در ادامه ی داستان مردمی که وجود ندارند، پسر ها برای ماموریتی به یک جزیره فرستاده میشن . کریس بعد از از دست دادن سوهو افسرده شده و بقیه نگرانش هستن... اما توی اون جزیره چیزی منتظرشونه که نمیتونن باورش کنن.
شوگا که در داستان اول نقش یه پسر عیاش رو داشت توی این کتاب سر از رازی بر میداره که هیچکس تصورش رو هم نیمکنه. رازی که فقط گروهی به اسم " پسران ضد گلوله میتونن کمکش کنن ازش سر در بیاره.
بیچارگی میدونی چیه؟ ...اصلا تا حالا آدم بی چاره دیدی؟
تاحالا آدمی رو دیدی که یه چیزی یا یه کسی رو با همه وجود بخواد ... لعنت بهش با همه قلبش بخواد ... بپرستتش ... اما نذارن... نشه ... نشه اونو داشته باشه ...
اما بیچارگی این آدم وقتی معلوم میشه که میبوسه میذاره کنار ... کیو؟ ... اون ادمو؟ ... نه ... اشتباه میکنی ... قلب و احساس لعنتی خودشو
احساساتش رو میکشه تا خار به دست دار و ندارش نره...
دست میکنه تو قفسه سینه اش و قلب خودشو میکشه بیرون و توی صندوق قایمش میکنه و کیلدشو ته دره میندازه ... تا کسی پیداش نکنه و نفهمه بتی که قلبش بندگیشو میکرد کیه ...
نفهمه و نتونه آزاری بهش برسونه...
توجه: تو بوک من همه کاپل ها به یه اندازه سکانس دارن. پس اگه این قضیه که یونمین و کوکوی به اندازه نامجین سکانس داشته باشن آزارتون میده لطفا خوندنشون رو شروع نکنید
main Couple: namjin
Other Couples : kookv، yoonmin
Gnre: mafia _ omegaverse _ angst _ a little smut _ mpreg
°° دیگه لازم نبود برای دیدن پسر دندون خرگوشی هرروز به اون کافه بره و از پشت میز نگاش کنه که چجوری براش آمریکانو حاضر میکنه،
از این به بعد میتونست هر ثانیه و هر لحظه اونو تو شرکت کنار خودش داشته باشه...
⇝ 𝑵𝒂𝒎𝒆 : 𝐓𝐢𝐥𝐥 𝐈 𝐒𝐞𝐞 𝐘𝐨𝐮≣
⇝ 𝑪𝒐𝒖𝒑𝒍𝒆 : NamKook
⇝ 𝑮𝒆𝒏𝒓𝒆 : Romance_Smut🔞𖨯~
⇝ 𝑾𝒓𝒊𝒕𝒆𝒓 : as_mg
بعد از ویلایو ama یه سری اتفاقای قشنگ بین جانگکوک و نامجون افتاد🤫🔞
ی وانشات از شیپ گشنگم نامکوک😘
خیلی تو اسمات نوشتن خوب نیستم ولی تمام سعیمو کردم🙃
امیدوارم حال کنین😜💜
خیلی همچی یهویی دلم خواست اسمات نامکوک بنویسم....تا باشه از این یهوییا😏😏😂
لاب یو آل❤
✾ ناپدید شده | 𝕯𝖎𝖘𝖆𝖕𝖕𝖊𝖆𝖗𝖊𝖉 ✾
[کاملشده]
× داستان کوتاه ×
◃ کاپل ⬳ نامجین
◃ ژانر ⬳ فلاف، عاشقانه، درام
◃ نویسنده ⬳ 𝕐𝕦𝕞𝕖
◃ دور تا دور اون اتاق، با دراورهای چوبی و قدیمی اشغال شده بود و روی همشون پر بود از مجسمههای چینی، اسکلتهای خوفناک، تعداد قابل توجهی خنجر زنگ زده، سازهای سنتی کرهای و وسایل غریبی که هیچکس هیچ ایدهای در مورد ماهیتشون نداشت!
مردی قدبلند و چهارشونه، میون بوی تند و سرسامآور عود، پشت میز مربعی شکل و کوچیک نشسته بود. لباس حریر قرمز رنگ و بدننمایی به تن داشت و شلوار سادهی مشکی رنگش، به پاهاش چسبیده بود...
- پاسور، تاروت، قهوه، کفبینی. کدوم؟
× این داستان کوتاه در کانال تلگرامی @BTS_FICTIONS م نتشر شده. ×
☾ مُنگاتا | انعکاس نور ماه روی آب ☽
[کاملشده]
× داستان کوتاه ×
≍ کاپل ↤ نامجین
≍ ژانر ↤درام، عاشقانه، فانتزی
≍ نویسنده ↤𝕐𝕦𝕞𝕖
≍ نامجون نوجوونی بود که از کودکی، رویای پیوستن به نیروی دریایی کشورش رو در سر داشت و هر روز توی بندر، منتظر رسیدن یکی از کشتیهای نیروی دریایی مینشست، تا برگشتن سربازهایی رو ببینه که موفقیتشون در ماموریت رو فریاد میزنن!
و روزی که کشتی نیروی دریایی به بندر برنگشت، اون نوجوون سردرگم ماهیگیر غریبهای رو ملاقات کرد که بوی مرگ رو از اقیانوس احساس کرده بود. غریبهای که نامجون با شنیدن صدای آوازش، خیلی زود متوجه پیوند عجیبش با اقیانوس شد. پیوند عجیبی که به طرز غریبی، عمیق بود. پیوندی که اون مرد مهربون و کمحرف رو به کام مرگ میکشوند، غرقش میکرد و دوباره به سر خونهی اول برش میگردوند.
و نامجونِ جوان و شیفتهی اقیانوس، متوجه نبود که اون پیوند، چه عذابی برای مرد دوستداشتنیش به همراه داره...
× این داستان کوتاه در کانال تلگرامی @Army_Area منتشر شده. ×
کوکی بالاخره شغل رویاهاشو بدست میاره، ولی این شغل کم دردسر نداره براش!
کاپل ها: نامکوک و جینته💜
پ.ن: امید وارم خوشتون بیاد❤ این اولین فف منه و انتقادات و پیشنهاداتون بهم خیلی کمک میکنه. مرسی که وقت میزارین و میخونین🤗 یادتون نره حتما تریلر رو ببینید💫
من خیلی خیلی آدم مودی ام ولی تمام سعیمو میکنم که زود به زود آپ کنم❤
NamJin ver.
نقشه نامجون آسون بود، یواشکی بره تو، گردنبد جادویی رو بدزده و برگرده، ولی داستان اونجایی پیچیده شد که
پسر پادشاه، جین، با گریه فریاد زد "اگه ببریش من میمیرم، و اگه منو بکشی گردنبند هم میشکنه."
"کامل شده"