"اگه بفهمم که قراره دیگه نبینمت، تمام داستان آشناییمون رو توی یه نامه مینویسم و اون رو به عنوان یادگاری ای از طرف خودم برات به جا میذارم."
جونگکوک کسیه که تمام ثانیه ھای زندگیش با درد طاقت فرسایی میگذرن، ولی اون هیچوقت دست از جنگیدن برنمیداره چون، اون جیمینی رو داره که با افکار و احساسات معصومانش بهش انگیزه ی زنده موندن میده.
جھان روی مدار عشق ثابته، با عشق تمام دردھا قابل تحمل ترن.
_خرگوش کوچولوی کیوتم، من اینجام تا تو رو تا ابد در آغوش بگیرم.
"ولی من فکر نمیکنم که بتونم تا ابد توی حصار بازوهای تو زندگی کنم."
[ خلاصه ی بالا توسط نویسندهی دوست داشتنی؛ Alois_red@ نوشته شده♡ ]
.
.
.
↫کاپل: کوکمین
↫ژانر: رومنس، انگست ، اسمات
امیدوارم از خوندن این مینی فیک لذت ببرین♡
•• #2 in "جیکوک"
" Completed "
کاپل: کوکمین
ژانر: رومنس،کمی هیجانی، اسمات، روانشناختی
《خلاصه 》
همه چیز درست پیش میرفت. همه چیز از نظر جونگ کوکی که زندگی رو تو آرامش و سرزندگیِ جیمین میدید،آروم پیش میرفت!
اما اینطور نبود...
جیمین بیشتر از این نمیتونست از چشمای عاشق جونگ کوک پنهانش کنه چون یه سری چیزایی که نباید میشنید رو دوباره شنید، صحنه هایی که نباید میدید رو دوباره دید. تو خواب و رویا؟ تو واقعیت؟ یه توهم ساختگی بود؟ یا یه گذشته ی تلخ و دردناک؟
یه شخصیت مملو از تاریکی که ملکه ی ذهنِ جیمین بود، قرار بود دوباره با آزاد شدنش، زندگی این دو پسرِ تازه به آرامش رسیده رو ویرون کنه؟
ولی این شخصیت تاریک نما دقیقا کجا آزاد شده بود؟
تو توهم جیمین یا....
امیدوارم که از خوندنش لذت ببرید. لطفا با ووت هاتون ازم حمایت کنید و اگه دوست داشتید فالو کنید 🤍
#TINR
#Nil