I love it
14 قصة
The Lost Man.  بقلم vampire_sh17
vampire_sh17
  • WpView
    قراءات 7,329
  • WpVote
    تصويتات 1,514
  • WpPart
    فصول 13
عمو، الگوي برادر زاده بود.
" Covenant called love " بقلم _demian___
_demian___
  • WpView
    قراءات 1,750
  • WpVote
    تصويتات 106
  • WpPart
    فصول 1
«پیمانی به نام عشق» Genre: action, sad, fantasy Write by: Demian Type: one shot Couple: vkook •°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°• قول و قرارمان را فراموش کرده ای! عهد و پیمانمان را شکسته ای! رهایم کردی بی آنکه بفهمی چه خواهم کشید... حال که رفته ای دیگر باز نگرد! دیگر سراغم را نگرفته و برای حالم اشک نریز! پس از ترک کردنِ بی حد و اندازه ات... من آتش گرفته و...سوخته ام من خسته شده و...در مانده ام من تنها شده و...بی کسم اکنون تو رفته ای و من...تمام شده ام...
Photograph | Kookmin بقلم HildaFable
HildaFable
  • WpView
    قراءات 354
  • WpVote
    تصويتات 87
  • WpPart
    فصول 2
اسم : عکـس | کـوکمین ژانر : رمنس، کلاسیک، انگست، تراژدی نویسنده : هیـلدا تایـم آپ : فول شده " نکنه دلتنگم شدی نبودم، غمِ سرد برف شده نشسته رو موهای توام؟ نکنه برگشتی بارون شی بباری رو کویر یخ زدهِ خشکِ دست‌هام؟ چشم‌هات هنوزم مثل همون شب تو مهمونی شبیه ماه تو تاریکی شب میدرخشه. یه‌بار دیگه به عکس تو دستم نگاه میکنم مطمعن شم،خودِ خودتی... "
+10 أكثر
"مولانا" بقلم hanaghorbani
hanaghorbani
  • WpView
    قراءات 10,038
  • WpVote
    تصويتات 1,380
  • WpPart
    فصول 34
از سوز غم تو آتش می‌طلبم وز خاک در تو مفرشی می‌طلبم از ناخوشی خویش به جان آمده‌ام از حضرت تو وقت خوشی می‌طلبم "مولانا"
Little Prince بقلم Bangtan_trans
Bangtan_trans
  • WpView
    قراءات 2,380
  • WpVote
    تصويتات 249
  • WpPart
    فصول 2
«میدونی، بعضیا وقتی ناراحتن، طلوع خورشید رو دوست دارن» -آنتوان دو سنت-اگزوپری ترجمه فن فیکش واندر هست فقط اسمش رو عوض کردم
Rose Colored Boy [Kookmin] بقلم TheNelin
TheNelin
  • WpView
    قراءات 3,034
  • WpVote
    تصويتات 587
  • WpPart
    فصول 6
「Rose Colored Boy 🌹」 𖦹 Kookmin 𖦹 Romance, Angst, Slice of Life 𖦹 Translator: Nelin & Kim (@Kimkadoo) 𖦹 Writer: Cygnus جیمین خیال‌پردازی فارغ از واقعیت بود که از رویا، رویا می‌بافت و جونگکوک کسی بود که اون رو به واقعیت برمی‌گردوند.
Mariinsky Swan | Hopemin بقلم and_rome_da
and_rome_da
  • WpView
    قراءات 1,510
  • WpVote
    تصويتات 200
  • WpPart
    فصول 2
_آره جیمینا... تو گرمای روح پیر و یخ زده‌ی منی... تو گناه شیرینی هستی که با جون دل می‌خوامت و برات می‌جنگم. ⊹Writer ➺ Andromeda ⊹Genre ➺ Romance, Smut, Historical ⊹Couple➺ Hopemin
سیاه بقلم Geshtu-e
Geshtu-e
  • WpView
    قراءات 374
  • WpVote
    تصويتات 50
  • WpPart
    فصول 1
برای معدن چیان یورت
Along the Seine River | Vkook | Completed  بقلم Mamacita_01
Mamacita_01
  • WpView
    قراءات 424,990
  • WpVote
    تصويتات 56,819
  • WpPart
    فصول 45
┊Summary: توی این بوک داستان عاشقانه یه زوج فرانسوی از دل پاریس رو میخونیم. تهیونگ و جونگکوکی که هفت ساله ازدواج کردن و دوتا دختر دوقلو دارن، اما بعد از هفت سال اختلاف ها و مشکلاتی بینشون شکل گرفته که باعث شده جونگکوک تصمیم به جدایی از همسرش بگیره...اما چه آینده ای انتظار این زوج رو میکشه؟ ┊Teaser: _ یقه‌ت زیادی بازه! _چی! زبانش را در لپش چرخاند و نگاهش را از پاها تا چشمانم بالا کشید: _ یقه‌ت عزیزم...زیادی بازه! _ جدا تهیونگ؟ حالا که میبینی دیگه عصبی نیستم شروع میکنی به گیر دادن؟ او نیز اخمی کرد و با بردن دستهایش به جیب شلوار سفید رنگش، با لحنی جدی تر گفت: _ میدونی که دوست ندارم توی یه فضای خیلی عمومی و شلوغ مردم نگات کنن. متعجب خندیدم و سرم را به تاسف تکان دادم، لبم را به دندان گرفتم و در حالی که دکمه‌های پیراهنم را میبستم پاسخ دادم: _ تلافیشو سرت در میارم آقای کیم. _ تلاشتو میکنی آقای کیم. پیج نویسنده: @sylvie_fic Couple: Vkook Sub Couple: Seongsang (Ateez), Hopemin Genre: dram, Romance, Smut, angst Writer: Sylvie Telegram: @Papacita_01
+20 أكثر
Moscow | Hopemin Completed بقلم Mamacita_01
Mamacita_01
  • WpView
    قراءات 116,857
  • WpVote
    تصويتات 17,540
  • WpPart
    فصول 23
_میدونی دوست نداشتنت مثل چیه؟ _مثل این میمونه که دریارو از ساحل بگیرن چون از ساحل بدون دریا فقط یه کویر میمونه...🌊 خلاصه: مسکو داستانی عجیب از زندگی خون آشام هاییه که سرنوشت خودشون رو انتخاب کردن... طبق قوانین جدیدی جهان به دو بخش تقسیم میشد...شمال برای خون آشام ها و جنوب برای انسان ها... اما چی میشد اگه سرنوشت برده ای فرستاده شده از جنوب با سرنوشت خون آشام پر رمز و رازی که پسرخوانده ی شهردار مسکو بود گره میخورد؟ چه جنگ هایی قرار بود بر سر خون این پسر راه بیوفته؟ داستان پر فراز و نشیب مسکو رو بخونین... پیج نویسنده: @sylvie_fic کاپل:🔹️هوپمین_ویکوک🔹️ نویسنده: Sylvie 🌱 ژانر:سوپر نچرال،ومپایر،رمنس،اسمات 🔞⛔ پ ن: وجود برخی از ابهامات در مورد شهر مسکو کاملا طبیعیه و به دلیل نبود اطلاعات کافی در سایت های ایرانی ممکنه نویسنده ایراد هایی در متن داستان داشته باشه، اما تمامی مکان ها و شهر ها کاملا واقعی هستن.