اگه بدونی آخرین روز زندگیت فرار رسیده چی کار میکنی؟ حرف هایی که از زدنشون امتناع کرده بودی رو به زبون میاری؟ کار هایی که از انجامشون سر باز زده بودی رو انجام میدی؟ خطر یه بار دیگه زندگی کردن رو به جون میخری؟ خطر یه بار دیگه عاشق شدن رو چی؟
یک گذشته ی دردناک
جونگینی ک با کلی عشق میره به کراش چند سالش یعنی اوه سهون اعتراف کنه
اما به دلیل زشت بودنش به بدترین شکل ترد بشه
و اوه سهون اونو به عنوان امگای حقیقی خودش قبول نکنه چون خیلی زشته
اما یه شب با یه ارزو جونگینی ما تغییر کنه
ایا سهون از این تغییر خوشش میاد و باور میکنه که این فرشته ی زیبا همون امگایه زشت خودشه که به بدترین شکل ترد شده
یا فک میکنه یه الفا با دو امگایه حقیقیه
ژانر. اسمات. مدرسه ای.رومنس
زمان اپ.. هر سه روز
نام : آخرین گناه شهوت
کاپل ها : سکای ، چانبک
ژانر : فانتزی ، رمنس ، اسمات ، امپرگ
نویسنده : Leon
خلاصه:
همه با دیدن نوزادی لبخند میزنند و برای به آغوش کشیدن آن نوزاد دستهایشان را باز میکنند.
ولی اوضاع برای نوزاد حرومزاده ای که پیش گو سرنوشت تاریک و شومی برایش دیده فرق میکند.
دیگر دستهایی برای به آغوش کشیدن آن نوزاد باز نمیشود.
دیگر لبخندی برای آن نوزاد زده نمیشود.
در عوض دستهایی به قصد مرگ به سمتش میرود و چه بلایی سر این دستهایی که آن نوزاد را کشته اند میآید؟
←[کامل شده]→
چه اتفاقی رخ میده اگر یک روز پارک جیمین، یهو بیفته توی یکی از فن فیکشن های واتپد؟
و از همه بدتر... چی میشه اگر توی اون فیکشن تخیلی، شوهر و بچه داشته باشه؟
•برشی از فیک•
با دیدن صورت اون شخص توی نزدیکی خودش بهتزده لب زد:
+ تو...ت..تو...
و تنها فکر توی سرش این بود که:
دستشویم ریخت...
°°°°°°°°
+ شما اینجا چجوری میزائید؟
_ ما؟ ما که نمیزاییم ولی خب...با جراحی دیگه.
جیمین یکهخورده گفت:
+ جراحــــی؟
°°°°°°°
+ واو... عجب چیزی زائیدم!
((#1 in comedy))