Danmei Novel 🍵
8 hikaye
The Decade of Deep Love (Persian Translation) tarafından choskhas
choskhas
  • WpView
    OKUNANLAR 8,429
  • WpVote
    Oylar 1,884
  • WpPart
    Bölümler 90
اسم رمان: ده سال عشق عمیق (ده سالی که تو رو بیشتر از هر چیزی دوست داشتم) The Decade of Deep Love (The 10 Years I Loved You the Most) نویسنده: Wuyiningsi 无仪宁死 مترجم: Rozhin_hl , black_rose_2002 ژانر: Adult, Mature,Romance,School Life, Slice Of Life, Tragedy, Yaoi زبان: چینی فصل: 81 فصل و 5 اکسترا سال: 2018 خلاصه: اون دو از دبیرستان با هم بودن.با هم،با چهره سرد والدینشون و نگاه تحقیرآمیز بقیه روبه رو شدن،شغلی راه انداختن و انواع فراز و نشیب ها رو پشت سر گذاشتن. وقتی اوضاع شرکتشون داشت،خوب پیش میرفت،از ژیشو هه خواستن که خونه نشین بشه و دست از کار بکشه،درحالیکه ونشو جیانگ کم کم تغییر کرد و مشغول خوش گذرانی های خودش شد. با اینحال،ژیشوهه ترجیح داد اون رو ببخشه. ژیشوهه به یک بیماری لاعلاج مبتلا شد اما ونشو جیانگ هنوزم نسبت بهش بی تفاوت بود. ژیشو باز هم اون رو بخشید. عشق براش به نوعی عادت تبدیل شده بود. درست مثل یه بیماری غیر قابل درمان. توی یه روز آروم و آفتابی،ژیشو بدون اطلاع قبلی،آروم و بی صدا،ونشو جیانگ و خونه ای که مدتها توش زندگی کرده بودن رو ترک کرد. خیلی زود دیگه ژیشوهه ای نبود. مردی با روحی پاک و عشقی عمیق به ونشو جیانگ،دیگه تو این دنیا نبود... گاهی اوقات عشق نمیتونه آزمون زمان رو از سر بگذرونه. هیچ کس تا زمانی که کسی رو که دوست داره و عاشقشه رو از دست نده،نمیدونه چط
It's not easy being a master(استاد بودن راحت نیست) tarafından daliangdynasty
daliangdynasty
  • WpView
    OKUNANLAR 11,487
  • WpVote
    Oylar 2,562
  • WpPart
    Bölümler 25
نویسنده : Jin Xi Gu Nian مترجم انگلیسی : xixi from novel updates مترجم فارسی: دیوونه کوچولو ویراستار:sam
Nan Chan / Persian Translation tarafından ChineseBL
ChineseBL
  • WpView
    OKUNANLAR 3,909
  • WpVote
    Oylar 646
  • WpPart
    Bölümler 30
↝ ᴛɪᴛʟᴇ: ᝰ* Nan Chan 🐉🔥 ↝ ᴀᴜᴛʜᴏʀ: ᝰ* Tang Jiuqing 🐍 ↝ᴇɴɢʟɪsʜ ᴛʀᴀɴsʟᴀᴛᴏʀ: ᝰ* Lianyin 🦇 ↝ ɢᴇɴʀᴇ: ᝰ* Psychological, Romance, Supernatural, Xuanhuan, Yaoi 🐾 ↝ sᴛᴀᴛᴜs ɪɴ ᴄᴏᴏ: ᝰ* Completed (129 Chapters) 🌵 ↝ sᴜᴍᴍᴀʀʏ : من هر هشت مصیبت دنیارو تجربه کردم چیزی که من در تمنای اونم بهشت نیست، بلکه فقط تویی شیطانی سرکش و رام نشدنی (گونگ) × راهبی جاودانه با رفتاری سرد اما کودکانه (شو) گونگ (gong) = تاپ شو (shou) = باتم
Qiang Jin Jiu / Persian Translation tarafından ChineseBL
ChineseBL
  • WpView
    OKUNANLAR 15,106
  • WpVote
    Oylar 2,605
  • WpPart
    Bölümler 29
✾ Novel Name : ↬ Bring The Wine 🍷 ↬ Qiang Jin Jiu 🦅 ✾ Anthor(s) : Tang Jiuqing 🍀 ✾ English Translator : Lianyin , Eggy , Rie , Lam , Lin , Yunyun ❄️ ✾ Geners : Yaoi , Drama , Historical , Mystery , Romance ⛓⚔ ━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━ ✾ خلاصه : شش استان ژونگبو طی یک محاصره تسلیم و به دشمنان خارجی واگذار شد ، و شن زه چوان بعنوان زندانی به پایتخت برده و تبدیل به یه سگ غرق شده* شد که محکوم به نفرت بود. شیائو چی یه خشمش رو دنبال کرد و راهشو به جلو باز کرد. ولی بجای اینکه به دیگران اجازه کاری بده ، با پای خودش به شن زه چوان لگد زد که باعث شد اون بچه تا پای مرگ پیش بره. کی فکرشو میکرد که اون پسر برگرده و تو یه ضدحمله اونو گاز بگیره جوری که سر تا پا غرق خون بشه؟ این شروع داستان دو مردی بود که هر بار باهم رو به رو میشدن همدیگه رو پاره میکردن. * سگ غرق شده کسیه که به ذلت افتاده و احترام و قدرتشو از دست داده ━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━
That Day I Found The Strangest Egg tarafından JanlouMitsitsiyo
JanlouMitsitsiyo
  • WpView
    OKUNANLAR 2,670,843
  • WpVote
    Oylar 156,393
  • WpPart
    Bölümler 119
When Lang Yuan transmigrated into his new world, he was suddenly brought into trouble because of an egg. He accidentally created a blood bond to the egg and is now treating him as its mother. Unaware of its origin, Lang Yuan carried the egg as his own child until he met its original father! TDIFTSE BOOK 1 : THE EGG HUNT *This is an original work. *Happy Reading! 😊😊😊 *Cross-posted on Scribble Hub and Tapas
املت that day i found the strangest egg(روزی که عجیب ترین تخم رو پیدا کردم) tarafından daliangdynasty
daliangdynasty
  • WpView
    OKUNANLAR 11,989
  • WpVote
    Oylar 3,080
  • WpPart
    Bölümler 27
نویسنده : Janlou Mitsitsiyo مترجمان فارسی: Xichen و rabin و Clio ویراستار: rabin
4:48 (Persian Translation) tarafından choskhas
choskhas
  • WpView
    OKUNANLAR 731
  • WpVote
    Oylar 119
  • WpPart
    Bölümler 8
رمان: 4:48 نویسنده: Qin Mobei مترجم: Rozhin_hl ژانر: فانتزی، رمنس، سوپرنچرال، شونن آی، تراژدی سال: 2018 زبان اصلی: چینی تعداد چپتر: 8 خلاصه: هی، چیزی نگو. نترس،الان 4:48 صبحه، زمان مرگ از لحاظ روانشناختیه. ولی تو الان نمیمیری. زمان مرگ تو دوازده ساعت دیگه ست. من "صفر"م. من اومدم تا جلوی مرگ تو بگیرم...
من این دنیا رو دوست ندارم، فقط تو رو دوست دارم tarafından oenomelnovel
oenomelnovel
  • WpView
    OKUNANLAR 1,290
  • WpVote
    Oylar 267
  • WpPart
    Bölümler 30
♥●•٠ شب قبل از ایـنکـہ گواهے ازدواجمون رو بگیـریـم، ازش پرسیـدم، "کے شروع بـہ علاقـہ داشتن بـہ من کردیـ؟" اون جواب داد ، "یـادم نیـست." "اما، چرا من؟" "چرا تو نه؟" "من خیـلے کوچیـکم (یــہ چیـز جزئے ام) و خیـلے راحت حسودے مے کنم." "منم همیـنطور." "من مے ترسم کـہ لایـقت نباشم." "منم همیـنطور." "من هیـچوقت بـہ طور واقعے با کسے قرار نذاشتم، پس نمے دونم عشق چیـه؟" "منم نمے دونم." اون دستمو بـہ آرومے گرفـت، "اما من ایـنو مے دونم. وقتے بـہ ایـن فـکر مے کنم کـہ بقیــہ عمرمو با تو سپرے مے کنم، احساس مے کنم آیـندم پر از امیـده." توے 16 سالگے از یــہ میـز کلاسے استـ؋ـاده کردیـم و فـاصلـہ اون کمتر از 10 سانتے متر بود. منظره ے اطرافـم پر از اون بود. توے 26 سالگیـ، صبح بیـدار شدم و دیـدم کـہ نور خورشیـد بـہ آرومے روے صورتش مے تابه. فـکر کردم، مے خوام ایـنطورے پیـر بشم - بـہ تدریـج، با اون. من حدس مے زنم ایـن بایـد، عشق باشه ˙·٠•●♥