در بحبوحه جنگِ جهانی دوم، یک فرمانده ژاپنی و یک پسر کره ای باهم آشنا میشن که هر کدوم راز هایی رو پنهان کردن. چی میشه اگه اونا به اسرار هم دیگه پی ببرن؟
genre: Romance , Historical , Drama
🌸من برای تو شکفتم🌸
×ترجمه شده×
کاپلے: ویکوک/کوکوی ، یونمین ، نامجین
ژانر: انگست ، رومنس ، هاناهاکی
«با قطره اشکی که روی گونه اش چکید، نفس عمیقی کشید و دستشو باز کرد. اخرین نگاه رو به چشمای سرخ و پف کرده اش انداخت، نگاهشو به مشت باز شده اش داد. وقتی به شئ بی گناه تو دستش نگاه کرد، اشک های بیشتری روی گونه هاش راه گرفتن.
این سرنوشت طبیعی اون بود.
تو دست لرزون جونگکوک، یک گلبرگ لطیف صورتی بود.»
*نسخه اصلی این فیک رو میتونین به همین اسم در سایت Archive of Our Own پیدا کنین^^
Highest rankings:
#1 depression
#1 translated
#2 btsfanfic
#2 kpop
#1 btsV
#3 fanfiction
#2 angst
#1 انگست
#1 translation
#2 gay
#1 هاناهاکی
[افسانه ی افسونگر] 🌧
[ نویسنده] 🌧 اندیشه
[ خلاصه ] 🌧
_مهم نیست مردم عادی چی صداش میکنن
تقدیر؟؟ سرنوشت..؟؟
من و تو که میدونیم هیچ کدوم از اینها وجود ندارن..!
اگه الان تو رو توی بغلم دارم نتیجش سرنوشت نبوده.....این فقط بازی انتخاب هاست...!
من انتخاب کردم که افسونگری هات رو ببینم..... انتخاب کردم با چشم های سرکِشت افسونم کنی، قلبم رو لابهلای انگشت های ظریفت بگیری و ناباورانه بهش نگاه کنی....
مردمک مشکی چشم هات می لرزید و باور نداشتی بالاخره این افسر بی رحم و سنگدل بخش جنوبی اینطور در برابر نگاه افسونگرت شکست بخوره....
تو بُردی تهیونگ....!
من بازنده نیستم، فکر میکردم با داشتن تو دیگه بازنده نیستم...!
می خواستم همیشگی باشی....
پس چرا نبودی لعنتی؟؟
[ کاپل ] 🌧 کوکوی، یونمین
[ ژانر ] 🌧 رمنس، جنایی، اسمات، انگست