Fb
5 stories
Earth Holidays by ViolinistFICTION
ViolinistFICTION
  • WpView
    Reads 17,186
  • WpVote
    Votes 5,328
  • WpPart
    Parts 45
(completed) فرشته ها هم مثل آدم ها نیاز به استراحت دارن،یه روز ممکنه چندتا آدم از همه چیز خسته شن و گروهشونو ترک کنن و روز بعد ممکنه سه فرشته با قیافه هایی که ابدا خیال نمیکردن مال اون آدم های مشهور، پاشونو تو شهری بذارن که خیلی ها منتظرشونن.‌..شایدم همه چیز تقصیر رافائل بود اما اگه همه چیز همونطور بود که خدا براش طراحی کرده باشه چی؟اونوقت میشد یه پایان خوش واسه همچین اتفاقی چید؟ ↳🧚‍♂Genres ↲رمنس ~ کمدی سیاه~معمایی~ماوراء الطبیعه ↳🧚‍♂Couples ↲کایسـو ~ هونهان~چانبک ↳🧚‍♂Summary໑ ⟝ Writer : 🌨 Tara
Attic (اتاق زیر شیروانی) by saeede1996
saeede1996
  • WpView
    Reads 1,416
  • WpVote
    Votes 332
  • WpPart
    Parts 10
«فیک کامل شده» خلاصه : گالف چشمهاشو تو اتاق زیر شیروانی باز می‌کنه و تنها چیزی که قبلاً تو خاطرش مونده جشن تولد و حمله یه فرد سیاه پوشه که از پنجره وارد اتاقش شده...آیا اون دزدیده شده؟ . . . کاپل : میوگالف . ژانر : رازآلود، جنایی، دارک و رومنس
I want to deceive my uncle by kosar1389
kosar1389
  • WpView
    Reads 309
  • WpVote
    Votes 40
  • WpPart
    Parts 1
گالف عاشق داییشه و سعی داره اونو از ۱۵ سالگی اغفال کنه اما آیا اون مرد سرسخت و مغرور به خاسته خاهرزاده هورنیش که هرشب و روز تو گوشش زمزمه میکنه "منو بکن" تن میده؟
Painter of your eyes by kosar1389
kosar1389
  • WpView
    Reads 143
  • WpVote
    Votes 26
  • WpPart
    Parts 1
میو عضو مجلس نمایندگان کنگره ایالت متحده یه دورگه ی تایلندی امریکاییه که فقط یا تلاش خودش به جایگاه الانش نرسیده و بخاطر این خیلی وقته داره تاوان میده ... اون هر از گاهی مثل یه فرد از طبقه ی معمولی جامعه لباس می پوشه و میاد تو منطقه ی زاغه نشینای آمریکا و تا ساعت ها به گرافیتی های در و دیوار اون منطقه نگاه میکنه .. ___ گالف دانجشوی هنره و وقتی یه روز میو سوار اتوبوس شده بود که دوباره به همون مکان همیشگی بره نگاهاشون به هم میفته و گالف تو برخورد اول دل به چشمای رنگی اون میبازه و همونجا تا رسیدن به مقصد چشماشو نقاشی میکنه ایا این اخرین دیدار اون دوتاست؟
Destiny_Game     by mewgulfbh
mewgulfbh
  • WpView
    Reads 4,715
  • WpVote
    Votes 1,161
  • WpPart
    Parts 45
خلاصه: یه وقتایی زندگی خیلی سخته... یه وقتایی هم خیلی همه چیز قشنگ و شیرینه... هیچ کس از آینده اش خبری نداره، حتی نمی تونه یک ثانیه بعد رو حدس بزنه... آدما نمی دونن سرنوشت براشون چه بازی رقم زده؟... حالا اگه دوتا آدم متفاوت، با زندگی های سخت و آسونشون کنار هم قرار بگیرن، می تونن آینده اشون رو خودشونو بنویسن یا تسلیم سرنوشت میشن؟ "تو.... تو کی هستی؟.... من... من اصلا نمی شناسمت.... " ژانر:درام، عاشقانه، بی ال کاپل اصلی:میوگالف کاپلهای فرعی:مکس تول، کریست سینگتو