Second
187 stories
[synesthesia]         by ginen-
ginen-
  • WpView
    Reads 28,789
  • WpVote
    Votes 8,445
  • WpPart
    Parts 46
[completed] من میتونم طعم صداهارو بچشم... مثل صدای اهنگین و زیبای تو. هر وقت کلمه ای ادا میکنی و باعث میشی اون طعم های بهشتی رو زیر زبونم حس کنم، به این فکر میکنم، احتیاج دارم بیشترو بیشتر برام حرف بزنی، شاید تا اخر عمر...
The pain[Z.M] by peacelovergirl
peacelovergirl
  • WpView
    Reads 1,938
  • WpVote
    Votes 297
  • WpPart
    Parts 13
اصلا نمی‌دونم اسمش رو درد هم می‌شه گفت یا نه؟ با یه سر درد ساده شروع شد ولی الان هیچ دکتری به جز... به جز اون کاری ازش بر نمی‌آد...
Mastani by heledriell
heledriell
  • WpView
    Reads 282
  • WpVote
    Votes 52
  • WpPart
    Parts 4
قدرت، خیانت، سیاست و جنگ... همه‌چیز طبق نقشه پیش میرفت تا زمانی که قلب یک شاهزاده، قوانین امپراتوری را زیر پا گذاشت گاهی خطرناک‌ترین دشمن، کسی نیست که شمشیر به دست داره کسی است که قلبت را در اختیار گرفته.
Bloody Night [Z.M] *𝐂𝐨𝐦𝐩𝐥𝐞𝐭𝐞* by StrawSarina
StrawSarina
  • WpView
    Reads 418
  • WpVote
    Votes 55
  • WpPart
    Parts 7
«شب خونین» ⚠️هشدار محتوا: شامل صحنه‌های خون، خشونت و مرگ⚠️ ------ خیابون‌های خیس یورک هر شب قصه‌ی تازه‌ای می‌نویسن، قصه‌هایی که توی نور نئون‌ها، بوی الکل و عطر خون، نفس می‌کشن. یک کلاب که درهای پشتی‌ش همیشه به دنیایی باز می‌شه که قانون توش هیچ معنایی نداره، جایی که مشت‌زن‌ها و پول‌پرست‌ها برای تماشا و خون شرط می‌بندن. بین مشت‌زن‌ها پسری هست که چیزی برای از دست دادن نداره... و پزشکی که انگار هیچ‌وقت همون کسی نیست که نشون می‌ده. گاهی زمین زیر پات بوی خون می‌گیره، و تو هنوز نمی‌دونی قراره برنده باشی... یا تیکه‌تیکه شی. همه چیز از همین رینگ شروع شد. این یک قصه‌ی ساده نیست. اینجا حتی زخمایی که خوب می‌شن، بوی راز می‌دن. و گاهی... نزدیک‌ترین کسی که لمسش می‌کنی، تشنه‌ترین شکارچیه. ------ ☾︎ Couple: Ziam ☾︎ Genre: Romance, Vampire, Drama, Mystery, Action, Sport, Short Story ☾︎ Part: 6 ☾︎ Start: 19 August, 2025 ☾︎ End: 13 June, 2026
SACCHARINE by elamalik25
elamalik25
  • WpView
    Reads 115
  • WpVote
    Votes 21
  • WpPart
    Parts 11
"چیزی که زین اسمش رو نمیدونست، درست مثل رشد سریع و ساکت یک غده ی سرطانی، بین زندگی بی معنی احساسات و تحولی که به موضوعات بی اهمیت زندگیِ احساسات میبخشه بود....چیزی که اون اسمش رو نمیدونست، اما کامل درکش می‌کرد..."
princess- "persian translation" by Nmayne
Nmayne
  • WpView
    Reads 22,300
  • WpVote
    Votes 2,850
  • WpPart
    Parts 21
-زین کنار گوشم زمزمه کرد:"ولی نگران نباش پرنسس، من هیچوقت تنهات نمیذارم. چون نابود کردن زندگیت زیادی برام سرگرم کننده‌ست." صداش تاریک و پر از نفرت بود‌...
Deer In Cage by hdis28hs
hdis28hs
  • WpView
    Reads 8,792
  • WpVote
    Votes 1,303
  • WpPart
    Parts 31
Ziam- Zayn top (Liam power bottom) «ز: یعنی بهم پول میدی که بکنمت؟! ل: وقتی وارد جزئیات میشی، پیشنهادم شرم آور به نظر میاد!» وضعیت: کامل شده تاریخ شروع: ۱۴۰۳/۴/۲
This man is still alive by ZiamsNation
ZiamsNation
  • WpView
    Reads 119,115
  • WpVote
    Votes 17,919
  • WpPart
    Parts 29
به یاد بیار.. ببخش.. ببین
princess(ziam) by allex_a
allex_a
  • WpView
    Reads 83,618
  • WpVote
    Votes 1,665
  • WpPart
    Parts 5
"تو فقط پرنسس منی، لیام" [Persian translation] Writer : @British-1D-Irish
Two shadows one light [z.m] by lilianine
lilianine
  • WpView
    Reads 170
  • WpVote
    Votes 20
  • WpPart
    Parts 4
دریایی از احساس که کلمات قادر به پیام آنها نیست اما سکوت ها حس رو فریاد میزنن.