Kaisoo
43 stories
" YOU CAN CALL ME MONSTER " [Complete] by RayPer_Fic
RayPer_Fic
  • WpView
    Reads 316
  • WpVote
    Votes 58
  • WpPart
    Parts 1
•¬کاپل: چانبک | کریسهو | کایسو | هونهان •¬ژانر: تخیلی | جادویی | فانتزی | رازآلود •¬خلاصه: نفرین اش این بود؟! غربتی از چشمانِ عزیزترینش دریافت میکرد؟ غربتی که در این دنیا داشت، این نفرینی بود که تاریکی از ان حرف زده بود؟ بهای خندیدن لب های کیونگسو، بی هویت شدن جونگین بود؟ اینجا دنیای جونگین بود و نبود؟! با تغییر دادن گذشته همه چیز تغییر کرده بود جز خودش؟ این انصاف نبود جواب عاشقی اش اینطور داده شود! انصاف نبود وقتی سویی را رها کرده بود خودش اینطور رها شود. ═ ∘♡༉∘ ═ #Gamer
... by Kadijagi1288
Kadijagi1288
  • WpView
    Reads 8,601
  • WpVote
    Votes 1,993
  • WpPart
    Parts 29
" Omega " [Complete] by RayPer_Fic
RayPer_Fic
  • WpView
    Reads 14,905
  • WpVote
    Votes 3,891
  • WpPart
    Parts 7
complete •¬‌کاپل: کایسو | هونهان •¬‌ژانر: فانتزی | تخیلی | اومگاورس | انگست | هپی اند •¬‌خلاصه: مادرم وقتی حامله شد می دونست یه گرگ قدرتمند رو درون خودش پرورش می ده و بابا میگفت توله اش قراره الفایی قدرتمند تر از پدر و مادرش بشه. حتی گاهی تو خلوت با خودش فکر میکرد شاید پسرش آلفای قرمز بشه. کسی چه می دونست. نه ماه رویاهای شیرین خانواده ام با تولد من حباب شد. یه توله گرگ خاکستری متولد شد. یه اومگا مذکر... من.... دو کیونگسو. ═ ∘♡༉∘ ═ #Nemo
Jonjini | Kaisoo  by mahta_a_kh
mahta_a_kh
  • WpView
    Reads 22,730
  • WpVote
    Votes 5,980
  • WpPart
    Parts 43
#Full #complete فیکشــن: جــونجینــی 🍓 Jonjini 🍓 کاپــل: کــایــســو ژانـر: ددی کیــنک ، فـلاف ، کمــدی ،رمنـس، درام نویسنـده: مهتــا🌙 فصــل‌اول: #‌کامل_شده فصــل دوم: #کامل_شده ═════════════════════════ خــلاصــه: کیونگســو پسر ســه ساله شیرین زبونیــه که طی اتفاقاتــی در مسیــر زندگی کیــم جونگیــن، دانشجــوی مهربونی قرار میگیره و اون رو وادار میکنــه تا سرپرستیــش رو قبــول کنــه!🌸🌿 فاصله سنــی ۱۶ ساله شون باعث شده تا این دو نفر تبدیل به قشنگ ترین پــدر و پســر دنیا بشن👨‍👦 حالا چه اتفاقاتــی باعث میشه تا احساســات پاکشــون تبدیل به غــلیان های جنســی بشه؟!🔥 چانیــول با روحیــه طنــز و بامــزش میون زندگی این پدر و پسر چیکار میکنه؟!😆 #Kaisoo ═════════════════════════ هشدار: اگه از این ژانر خوشتون نمیاد لطفا نخونید چون بعدا هیچ گونه انتقادی در این مورد رو قبول نمیکنم! ممنون. بهترین رنکینک: kaisoo : 3
" For your eyes " [Complete] by RayPer_Fic
RayPer_Fic
  • WpView
    Reads 43,946
  • WpVote
    Votes 10,395
  • WpPart
    Parts 50
•¬‌کاپل: کایسو | چانبک •¬‌ژانر: انگست | عاشقانه | امپرگ | اسمات •¬‌خلاصه: کیونگسو بعد از اتفاقات تلخی که براش رخ میده، تصمیم میگیره درسش رو ول کنه و دنبال کار بگرده ... چی میشه اگه اتفاقی متوجه بشه به عنوان یک اف.دی حامله اس ؟ اونم نه بچه ی نامزد یا حتی دوست پسرش رو! بچه ی یکی از مشهورترین آیدل های کره که فقط باهاش وان نایت داشته و عشقی در کار نبوده!!! کیونگسویی که باور داشت اگه سعی خودشو بکنه، همه چی درست میشه اما زندگی خیلی زیادی بهش سخت گرفته بود... جونگینی که بخاطر غرورش رو همه چی پا میذاشت در حالیکه وجودش رو چیز دیگه ای تلخ کرده بود ... چانیولی که با جدا شدن از دوست پسرش، تازه فهمید چقدر میتونه عشق گرفتار کننده باشه... بکهیونی که با خیانت از طرف عشقش رو به رو شده بود... این داستان ، داستان این افراد و آدمای زندگیشونه ..‌. شما رو به خوندن این فیک با حضور تمام احساساتتون دعوت میکنیم...❤️ ═ ∘♡༉∘ ═ #DarkChocolate
Dream A Little Dream Of Me 🌌 by Mlii_21
Mlii_21
  • WpView
    Reads 466
  • WpVote
    Votes 147
  • WpPart
    Parts 2
𝐹𝑖𝑐𝑡𝑖𝑜𝑛: Dream a little Dream of Me 𝐶𝑜𝑢𝑝𝑙𝑒: Kaisoo 𝐺𝑒𝑛𝑟𝑒: Romance, Angst 𝑊𝑟𝑖𝑡𝑒𝑟: Honey Bee 𝐷𝑒𝑠𝑐𝑟𝑖𝑝𝑡𝑖𝑜𝑛: با بیرون اومدن تخت چرخدار از ساختمون با اخم کمرنگی به جونگین که به طرفش میرفت نگاه کرد و دنبالش راه افتاد. _تقصیر خودته! باید باهام میومدی بازم نمیتونی چهرش رو ببینی. با کنار رفتن پارچه و بدون تغییر موندن فضا با تعجب ابروهاش رو بالا انداخت و جلو رفت. به چهره ی جمع شده و خیس از اشک جونگین نگاه گیجی انداخت و سرش رو پایین گرفت. بدون اینکه پلک بزنه به آدم روی تخت خیره شده بود و هرلحظه بیشتر از قبل توی بهت فرو میرفت. با صدای جونگین سرش رو بالا گرفت و فهمید مخاطب حرف هاش پسر خوابیده روی تخته. +متاسفم هیونگ...متاسفم. نباید اینکارو میکردم. دوباره به طرف جونگین برگشت و با تکون دادن شونش سعی کرد توجهش رو جلب کنه. _جونگین؟ منو نگاه کن! هی! جونگین! منو میبینی مگه نه؟ میشنوی چی میگم؟ با وحشت به دست هاش نگاه کرد. وجودش هرلحظه کمرنگ تر از قبل میشد. _این...این واقعیه! اشک هاش روی صورتش جاری شدن و دوباره به جسد روی تخت خیره شد. _این...این منم!
ˈམྀˇ𝐋𝐚𝐬𝐭 𝐃𝐚𝐲 𝐎𝐟 𝐀𝐩𝐫𝐢𝐥ˇམྀˈ by Erienne532
Erienne532
  • WpView
    Reads 708
  • WpVote
    Votes 134
  • WpPart
    Parts 1
April series : shot two~ 𝐋𝐚𝐬𝐭 𝐃𝐚𝐲 𝐎𝐟 𝐀𝐩𝐫𝐢𝐥 🍰 𝗖𝗼𝘂𝗽𝗹𝗲⇝ 𝖪𝖺𝗂𝖲𝗈𝗈 🥡 𝗚𝗲𝗻𝗿𝗲 ⇝ 𝖥𝖺𝗇𝗍𝖺𝗌𝗒 , 𝖥𝗅𝗎𝖿𝖿 , 𝖲𝗆𝗎𝗍 ☕ 𝗔𝘂𝘁𝗵𝗼𝗿 ⇝ 𝖤𝗋𝗂𝖾𝗇𝗇𝖾 ⇲ در ادامه داستان دروغ آپریل( April Fool's Day) ... اینجا قراره درباره کاپل شیرین کایسو آپریل بخونیم... سرآشپز کیم و شیرینی پز دو که تصمیم دارن جشن ۱۰۰ روزگیشون رو دوتایی جشن بگیرن. اما آیا همه چیز طبق برنامه هاشون پیش میره؟ ▻ #oneshot #full #April_series
The Devil Wears Gucci by 7yearswithkyungsoo
7yearswithkyungsoo
  • WpView
    Reads 17,463
  • WpVote
    Votes 3,713
  • WpPart
    Parts 22
「 ꕥ」┊Author: jongnugget 「 ꕥ」┊Translator: Yasi🌸 「 ꕥ」┊Name: The Devil Wears GUCCI 「 ꕥ」┊Couple: Kaisoo 「 ꕥ」┊Genre: Comedy, Romance, Smut, Fashion au 「 ꕥ」┊Description: از نظر کیونگسو هرلباس گرونتر از ۵۰ دلار اوت کوتوغ به حساب میاومد ولی انگار همکارای جدیدش با این نظریه موافق نبودن. مخصوصاً رئیسش که انگار - یا نه؟ - تجسم همزمان کمال و شیطان بود.
No Need For Amortentia by 7yearswithkyungsoo
7yearswithkyungsoo
  • WpView
    Reads 2,068
  • WpVote
    Votes 437
  • WpPart
    Parts 4
کیونگسو نمیدونست از چه چیزی بیشتر میترسه...اینکه تو امتحانات سطح عالی جادوگری رد بشه...یا اینکه دلش رو به رنگ نقره ای ببازه...
Pretty Little Psycho 🎨 by Mlii_21
Mlii_21
  • WpView
    Reads 13,229
  • WpVote
    Votes 3,795
  • WpPart
    Parts 43
𝐹𝑖𝑐𝑡𝑖𝑜𝑛: Pretty Little Psycho 𝐶𝑜𝑢𝑝𝑙𝑒: Kaisoo, Chanbaek 𝐺𝑒𝑛𝑟𝑒: Romance, Angst, Smut 𝑊𝑟𝑖𝑡𝑒𝑟: Honey Bee 𝐷𝑒𝑠𝑐𝑟𝑖𝑝𝑡𝑖𝑜𝑛: _تو منو با لبخندت امیدوار کردی حالا نمیتونی امیدمو ازم بگیری. مثل من که وقتی گفتم میام و میبرمت. تو بهم امید داشتی. منم پول رو آوردم و تورو با خودم بردم. نباید...نباید امیدمو خراب کنی. +عیبی نداشت اگه نمیومدی...به هرحال برای من که فرقی نمیکرد! میرفتم زیرش، اونم همه بدهیمو میبخشید؛ نه؟ همه جملات تکراری بودن...یه روز همین حرف هارو خودش به زبون آورده بود و الان میدونست هر حرکتی بهایی داره که زندگی مجبورت میکنه بپردازیش. بالاخره یه روز یه جایی تمام کار ها و حرف هات به خودت برمیگرده. توی اون لحظه جونگین به این ایمان آورده بود. _معذرت میخوام کیونگسو. ▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎ با بهت به صورت پوشیده از اشک بکهیون خیره شد و چند قدم جلو رفت. اما بک با وحشت ازش دور شد و با صدای گرفته گفت: دیگه دوسم نداری چانیول؟ نه؟ دیگه منو نمیخوای؟