RominaZeighampoor's Reading List
12 cerita
「 Falling in the Darkness 」 oleh setayeshsara
setayeshsara
  • WpView
    Membaca 610
  • WpVote
    Vote 91
  • WpPart
    Bab 4
Summary: دستام رو دور نرده های فلزی مشت میکنم سرم رو بیشتر پایین میندازم لبام رو هم فشار میدم حتی منظره ای که همیشه ارومم میکرد دیگه تاثیری تو حالم نداره چرا؟ چرا اخرش دوباره به اینجا رسیدم؟ حتی اون نور های کوچیکی که از هر خونه دیده میشد و نشونه امید و زندگی بود هم ارامش دهنده نبود و این برا منی که همیشه با همین منظره لبخند رو لبم میومد هرچند محو و کوتاه عجیب بود سنگینی دستی که رو شونم نشست از هپروت بیرونم اورد سرم رو بالا اوردم و به صاحب دست و چشمایی که با نگرانی بهم دوخته شده بود خیره شدم تنش و حس ناراحتی که داشتم اروم اروم فروکش کرد و تنها چیزی که در اخر موند تعجب بود پس قضیه این بود؟ لبخند تلخی رو لبم نشست و شونم رو از زیر دستش بیرون کشیدم من هنوزم اروم میشدم فقط با یه منظره دیگه با منظره چشمایی که میتونستم داخل سیاهیش غرق بشم و با محبت و همدردی بهم خیره میشد الان منظره موردعلاقم و باعث ارامشم بود _: گفتی با همه فرق داری ولی تهش توهم مثل همه شدی، همیشه کسایی که میگن فرق دارن خلافش رو ثابت میکنن و توهم رفتی تو لیست همون ادما.....اشتباه کردم که بهت اعتماد کردم؟ چند لحظه با ناباوری بهم خیره شد و با تکخندی سرش رو با تاسف تکون داد _: من واقعا فرق داشتم فقط تو چشمات رو همه چی بسته بودی و نخواستی فرق منو ببینی.
Séparation forcée oleh drarry_hln
drarry_hln
  • WpView
    Membaca 43,742
  • WpVote
    Vote 5,772
  • WpPart
    Bab 73
*کامل شده* این فف با همه فف های دراری که تا الان خوندید زمین تا آسمون فرق داره بهتون قول میدم😂🤝🏻
This is how to oleh boomerbomb2020
boomerbomb2020
  • WpView
    Membaca 1,948
  • WpVote
    Vote 208
  • WpPart
    Bab 6
.گروهی از بچه های هاگوارتز ، یک ماجرا جویی را با درگیر شدن در مشکلاتی آغاز میکنن . داستانی برگرفته شده از هری پاتر ، از زاویه ای جدید 𝓝𝓮𝔀 𝓬𝓱𝓪𝓻𝓪𝓬𝓽𝓮𝓻𝓼 , 𝓷𝓮𝔀 𝓼𝓲𝓽𝓾𝓪𝓽𝓲𝓸𝓷 .
Sin | Drarry oleh otpclub
otpclub
  • WpView
    Membaca 124,806
  • WpVote
    Vote 17,717
  • WpPart
    Bab 35
" تو كى هستى؟ " " هرى پاتر." جايى كه دراكو بايد با گرايشش كنار بياد، و جاى ترسيدن به كسى كه هست افتخار كنه. written by: @NoticeMePotter persian translation.
Doubts|drarry oleh AllenPotter_Malfoy
AllenPotter_Malfoy
  • WpView
    Membaca 7,240
  • WpVote
    Vote 766
  • WpPart
    Bab 6
وقتی اسم هری از جام آتش در میاد و رون عصبی میشه.هری نیاز به یه دوست داره.هرماینی خوبه اما..با یه دوست همجنس آدم همیشه راحت تر میشه کنار اومد مگه نه؟
The Pure Blood Princess oleh Patricia_Aven82
Patricia_Aven82
  • WpView
    Membaca 24,551
  • WpVote
    Vote 2,150
  • WpPart
    Bab 35
همان طور که عشق میتونه تبدیل به نفرت بشه... نفرت هم میتونه تبدیل به عشق بشه...🥀
LOST IN YOU [DRARRY] oleh lumos_dl
lumos_dl
  • WpView
    Membaca 41,907
  • WpVote
    Vote 5,763
  • WpPart
    Bab 20
جسد بی جان معشوقش را در اغوش گرفته بود و به اندازه ی تمام سال های عمرش اشک میریخت که ندایی به گوشش رسید _تو باعث شدی که این اتفاق بیفته...
Dark light [Drarry] oleh lizardmtm
lizardmtm
  • WpView
    Membaca 130,763
  • WpVote
    Vote 16,458
  • WpPart
    Bab 50
دراکو: میخواستم روی ماه ببوسمت اما وقتی بوسیدمت تو خود ماه بودی هری!
control oleh magnusnakah
magnusnakah
  • WpView
    Membaca 1,734
  • WpVote
    Vote 272
  • WpPart
    Bab 5
زندگی شبیه بازی "شطرنجه" اگه بلد نباشی همه میخوان یادت بدن وقتی هم که یاد گرفتی همه میخوان شکستت بدن... این رو جیانگ چنگی که کل خانوادش رو از دست داده بود خیلی خوب متوجه میشد الان فقط خودش مونده بود و پسر بچه 16 ساله تخس که یادگار خواهرش بود... با اینحال...فکر نمیکنم خیلی هم تنها بوده باشه:)
جبران می کنم ( پایان يافته ) oleh baharan_kim
baharan_kim
  • WpView
    Membaca 67,515
  • WpVote
    Vote 11,380
  • WpPart
    Bab 44
داستان درمورد یه پسربچه ۱۴ ساله‌ است که به خاطر ناهنجاری های رفتاری مثل دزدی کردن تو مرکز بازپروری زندگی می کنه اما يک دفعه شیائو جان به عنوان قیم اونو از مرکز در میاره درحالی که ازش متنفره