست رو در زمان درست جلوی روت قرار میداد!...
و لحظه آخری که تهیونگ داشت از کافه خارج میشد در حالی که میل وافری برای از خوشحالی فریاد زدن داشت و گونهه اش به رنگ شکوفه های صورتی گیلاس در اومده بودند با کسی چشم تو چشم شد.
چشم های هر دو نفر روی هم قفل شده بود.
و هردو همزمان چیزی زمزمه کردند اما هیچکدوم صدای دیگری رو نشنید...
+ پسر توی نقاشی؟
_ پسر توی رویا؟
[ فصل دوم بوک CURSED]
کاپل اصلی : کوکوی
کاپل های فرعی : فیکو بخون و ببین
با ابروی بالا رفته به مرد که چاقو رو روی گلوی کوک گذاشته بود خیره شد و قهقه ای سر داد
= پس تو فکر من تو دام تو گیر افتادم ؟؟
اشک فیک کنار چشمش رو پاک کرد و موهای بلندش رو بالا داد
= کاملا اشتباه می کنی من تو این بازی نه برندم و نه بازنده ! بلکه من.....
اسلحه رو سمت مرد گرفت و نیشخندی زد
= سازنده ی این بازی ام !
********************************
_ به نظرت آخر این ماجرا چی می شه ؟؟
جیمین تیر تفنگ رو عوض کرد و نگاهی به یونگی انداخت
×هر چی که من بخوام مین یونگی چون.....
با گرفتن دست یونگی اون رو پشت خودش کشید و تفنگ رو سمت در گرفت
×تو این بازی ...
با گذاشتن دستش روی ماشه نیشخندی زد و اون رو کشید
× من همیشه برندم !
********************************
% من نمی خواستم بازم کنی !
با نشستن روی پاهای نامجون دستش رو پشتش برد و زنجیرش رو باز کرد
÷ این بازی من کیم نامجون و من.....
با باز کردن دست های نامجون نیشخندی زد و ازش فاصله گرفت
÷ هر جور دوست داشته باشم پیش می رم
کاپل ها : یونمین ، کوکوی، نامجین
ژانر : پلیسی ، جنایی و.....
نویسنده : مین کولا
پایان یافته
"کسی بهم تنه میزنه و از کنارم میگذره،میچرخم به عقب.باز هم مالفوی.نگاهی بهش می کنم و بی حوصله میگم:خدا رو شکر کورم شدی مالفوی.
و دوباره میچرخم سمت پنجره ی قطار.مالفوی میاد جلو کنارم می ایسته و با لحنی که تمسخر از توش حس میشه میگه:حواست به حرفات باشه پاتح.من امسال دانش اموز ارشدم.فکر نکنم تا به حال کسی قبل از رسیدن به مدرسه باعث شده باشه گروهش امتیاز از دست بده،یه کاری نکن تو اولین نفری باشی که این رکورد رو میشکنه.
سرم رو میچرخونم سمتش و میام حرفی بزنم که میچرخه و بی توجه بهم میره.با نگاه رفتنش رو دنبال می کنم و ابرویی از تعجب بالا میندازم.عجیبه که حرفش رو زد و رفت و صبر نکرد تا عصبانیتم رو ببینه."
با منو دراری همراه باشید لاوز:*
اشکی از گوشه ی چشمش پایین چکید و لیسی به لبش زد
= کوکی نمی خوای این بازی رو تموم کنی من...متاسفم
با لحن غمگینی گفت و روی زمین زانو زد
=گوکی این درد داره ..وقتی برای منی ولی...نمی تونم لمست کنم کوک من بوسه هات رو می خوام...هق...لمس هات رو و اون...بیبی بر صدا زدن هات رو . هق ..می خوامت. .جئون جونگ کوک...جئون تهیونگ بدون تو می میره
به زور باهات بودم ولی....
اشک هاش رو پاک کرد و لبخندی
= به زور عاشق اون رییس مافیایی که همه ظالم می دونستنش نشدم
با دست های کوچیکش تفنگ رو گرفت و روی سینه ی یونگی گذاشت
×ازت متنفرم
یونگی تلخندی زد و سر اسلحه رو درست روی قلبش گذاشت
_ بزن جیمین دقیقا جایی رو بزن که توش قرار داری
قطره اشکی از چشمش پایین ریخت و سرش رو پایین انداخت
×من احمق دوست دارم یونگی و این درد داره اینکه عاشق کسی باشه که کلی آدم می خوان که بمیره
کاپل ها کوکوی و یونمین
ژانر هپی اند ، اسمات،امگا ورس ، امپرگ ، مافیا و.....
نویسنده مین کوالا
🏹🕊
کیم تهیونگ، پسر شیطون و تخسیه که هیچوقت فکر نمیکرد تندیس زنده ای برای وجود یه افسانه بشه.
وقتی فهمید جنسیت ثانویه اش یه امگاست، تمام امپراطوری رو در شوک فرو برد.
سالها بود که از امگاهای مرد چیزی به جز خاطره ای دور باقی نمونده بود.
از طرفی پادشاه جئونی که بهترین هارو برای پسر عزیز و وظیفه شناسش میخواد، تصمیم میگیره تنها امگای مرد امپراطوری که اتفاقا مثل تمام امگاها روی شاهزاده جئون زیبا کراش داره رو برای پسرش خواستگاری کنه...
┈─┈─┈─┈─┈─┈
ᯊ @CAFEVKOOK ᯊ
"کاش تنها نقطه ضعف نقشه ام رو پیش بینی می کردم.
نقشه ای که باعث شد کاملا شیفتت بشم."
تا اطلاع ثانوی اپ نمیشه~
Credit to the author: @Write_me227
This is the Persian edition of "It was all just a game" and I'm only translating this masterpiece!
"فقط ترجمه میکنم و صاحب این بوک نیستم."
" خب پس این منشی جدیدمه ؟ " آقای استایلز پرسید و یه ابروشو داد بالا.
"بله " منشی قبلی جواب داد.
آقای استایلز اخم کرد و به لویی یه نگاهی انداخت. " من انتظار ...یکی ... نمیدونم..بهتر داشتم ؟؟"
"ببخشید آقای بی اد ب.من کسی ام که از این به بعد قراره برنامه هاتونو مدیریت کنم.پس بهتره مراقب زبونتون باشین"