mochiii1584's Reading List
5 cerita
『 ESCAPE ROUTE | Changjin 』✓ oleh ChristopherBlackssi
ChristopherBlackssi
  • WpView
    Membaca 7,866
  • WpVote
    Vote 2,464
  • WpPart
    Bab 24
⪧ 𝐂𝐨𝐦𝐩𝐥𝐞𝐭𝐞𝐝 ˒˒ سم هوانگ یکی از بهترین قماربازهای نیویورک بود، کسی که زمان زیادی از حضورش توی این عرصه نمی‌گذشت اما چنان اسم و رسمی واسه خودش به پا کرده بود که بیشتر بازیکن‌های معروف و غیرمعروف هم می‌شناختنش؛ اما قطعا معروف‌تر از سم، همون کسی بود که «چیتا» صداش می‌زدن. همون شخصی که سم حتی تصورش رو هم نمی‌کرد بتونه تا این اندازه واسش خطر ساز باشه... . . . . ⪧ 𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞 : Changjin ⪧ 𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞 : Romance, Mafia, Smut ⪧ 𝐓𝐞𝐥𝐞𝐠𝐫𝐚𝐦 𝐂𝐡𝐚𝐧𝐧𝐞𝐥 : @CHCREED
SPACE VOYAGE | Vkook [translated] oleh FuckingGeniusTae
FuckingGeniusTae
  • WpView
    Membaca 391,099
  • WpVote
    Vote 53,566
  • WpPart
    Bab 47
[ تکمیل شده ] وقتی هفت تا پسر که زیاد همدیگه رو نمیشناسن، داخل یک سفینه ی بزرگ، در فضا به مدت دو ماهِ کامل گیر بیفتن، همه چی قراره خیلی پیچیده و به‌هم ریخته شه!! این فن‌فیک اسمات داره. پس با ریسک خودتون بخونیدش
Messiah River oleh REDneonlight
REDneonlight
  • WpView
    Membaca 63,782
  • WpVote
    Vote 15,500
  • WpPart
    Bab 51
"هرگاه دو انسان به همجنسگرایی روی بیاورند، هر دوی آن‌ها باید به کام مرگ کشیده‌شوند، برای گناه بزرگی که انجام داده‌اند!" [کتاب مقدس - لاویان - ۲۰:۱۳] شهرک متوسط‌نشین و گمنامی در گانگ‌وون، یک شب عادی از تعطیلات زمستانه با پیدا شدن جسدهایی توی رودخانه‌ی حاشیه‌ی جاده از آرامش همیشگی‌اش خارج شد. اجساد کودکان ناشناسِ شش تا ده ساله، آرام و بدون درد؛ که با نظم و به‌ترتیب در نقاط مختلف رودخانه فرستاده شده‌اند. [CHANBAEK × KAIHUN] [Crime × Angst]
The Dead Sparrows  oleh ThePiink
ThePiink
  • WpView
    Membaca 1,611
  • WpVote
    Vote 396
  • WpPart
    Bab 4
⸺نام فیکشن: The Dead Sparrows🏮 ⸺کاپل‌ها: بکیول┊چانبک ⸺ژانر: درام ┊اسمات ⸺نویسنده: پینک✨ ⸺آیدی نویسنده در تلگرام: @Pinkish8 ⸺چنل فیکشن در تلگرام: @PiinkLibrary ⸺خلاصه: پارک چانیول فیلم‌نامه‌نویس حاذق و مشهوری بود که بخاطر عقاید کمونیستیش در دهه‌ی هشتاد به دستور وزارت فرهنگ و در دوره‌ی سرکوب هنرمندان، وارد لیست سیاه شد. برای گذران زندگی کودک و همسرش، حتی وادار به فروش اسباب و وسایل خونه‌اش شد. بکهیون کارگردان متوسط و ناشناخته‌ای بود که هیچ‌وقت موفقیت چندانی به دست نیاورده بود و همیشه مورد استهزای اهالی سینما بود. زمانیکه از اوضاع پارک چانیول باخبر میشه، بهش پیشنهاد میده که بعنوان یک گوست‌رایتر براش کار کنه و پولش رو بگیره‌. (در این صورت تمام فیلم‌نامه‌های گوست‌رایتر ،چانیول، به اسم بیون بکهیون تموم میشدن و هیچ اسمی از نویسنده‌ی واقعی به میون آورده نمیشد.) به مرور ارتباط این دو نفر فراتر رفت و تبدیل به رابطه‌ی عاشقانه‌ی تاکسیکی شد که در طی‌ اون بکهیون قصد کرد تا صاحب تمام و کمال هنر، استعداد و وجود چانیول بشه.