[Completed]
پنج سال پیش، هری استایلز برای تبدیل شدن به یک خواننده و هنرمند، زادگاهش رو ترک کرد.
هری به اون چه که پشت سرش به جا گذاشت توجه زیادی نکرد-
یک زندگی، یک خانواده، و یک همسر... کسی که روزی از خواب بیدار شد و فهمید هری ترکش کرده.
و حالا، هری همه چیز داشت: پولدار و معروف بود و همه ستایشش می کردند، از جمله دوست پسرش.
اما وقتی حرف جدی شدن رابطه به میان اومد، هری مجبور شد با تمام واقعیت های ناراحت کننده ی گذشته اش رو به رو بشه - و لویی. کسی بود که تمام برگه های طلاقی که هری در طي پنج سال گذشته براش فرستاده بود رو پس فرستاد.
------
H a p p y E n d i n g
------
Written by: @Hattalove (AO3)
Translated by: Persian Gay Vodka Team
از بدو تولد متعلق به او و اژدها هایش بود.
شهرش سوخت و ویران شد و خودش اسیر شد و به هرزگی گرفته شد.
به چشمانش نگاه کرد و دلباخت، نگاهش از پا می انداختش، با نوازشش مست می شد و نفس می کشید لبخندش را.
خودش را به او سپرد تا مراقبت کند از تن آسیب پذیرش.
دل باخت و عاشق شد چرا که او پادشاه اژدهایش بود.
.
( کمی بر گرفته از سریال Game of thrones )
.
ژانر: تاریخی _ تخیلی _ عاشقانه ( آمپرگ)
𝐌𝐘 𝐃𝐑𝐀𝐆𝐎𝐍 𝐊𝐈𝐍𝐆 (𝖫𝖺𝗋𝗋𝗒)
𝗐𝖾𝗋𝗂𝗍𝖾𝗋 𝖡𝗒: 𝐇𝐚𝐫𝐫𝐢𝐞𝐭
یه اتفاق ساده و کوچیک باعث شد زندگی هری برای همیشه تغییر پیدا کنه .
چه خوبه که از اتفاق های ساده و کوچیک ساده رد نشیم.
این شما و این داستات زندگی هری و هم خونه جدیدش
هم خونه ایی که از یک جعبه کفش کنار خیابون ، راه به آغوش گرم هری پیدا کرد.
به زندگی در کاتونیا خوش آمدید.
اونا عاشق هم شدن اما باید یاد بگیرن عشق تنها دلیل برای باهم بودن نیست پس باید برای باهم بودنشون دلایل دیگه ای داشته باشن...
Larry Stylinson Fanfiction
start: 94/12/1
میزدی و درد میکشیدم؛
شدم عاشق و نبودی مجنون!
مجنون منی که مسکن بودم و تو ویروسی همچون طاعون و وبا ...
به جایی رسیدم که نگران دست توهم، نه صورتِ خودم که مقصد انگشتهات بود ...
گناهِ باهم بودن که هیچ گناهِ عذاب کشیدن من هم برای تو!
شومی یک اجبار!🍃
و در آخر قلب بازنده ای که مقابلت به زانو در آمد ...
پناه بردم به اغوشت گرچه اجبار بود!༆
྅𝐖𝐫𝐢𝐭𝐞𝐫𝐬:𝗮𝘁𝗶 𝗮𝗻𝗱 𝗻𝗮𝗳𝗮𝘀🧘🏽♀🎻
اورگاسم....
این کلمه رو میبینین و فکر میکنین هاته... درسته؟
اشتباست.
چی میشد اگه در روز تعداد متعددی اورگاسم داشتین؟
جلوی کلاس، معلماتون، دوستاتون....... مادرتون؟
هری استایلز یه پسر 17 ساله از بریتانیاست. به تازگی تشخیص داده شده که اون بیقراری ناحیه تناسلی (RGS) داره و حدس بزنین کی قراره یه پروژه درمورد این اختلال برای کلاس علوم پز شکیش انجام بده؟
لویی تاملینسون 18 ساله.
تصور کنین اگه هنگام امتحان جبر و معادله ناله کنین، در اینصورت اورگاسم براتون چطور به نظر میرسه؟
By: @louuuology
نفس هام رو به تو میبخشم...
اگه این،تمام چیزیه که نیاز داری.
محتوای این داستان شامل:
توصیفات غمانگیز/
سلفهارم/
اقدام به خودکشی/
و... میباشد.
11نوامبر2018
Larry+ziam
از درد به خودش میپیچید و گریه های بچگانش تو کل اون کوچه ی تاریک طنین مینداخت.صدای خنده های اون آدمای مست هنوز تو گوشش بودن...آخه چرا از درد نمیمیره؟چرا این کابوسا تموم نمیشن؟آخه اون فقط یه پسر بچه کوچولوعه!
___________________________________
💚💙👬 👬💛❤
Little one_L.S (Persian Translation)
لویی یه عوضی اما نه برای هری چون اون بیبی شه .
جایی که لویی به بدی شهرت داره اما هیچ چیز مانع محافظت از بیبی کوچولوش نمیشه و از هر اتفاق بدی که قراره توی دبیرستان یا زندگی برای اون بیوفته جلوگیری میکنه
《Libra 》