دارم میخونم🌸
42 stories
[Completed] •⊱ Baby, Baby ⊰• (ChanBaek) Persian Translation by EXOPerFic
EXOPerFic
  • WpView
    Reads 76,027
  • WpVote
    Votes 12,003
  • WpPart
    Parts 28
⋅⋅⊰🥀⊱⊰🥀⊱⊰🥀⊱⊰🥀⊱⊰🥀⊱⊰🥀⊱⊰🥀⊱⋅⋅ فن فیکشن ترجمه ای Baby, Baby | بيبی، بيبی کاپل: چانبک ژانر: امپرگ، فلاف، دراما نویسنده: BaekYeolBabies مترجم: OhMinA ( @mina__rafiei ) کاور: Elena Salvatore ( @AllAboutBaekhyun ) خلاصه:چانیول، پسر رئیس شرکت پارکه که نمیدونه توی زندگیش داره چه غلطی میکنه. بکهیون کارمند گستاخ عذاب آوریه که فکر میکنه از همه سرتره. اونا نمیتونن همدیگه رو به عنوان عشق زندگی تحمل کنن ولی تصمیمات احمقانه ی یه شبه، آشفتگی هاییو توی زندگیشون که یه زمانی خوب بود، به وجود میاره. هیچکدومشون واسه هیچ مسئولیت پذیری ای آماده نیستن و آخرین چیزی که نیاز دارن، کنار هم بودنه چون تنها کاری که تا حالا کردن، دعوا بوده. ولی به هر حال، این اتفاق میوفته... ⋅⋅⊰🥀⊱⊰🥀⊱⊰🥀⊱⊰🥀⊱⊰🥀⊱⊰🥀⊱⊰🥀⊱⋅⋅
 ꧁༒☬Bᴀᴇᴋʜʏᴜɴ☬༒꧂  by lbluesfoxl
lbluesfoxl
  • WpView
    Reads 10,691
  • WpVote
    Votes 2,452
  • WpPart
    Parts 15
_𝓑𝓪𝓮𝓴𝓱𝔂𝓾𝓷 ____ ׂׂૢ་༘࿐ بکهیون قرار بود یه پیشکش باشه. به جفتی که از بین مردم عادی برای گرگ‌ها انتخاب می‌شد پیشکش می‌گفتند. ده سال از زمانی که لامیا اون رو به عنوان جفت رهبر پک انتخاب کرده بود می‌گذشت. حالا وقتش بود که به قله بره... و هیچکس نمیدونست بعد از رفتن به قله چه سرنوشتی در انتظار پیشکشی‌هاست... ╰┈➤ ✎
Hurt by DelvinDsp
DelvinDsp
  • WpView
    Reads 76
  • WpVote
    Votes 8
  • WpPart
    Parts 1
بیون بکهیون؟ کوین؟ رایز؟ کریس؟ گلوم یکی اسم واقعیشه؟ کدوم یکی چهره واقعیشه؟ برای فرار از دست مردم افتاب پرست شد پس چرا از بین میلیون ها اون انتخاب شد برای درد کشیدن؟
 𝗧𝗁𝗋𝖾𝖾 𝗥𝗈𝗎𝗇𝖽𝗌 𝗧o 𝗘𝗍𝖾𝗋𝗇𝗂𝗍𝗒  by ArAtlantic0
ArAtlantic0
  • WpView
    Reads 758
  • WpVote
    Votes 132
  • WpPart
    Parts 13
سه راند تا ابدیت پارک چانیول . زیبا ، موفق ، و در اوج زندگیش . تشخیص پزشکان مثل ضربه‌ای بی‌صدا فرود آمد : تنها سه ماه وقت. همان روزها 'دکتر بکهیون' وارد شد ، مردی مشهور در دنیای پزشکی که آمده بود تا با بیماری بجنگد . اما خیلی زود فهمید مبارزه‌ی واقعی‌اش ، برای قلب کسی است که حتی زمان هم نمی‌توانست محدودش کند . ساعت‌های طولانی درمان، به گفت‌وگوهای آرام شبانه تبدیل شد ؛ نگاه‌ها، به لمس‌های کوتاه ؛ و ترس، به عشقی که در سکوت شکل گرفت . در دل شمارش معکوس ، آن‌ها زندگی را نه با روزها ، بلکه با نفس‌هایی که کنار هم می‌کشیدند ، اندازه گرفتند .
Hey Little, You Got Me Fucked Up [S2] by WhiteNoise_61
WhiteNoise_61
  • WpView
    Reads 26,240
  • WpVote
    Votes 4,953
  • WpPart
    Parts 68
•|☕️کـاپل: چـانبک، هونهـان، کریسـهان •|☕️ژانــر: ددی کیـنک، رمنـس، انگسـت، درام، روزمـره •|☕️ هپی انــد •|☕️نویـسنده: WhiteNoise •|☕️ کــامـل شــده ❞ پسر مو مشـکی و ریـزجثـه‌ای که تازه از زنــدان خارج شده بود با خجـالت نگاهش میکرد و چانیول نمیتونست تشخیص بده پوست سفیـد و بی‌نقـصش بخاطر نور شدید آفتاب انقدر زیـبا بنظر میرسه یا واقعا انقدر هــوس‌انگیره‼️🧸 - پــارک چانیول وکیــل 30 ساله‌‌ی بیون ایونجی - بیـــون بکهیون 16 ساله پسری که بخاطر جــرم مادرش توی زنــدان متــولد و بــزرگ شده و چیزی از دنیای بیرون از دیوارهای بلند زنـــدان نمیدونه‼️ - چانیول بعد از دیدن اون پسر با مردمک‌های لـــرزون و انگشت‌های ظـریف تصمیم میگیره به جای یتـیم‌خـونه اون رو به خونه‌ش ببره و خونـه‌ش رو تبدیل به زندان جدیـدی برای پسـر هوس‌انگیز موکلش میکنه و...🧸❝
Salad Seasoning ᶜᵒᵐᵖˡᵉᵗᵉᵈ by HannaTheEllA
HannaTheEllA
  • WpView
    Reads 20,554
  • WpVote
    Votes 3,923
  • WpPart
    Parts 30
"چاشنی سالاد" بکهیون لوسه؟ ابدا! اون فقط از طوری که والدینش همیشه حاضرن بخاطرش هرکاری کنن و حتی از موضع خودشون هم کوتاه بیان لذت میبره. اما آقای بیون برای اولین بار تصمیم میگیره توی زندگیش علی رغم میل پسرش درباره موضوع ممنوعه حرف بزنه و بکهیون بخاطر یه لجبازی ساده حالا خودش رو رسما بدبخت کرده!! 🥗Couple : Chanbaek 🥗Parts : 29 🥗Genre : Romance . Smut . HappyEnd 🥗Update : Once a Week 🥗Completed
Wild by LKOAVIE
LKOAVIE
  • WpView
    Reads 8,483
  • WpVote
    Votes 1,182
  • WpPart
    Parts 22
🖤وحشی🖤 روزهای آپ: شنبه 📎 ژانر: عاشقانه تاریک / DDLB/ درام روانی/ اسمات کاپل: چانبک / هونهان وقتی پسری یاغی و بی‌پناه به نام بکهیون، با مردی مرموز و ددی‌طور به اسم چانیول روبه‌رو می‌شه، هیچ‌کدوم نمی‌دونن که این دیدار، زندگی هر دوشون رو زیر و رو می‌کنه. چانیول نمی‌تونه بدون بکهیون زندگی کنه... و برای داشتنش، راهی جز دزدیدنش نمی‌مونه. تو این خونه، امنیت یعنی تسلیم شدن... و عشق، یعنی زنده موندن وسط تاریکی. از طرف دیگه، سهون و لوهان، با رابطه‌ای پر از وابستگی و لطافت، نشون می‌دن عشق می‌تونه هزار چهره داشته باشه. 🔒‌ دو داستان، دو عشق، یک درد مشترک: فرار از تنهایی.
⌞ Eternal Darkness ⌝ by MMHPCY
MMHPCY
  • WpView
    Reads 15,898
  • WpVote
    Votes 4,869
  • WpPart
    Parts 41
Fiction ↬ تاریکی ابدی Couples ↬ Chanbaek, Kaihun Genre ↬ Supernatural, Romance, Angst, Smut NC ↬ +18 Auther ↬ Narcis ••━━━━━━━━━━━━━━•• ✶【 خلاصه داستان 】✶ ❧ Kaihun: کیم‌ جونگین یه خون‌آشام مقرراتیه که درخواستی برای منبع تغذیه میده...چی میشه اگه پسری که جونش رو نجات میده به عنوان منبع انتخاب بشه؟ اوه سهونی که در اوج جوونی با کلی مشکل رو به رو شده و برای پول، خونش رو به خون‌آشام جوان می‌فروشه. سهون چرا انقدر خاصه؟ چطور تونسته توی قلب جونگین برای خودش جا پیدا کنه؟ چه اتفاقی قراره برای عشق تازه جوونه زده‌ی جونگین بیفته؟ ❧ Chanbaek: پارک چانیول نقاشی که هر صبح میره به سمت جنگل تا از گرگینه زیبایی که با یه لبخند مستطیلی درحال کتاب خوندنه نقاشی بکشه. ماهیت وجود چان و اون پسر کاملا متضاد هم هست و البته...بکهیون یه راز بزرگ داره. رازی که باعث شده بک زندگیش رو در تنهایی بگذرونه و فاش شدنش باعث میشه چانیول، جونش رو از دست بده. خون آشام قد بلند و آلفای مرموز قراره با چه اتفاقی رو به رو بشن؟ ••━━━━━━━━━━━━━━•• ◈ [ @Narcis_Fictions ] 🎖 1 in Sehun... •~•
𝐄𝐒𝐏𝐑𝐄𝐒𝐒𝐎♨  by rosezizi
rosezizi
  • WpView
    Reads 19,868
  • WpVote
    Votes 4,045
  • WpPart
    Parts 35
⋆خلاصه⋆ "دو پسر، با زندگی‌هایی پر از سکوت و روز هایی که با احتياط سپری میشن. غافل از اینکه قراره زندگی‌های دور از هیاهو‌شون با وجود هم واردِ مسیری تازه و سرشار از عشق بشه و وجودشون رو مثل یک فنجون اسپرسوی داغ، گرم کنه..." ♨⋆♨⋆♨ ♨نام فیکشن⋆ 𝐄𝐒𝐏𝐑𝐄𝐒𝐒𝐎⋆ ♨کاپل ها⋆ چانبک⋆ ♨ژانر⋆ رومنس⋆ روزمره⋆ درام⋆ ♨نویسنده⋆ 𝑹𝑶𝑺𝑬⋆ NC+18🔞 ♨⋆♨⋆♨ مرسی از انتخابتون برای خوندن اسپرسو خوشگلا. این داستان فقط در همین پیج آپ میشه و برای اطلاع از آپ داخله Cbrose6104@ این چنل تلگرام عضو شین. لینک چنل تو بایوی پیج واتپد هست🤎
𝑹𝒐𝒔𝒆𝒔 by csyncc
csyncc
  • WpView
    Reads 42,505
  • WpVote
    Votes 8,297
  • WpPart
    Parts 32
' 𝑯𝒊𝒔𝒕𝒐𝒓𝒊𝒄𝒂𝒍, 𝒓𝒐𝒎𝒂𝒏𝒄𝒆, 𝒐𝒎𝒆𝒈𝒂𝒗𝒆𝒓𝒔𝒆' ' 𝒄𝒉𝒂𝒏𝒃𝒂𝒆𝒌' یه دیدار ساده بود؛ گل های رزی که هر بار از زیر شنل بلندش بیرون کشیده میشد... و قلبی که هر بار تند تر میتپید. ᴥ︎︎︎ - من همون شاهزاده ی نفرین شدم. - اما نفرین به زیبایی!