Suggestion
4 stories
𝐃𝐄𝐆𝐀 𝐕𝐔࿐ ni fickDrowned
fickDrowned
  • WpView
    MGA BUMASA 10,244
  • WpVote
    Mga Boto 1,032
  • WpPart
    Mga Parte 21
دژاووʚ فصــل دومᯓ ︴برای تنفر .... ᘏ -مثل اولین خالکوبی که با صدای دردناک اون بچه روی بدنش نقش بست -یا مثل تمام فرار ها -میشه دوباره روح خوشحالی صدای خنده توی عمارت بپیچع؟ -سرنوشت چیزی خوبی نبود چون بین این همه ادم چرا باید اونو میدید؟ [در حال اپ..... ] ➥فصل اول کامل شده این بوک میتونید توی همین پگ دنبال کنید 𖠗بـه قـلـم آونـدیـنا
Badboy,Badgirl{complete} ni k_pop_fanfic
k_pop_fanfic
  • WpView
    MGA BUMASA 73,120
  • WpVote
    Mga Boto 6,815
  • WpPart
    Mga Parte 43
◉ نام فن فیک: #پسربد_دختربد ◉ ژانر:عاشقانه_دانشگاهی_اسمات • ◉ قسمتی از فیک: لیسا در حالی داد میزد از پشت سرم گفت:کی لذت برد؟این تو بودی که اینجا اومدی. برگشتم و ابروهامو بالا دادم و گفتم:پس تو چرا قبول کردی؟! در حالی که از جلوم رد میشد و در ماشینش که توی نزدیک ترین پارکینگ به در آسانسور پارک شده بود و باز کرد و با اشاره به پایین تنم با خنده دندون نمایی،چشمکی زد وگفت:چون اون موقع نمیدونستم انقدر کوچیکه! سوار شد و گاز داد و بیرون رفت،انقدر از حرفش حرصی و شوکه شده بودم که دهنم باز مونده بود، شروع به خندیدن کردم و فکم قفل کرده بود... اون دختره ی....چی گفت؟چشم هامو با اعصبانیت بستم و چنگی به موهام زدم...می‌کشمت دختره ی پرو! به سطل اشغالی که کنار ستون بزرگ داخل پارکینگ بود لگد محکمی زدم که صدای دادم بلند شد.... • | #badboy_badgirl🏨🧩| ◉ Couple: #lizkook #rosmin ◉ Writer: #sahr • ◉ کارکتر ها: #Bts - #Jungkook • #Jimin #Blackpink - #Lisa • #Rose #Gidle- #Miyeon #Astro - #Eunwoo #Sf9 - #Jaeyoon وضعیت:تمام شده.
ɢʀᴇʏ ᴄᴇʟʟs  ni rosali_na
rosali_na
  • WpView
    MGA BUMASA 5,800
  • WpVote
    Mga Boto 402
  • WpPart
    Mga Parte 24
نام فن فیک: سلول های خاکستری ژانر:معمایی، عاشقانه، لیتل اسمات، انگست، مافیایی، جنایی قسمتی از فیک : شعله های آتش زبانه میکشید و همه چیز جلوی چشمانم میسوخت،قطرات اشک درحالی که روی گونه هام سر میخوردند رد سوزشی به جا میذاشتند،شعله ها انقدر نزدیک بود که انگار از داخل مردمک های چشمم گداخته میشد،همه ی چیز هایی که میشناختم جلوی چشمانم درحال خاکستر شدن بود،یک آن ،یک لحظه گرما از بین رفت و سرمای شدیدی حجوم آورد،لباس هام خیس و بدنم میلرزید،بارون میبارید و باد سردی میوزید، سرم رو بالا اوردم و دستی رو دیدم که به سمتم دراز شده،به آرومی دستم رو سمتش دراز کردم و گرفتمش،گرم بود. یکبار دیگه سرما از بین رفت و گرما حجوم آورد، ساختمون و درختان اطرافم درحال سوختن بودن،فکر کردم دوباره خونمونه، اما اینجا برای من اشنا نیست... _جونگکوک..کوک... با شوک سرمو برگردوندمو دیدمش که روبه‌روم وایستاده،با لبخند و چشمای اشکی بهم خیره شده بود،دستشو بالا آورد نوازش وار روی گونم گذاشتم،فاصله ی بدنامون رو کم کرد و سرشو جلو آورد: آفرین...بلاخره تمومش کردی...تو موفق شدی... لبخندی زدم و با دستم تار مویش رو که باد روی صورتش انداخته بود کنار زدم: اوهوم نونا...تموم شد... بلاخره نابودش کردم... بلاخره کشتمش... خندید و قطره ی اشکی از گوشه ی چشمش چک
BLACK SUIT || taennie || ni singularity066
singularity066
  • WpView
    MGA BUMASA 20,911
  • WpVote
    Mga Boto 2,121
  • WpPart
    Mga Parte 28
آروم از سر جام بلند شدم و به سمت در رفتم . آروم بازش کردم ، هیچکس نبود ، با قدم ها نوک انگشتی آروم آروم به سمت حیاط رفتم . بادیگارد ها اونطرف بودن و از فرصت استفاده کردم و دویدم ؛ ولی متوجه من شدن ، سرعتم رو بیشتر کردم ولی از بس ترسیدم که پام پیچ خورد و افتادم زمین ؛ منو گرفتن باز بردن تو ولی اینبار به یه اتاق دیگه بردن و نشوندن رو صندلی جلوم یه میز و صندلی بزرگ‌ بود ؛ انگار اینجا اتاق کار هس و صدای آشنایی شروع کرد به صحبت کردن ... شیپ ها : تهیونگ و جنی جونگکوک و لیسا جیمین و رز چانیول و آیرین