بکهیون ۱۸ ساله اهل کره ی شمالی و خواهر دوقلوش ، زندانی های یکی از بازداشتگاههای پیونگ یانگ در کره ی شمالی هستند که تحت آزمایشهای غیرقانونی انسانی برای ساخت ابرانسان قرار میگیرند 💔
🌸〰〰〰〰〰〰〰〰🌸
اسم فیک رو با الهام از یکتا بودن معشوق 'وان' گذاشتم . کسی که برای عاشق تکرار شدنی نیست .
و در ادامه 'وان' استعاره ای از بکهیونه ، فردی که از جهات مختلف بی هماننده و کسی شبیهش نیست .
[تمام شده]
بکهیون مدیر یه مهدکودکه که همیشه از پشت پنجرهی اتاقش به بیرون زل میزنه تا بتونه پارک چانیولی که اومده دنبال پسرش و دید بزنه و مدام این سوال توی سرشه که چجوری میتونه یه روز جزو اون خانوادهی دو نفره باشه؟
آیا قراره براش آسون باشه؟
نویسنده ❥៚ کروعلا
کاپل ❥៚چانبک
ژانر ❥ ៚رومنس، روزمره، فلاف، درام، اسمات
•¬کاپل: چانبک (اصلی) | شیوچن | کایسو | هونهان
•¬ژانر: ددی کینک | اسمات | رومنس | انگست
•¬خلاصه:
- من خودت رو میخوام بک!
خودکنترلی بکهیون فرو پاشید، دستش رو محکم روی میز کوبید و فریاد زد:
- گرفتن جایگاه، موقعیت و معشوقم کم نبود؟ حالا برای مردانگی من برنامه ریختی؟
⎯⎯⎯⎯⎯⎯⎯⎯⎯⎯⎯⎯⎯⎯⎯⎯⎯⎯
- این، بکهیونه؟!
بک شوکه اتصال لب ها رو شکست و فاصله گرفت، با چشمای گرد بهش نگاه کرد.
- چانیول تو...
طی یک حرکت بک رو زیر خودش کشید و روش خیمه زد، توی چشمای متعجب و بهت زدش خیره شد و گفت:
- آره، عاشقت بودم!
⎯⎯⎯⎯⎯⎯⎯⎯⎯⎯⎯⎯⎯⎯⎯⎯⎯⎯
- این، بکهیونه؟!
- همیشه به کسایی که عاشقشونی به قصد کشت تجاوز میکنی؟
⎯⎯⎯⎯⎯⎯⎯⎯⎯⎯⎯⎯⎯⎯⎯⎯⎯⎯
- این، بکهیونه؟!
چانیول با غرور لبخند زد و موهای لخت عروسکش رو نوازش کرد.
- البته که بکهیونه، بیبی من.
- چـ.. چطور؟!
چانیول دستش رو روی رون بیبیش کشید و خیلی عادی گفت:
- فقط یکم کنترل کنن
رتبه ها:
چانبک 🥇
کای 🥇
دی او 🥇
سهون 🥈
چن 🥇
و...
═ ∘♡༉∘ ═
#Thunder
@exunder
"بکهیون... محض رضای خدا. من میدونم که از زندگی چهچیزی میخوام. اینکه تو رو داشته باشم، خب؟ اما تو... تو نمیدونی. نمیدونی چهچیزی میخوای. از زندگی، من، حتی خودت! بهم میگی ازدواج کنم و بعد بابتش بازخواستم میکنی. من رو میبوسی و روز بعد میگی که عشقم احمقانهست. ازم میخوای تمومش کنم و بعد شاکی میشی که چرا ازت دوری کردم... داری من رو به جنون میرسونی. داری کاری میکنی که از دستت خودم رو خلاص کنم، بکهیون!"
[CHANBAEK × KAIHUN]
[Angst × Slice of life]
name:ugly fan and hot fucker
couple:chanbeak
Gener:🍓اسمات🔞،خشن،عاشقانه،فلاف
writet: maya^^
وضعیت:کامل شده☑️
قسمتی از فیک 🎄🎇⬇⬇
_تو خیلی زشتی بیون!❎
پارک چانیول تاپ آیدل معروف کره....کسی که بکهیون تا چشمش رو باز کرد عاشقش شد تو صورتش زل زد و با بی تفاوتی تمام این جمله رو تو صورتش کوبوند!
بکهیون با بغض دنده رو عوض کرد و تمام سعیش رو بر نلرزیدن صداش گذاشت.
_ببخشید قربان!💢
_البته میتونی جذاب باشی!
_چطوری؟
بکهیون خیلی سریع پرسید وچانیول پوزخند ترسناکی زد تو جاش تکیه داد و در مقابل نگاه ذوق زده بکهیون با سردی زمزمه کرد
_اگه بزنی کنار و اجازه بدی یه دل سیر کتکت بزنم... اون زخما میتونه جذابت کنه!💫💥
و لحظه بعد بکهیون به معنای واقعی کلمه قفل کرده بود...
دعوتنامهی ازدواج سهون رو روی میز کارش پرت کرد و فریاد کشید:
─لعنت به هردوتـون.
•─────⋅ৎ୭⋅─────•
بکهیـون برای انتقـام از بـرادرش سهون، که با دوستپسـر سابقش روی هم ریختن، یه دوست پسر برای خودش اجـاره میکنه.
پارک چانیـول؛ اون یه پلـیبـوی هاتـه که قراره دوست پسـر اجـارهای بکهیون با دستمـزد خیلی بالایی باشه.
چه اتفاقـی م یفته اگـه همـه چیز طبق قـرارداد پیش نره و چانیـول بشه داماد مورد علاقهی پدر بکهیون؟
───∿AMOR➭사랑➭FICTION∿───
🥀نام داستان: عشق اجاره ای
🌷زوج ها: چانبک، سکای
🥀ژانر: درام، انگست، رمنس، اسمات
🌷نویسنده: yeolallineed
🥀مترجم: @B_a_H_a_R_61
🌷چنل تلگرام: T.m/AmorFiction