I will kill for these🏳️‍⚧️🫂
2 historias
Blue Ice. por XBlueShineX
XBlueShineX
  • WpView
    Lecturas 53,210
  • WpVote
    Votos 6,723
  • WpPart
    Partes 25
هری خیره توی چشم‌هاش غرید: -‌ هرگز به من دست نزن. نمی‌خوام ببینمت! لویی با صدای خفه‌ای گفت: -‌ من..من نمی‌فهمم... به دیوار تکیه زد تا سقوط نکنه و خودش رو در آغوش گرفت. تنش یخ بسته بود. -‌ چی رو نمی‌فهمی؟ نمی‌خوامت! . . . *Persian Translation *Original Story By: @purpledandeli0n