میخوام بخونم
13 story
The New human(Persian translation) بقلم not_loosechester
not_loosechester
  • WpView
    مقروء 23,827
  • WpVote
    صوت 2,189
  • WpPart
    أجزاء 30
كستيل، فرشته سقوط كرده، فرشته اي كه مسئول سقوط تمام فرشته ها از بهشته الان انسانه. يه انسان معمولي با احساساتي كه براش نااشنان. دين ، دوست صميميش سعي ميكنه تو اين راه كمكش كنه و انسان بودن رو براش اسون كنه. اگه سريال رو ديده باشيد داستان از قسمت اخر فصل هشت شروع ميشه. يعني سقوط فرشته ها. ولي كلا مسيرش از داستان فصل نه جداس. پس اگه هنوز فصل نه به بعدو نديد اسپويل نميشه براتون ----------------------------- بچه ها اين داستان خيلي معروفيه. كلي بازديد داشته و چندتا هم جايزه گرفته. من كه با انگليسيش كلي حال كردم گفتم بذار ترجمش كنم تا بلكه بقيه هم حال كنن باهاش. شرمنده اگه مث انگليسيش نيس چون اين اولين كار ترجممه . بعدم بعضي جاهاش خيلي اسمات ميشد منم روم نميشد خيلي با جزييات ترجمه كنم. ديگه به بزرگي خودتون ببخشيد.
+10 أكثر
MANCHESTER RIVALRY | VKOOK ✓ بقلم 666fairytales
666fairytales
  • WpView
    مقروء 118,743
  • WpVote
    صوت 15,347
  • WpPart
    أجزاء 34
در دهه ۱۹۲۰ میلادی دو تا از بهترین مردهای مجرد شهر منچستر خواستگار یک دختر اشراف زاده بودن. دختری بسیار زیبا و جوان. جئون جونگکوک و کیم تهیونگ از اولین باری که همدیگه رو دیدن، میدونستن که قراره رقیب هم باشن و تلاش کنن تا قلب دوشیزه رو به دست بیارن. یا حداقل اینطور فکر میکردن. اما خیلی زود احساساتی که نسبت به دوشیزه جوان داشتن تبدیل به احساساتی نسبت به همدیگه شد؛ درست مثل گلهایی که توی ماه آوریل شکوفه میزنن‌. [ترجمه فارسی] © bhyuntaee
DARK | Complete بقلم 1DFanFic_iran
1DFanFic_iran
  • WpView
    مقروء 165,173
  • WpVote
    صوت 10,594
  • WpPart
    أجزاء 75
[كتاب اول] اون پسر فكر ميكرد كه اون دختر هم مثل بقيه دخترهاست . اون دختر هم فكر ميكرد كه اون پسر بدترين كابوسشه. اما اختلاف ها باعث نزديك شدن ميشن. قسمت هاى تاريك پيدا ميشن ، و دوباره عاشق شدن ياد گرفته ميشه. ايا اون دختر ميتونه به اون پسر دست پيدا كنه؟ ايا اون پسر ميتونه گارد هاى خودش رو پايين نگه داره. خودتون ببينيد چه اتفاقى مى افته وقتى تاريكى و روشنايى با هم تركيب ميشن. [کتاب دوم] knockout در ادامه ی همین کتاب... [Persian Translation] (Harry Styles AU) copyright all rights reserved @han_rawr
+18/𝘛𝘢𝘦𝘬𝘰𝘰𝘬 ( completed) بقلم hailxie
hailxie
  • WpView
    مقروء 292,767
  • WpVote
    صوت 34,634
  • WpPart
    أجزاء 25
" من واقعا به یک پرستار احتیاج ندارم ، ۱۹ سالمه ." - جانگکوک پرستار جدیده تهیونگه • Written by @meicrodon '
Kookv hybrid's village [ Completed ] بقلم alpha_kookv_writer
alpha_kookv_writer
  • WpView
    مقروء 197,364
  • WpVote
    صوت 26,216
  • WpPart
    أجزاء 24
روستای هیبرید🍸 کاپل ها:کوکوی،یونمین ، نامجین ژانر: تخیلی هیبرید فلاف اسمات امپرگ کوکی رو به بقیه:من ته رو میخوام ولی اون خیلی معصومه اما من می‌خوام بوسش کنم لمسش مال خودم بکنمش دیگه نمیتونم صبر کنم نامجون:ما بهت کمک میکنیم وضعیت: پایان یافته
Kookv Little's School [ Completed ] بقلم alpha_kookv_writer
alpha_kookv_writer
  • WpView
    مقروء 217,489
  • WpVote
    صوت 29,821
  • WpPart
    أجزاء 28
مدرسه کوچولو ها🍸 زوج : کوکوی سپ ژانر: روزمره لیتل فلاف اسمات یه مدرسه شیرین و بامزه که توش لیتل ها درس میخونن جئون جونگ کوک معلم خوب و حرفه ای برای یه سری مسائل پاش به این مدرسه باز میشه کامل شده
Will you marry me again? بقلم sookie_boo
sookie_boo
  • WpView
    مقروء 445,282
  • WpVote
    صوت 46,333
  • WpPart
    أجزاء 30
جونگ کوک و تهیونگ یه سال و نیمه که بخاطر شرکت باهم ازدواج کردن و حالا خانواده هاشون میخوان مطمئن شن که اونا عاشق همن... ژانر : روزمره ، اسمات ، لیتل کمدی ، رمنس کاپل : کوکوی ، ویکوک ( ورس ) Best ranking : #1 gay #1 kimtaehyung #1 jeonjungkook #1 fiction
City Of Dead [Vkook AU] بقلم Vantegod_
Vantegod_
  • WpView
    مقروء 162,707
  • WpVote
    صوت 26,374
  • WpPart
    أجزاء 13
"اون نيمه تاريكمو ديد و بهم گفت سياه رنگ مورد علاقشه"
961.78 °C بقلم shopicopa
shopicopa
  • WpView
    مقروء 279,765
  • WpVote
    صوت 54,904
  • WpPart
    أجزاء 32
فصل دوم 'Randy' همه آدم ها توی زندگیشون به خوب بودن فکر میکنن. اما فکر کردن هیچ وقت کافی نیست جئونی هیچ وقت! Made in pain! ________________ توجه ⚠️ این داستان قصد توهین به هیچ دین، شخص، مکان و... ندارد. تمامی مطالب ذکرشده تنها به این اثر تعلق داشته و وجود خارجی ندارند🚫
NOIR [BARCODE 2] بقلم kimsevil
kimsevil
  • WpView
    مقروء 78,078
  • WpVote
    صوت 11,366
  • WpPart
    أجزاء 30
نُوا یعنی چی؟... زندگی اون چند نفر وسط شهر تاریک و بد بو میشه نوا! وقتی که مجبوری عشقت رو با لبای خونیش ببوسی و مزه اشکش رو از روی پوستش بچشی. وقتی که تک تک لحظات تفنگ رو با ترس لمس میکنی و نا امنی تموم بدنت رو به لرز انداخته. نُوا لمس دستای یخ زده همونیه که وسط این جهنم میتونه بهشت رو برات به ارمغان بیاره... . . سیاه...صفت زندگی سه نفره. سه نفری که از وسط خاکستر خونه سوختشون ، بلند شدن. سه نفری که هر ثانیه از حال رو با یادآوری گذشته تلخ زندگی میکنن و از فکر کردن به آینده واهمه دارن. سه نفری که در اوج تنهایی مجبورن ادامه بدن. مجبورن تموم زورشونو بزنن تا به بقیه ثابت کنن هنوز میتونن حرکت کنن. هنوز میتونن حرف بزنن ثابت کنن که هنوز زندن! این داستان در ادامه ی BARCODE نوشته خواهد شد... ژانر: نقد اجتماعی - روانشناسی کاپل: VKOOK / SECRET +دختر پسری