Exo_Fic_Ever
- Reads 2,427
- Votes 358
- Parts 1
📝خلاصه:
"چشماش..اون دوتا تیله ی اسمونی..دلم میخواد تاابد تنها چیزی که توشون میبینم صورت خودم باشه..دوس دارم توی شبه چشماش طوری گم بشم که تنها کسی که پیدام میکنه خودش ب اشه..این احساس لعنتی چجوری داره رشد میکنه؟چرا نمیتونم از چشماش دل بکنم!"
وانیل شکلاتی به اسم پارک چانیول
و..
بکهیونی با چشمای آسمونی
#ɪᴍ_ɴᴏᴛ_ᴀ_ᴘɪᴇᴄᴇ_ᴏғ_ᴄᴀᴋᴇ 🍰
#وانشات➰
〰ᴄᴏᴜᴘʟᴇ : ᴄʜᴀɴʙᴀᴇᴋ
〰ɢɴʀ : ғʟᴜғғ , ᴄᴍᴅʏ
ᴡʀɪᴛᴇʀ:
@psycho_melbe 🖊