red_yas
- Reads 16,997
- Votes 3,338
- Parts 43
درحال آپ "🌿☁️
"نشسته روی تک صندلی انتهای دنیا
مغموم و پریشان ، رها شده بودم
از بین تمام آدم های دنیا
از بین تمام رهگذر های بی خبر از سکوت های آغشته به فریادم ، تو صدایم را شنیدی ...
تو دستم را گرفتی مرا از تمام کوه ها بالا کشید ی هنگامی که تمام طناب ها پوسیده بودند
بار ها به این فکر کردم
زندگی ارزش این همه درد را دارد؟
و بعد کسی کنار گوشم گوشم زمزمه کرد
اعتراف کن!
تو صد ها بار زندگی میکردی
هزاران بار همین راه را میرفتی
و میلیون ها بار او را پیدا میکردی
و دوباره عاشق میشدی...."