so_gol's Reading List
29 stories
VALDEMAR by Saaba9407
Saaba9407
  • WpView
    Reads 60,196
  • WpVote
    Votes 7,725
  • WpPart
    Parts 72
خدا دنبال الهه ای می گشت که نقص هاش رو به شکوفه شکفته تبدیل کنه هیچ خالقی بجز خودش نبود اون یکتا بود پس خودش باید برای خلق الهه اش دست به کار می شد برای پسرک جنون توقف ناپذير بود زیبایی اون رنگ خاص با بوی کمی تیز آهن و مزه شورش اما آدمی محکوم به خودداریه پسرک از قاعده مستثنی نبود اما پسرک ایمان نداشت جونگکوک ایمانی نداشت ولی اون ازش یه معتقد ساخت الهه ای که خدا رو می پرستید کسی چه می دونست خدای واقعا می تونه چی باشه ؟ یک توهم یا یک واقعیت ؟ یک ترس یا یک قدرت؟ خدا می تونست همه این مفهومات باشه؟ شاید هم ترجیح می داد توی آسمونا پنهان بشه اگر انسان فقط عروسک خیمه شب بازی این خالق باشه پس به قطع هرآنچه ایمان و باور می خوانیم چیزی جز مشتی اراجیف نیست ___________________________
७𝐋𝐚𝐬𝐭 𝐟𝐚𝐧𝐭𝐚𝐬𝐲 by Sakuraa_chan
Sakuraa_chan
  • WpView
    Reads 5,712
  • WpVote
    Votes 1,073
  • WpPart
    Parts 31
• قصه ی دختری که با شخصیت ساخته ی خودش، یعنی اوه سهون روبرو میشه! شاید سهون از اولش تنها کرکتر اصلی داستانش بوده اما،طوری جلوش ظاهر میشه که انگار هیچوقت شخصیت یک وبتون نبوده! •اسم فیکشن: آخرین فانتزی / Last Fantasy •ژانر: رمنس، فانتزی، تخیلی، درام، مدرسه ای، فلاف •شخصیت ها: سهون،نامی،سوهو •نویسنده: ساکورا / Sakura •روزهای آپ در واتپد: دوشنبه‌ها •این فیک بصورت فول پارت در چنل تلگرام قرار گرفته! آیدی چنل تلگرام نویسنده: @bdmmdr_sa
𝐋𝐎𝐋𝐈𝐓𝐀. by oherwin
oherwin
  • WpView
    Reads 4,702
  • WpVote
    Votes 1,203
  • WpPart
    Parts 9
Couple: Kaihun Genre: Angst, sadness, daddykink, dram Update on: Thursday Written by: Erwin خلاصه: سهون هیجده ساله به تازگی وارد دانشکده ی ادبیات انگلیسی شده و فقط با مادرش زندگی میکنه. جونگین مرد سی و هشت ساله ای که بعد از تحصیل و تدریس رشته ی مشابه با سهون از خارج برمیگرده به کشورش و چون عادت نداره به سختی با محیط جدیدش خو میگیره. یکی از خونه های ویلایی تو شهر اولسان رو اجاره میکنه و یه روز به اجبار مادر سهون داخل خونشون میره. محوطه ی بزرگی رو طی میکنه و همونطور که تو حیاط چرخ میزنه پسری رو میبینه که با تیشرت و شلوارک سفید رو چمنا دراز کشیده و مشغول نگاه کردن مجله ی مُده. جونگین نزدیک تر میره و توجه سهون به قدمایی که نزدیکش میان جلب میشه، سرش رو بالا میگیره و با دیدن کای لبخند پررنگی میزنه. کای چهره ی بانمک پسر رو آنالیز میکنه، لب های صورتی، دندون های ارتودنسی شده، پوست سفید، موهای پر کلاغی، گونه های برجسته و البته چشم های گربه ای شکلش! زمزمه وار میگه: قشنگه. و جونگین از این طریق وارد زندگی سهون میشه تا... "این فیکشن بازگردانی رمان لولیتاست و صرفا برای اصلاح بهتره فضای داستان تغییراتی بوجود اومده تا ناهنجاری ها تا حد زیادی از بین بره. ممنون که لولیتارو برای خوندن انتخاب کردین، امیدوارم لذت ببرین."
‍↱ I Wanna Dream ..... Leave Me To Dream 🌌 by eliz_story
eliz_story
  • WpView
    Reads 27,324
  • WpVote
    Votes 5,036
  • WpPart
    Parts 31
┃کاپل: کایسو، چانبک | هردو اصلی │ژانر : رمنس، مرموز، جنایی، اسمات ┃وضعیت : فیک بلند | درحال آپ ●پیش نویس: الهامی ریز از موزیک dream از گروه imagine dragons ----------------------↷برش ↶------------------------ ترسناکه اما مهربونه چشم هاش ... اونا برای به دام افتادن کافین اون شبیه مادرمه باشه باشه، میدونم مادری وجود نداره دارم درباره ی اون رویا حرف میزنم تو میخوای منو گیر بندازی؟ من هیچ ردی برات نمیزارم افسر بیون اما اون میتونه اون دیشب پیش مادرم نشسته بود داره جاشو میگیره میتونم حسش کنم که... که رویاهامو توی مشت کوچیکش داره خفه میکنه
𝙂𝙖𝙢𝙚 by Theaurrora
Theaurrora
  • WpView
    Reads 101,634
  • WpVote
    Votes 14,905
  • WpPart
    Parts 50
<<کامل شده>> قطعا کار کردن توی یک آسایشگاه روانی اون هم به عنوان بهترین روانشناس، سختی های خودشو داره! اما چی میشه اگه لی مینهو، مرد متاهل سی ساله ایی که بالاخره تونسته توی این آسایشگاه به عنوان روانشناس کار کنه، پرونده بیمار مرموزی به اسم هان جیسونگ رو به دست بگیره و با کشف حقایق پشت پرده تمام زندگیش تغییر کنه؟! _"عشق تو برای من یه باخت حتمی بود جیسونگ، یه بازی بود. یه بازی با اینکه میدونستم آخرش میبازم. آره میدونستم ولی من با تمام وجودم پرستیدمت، نفست کشیدم و با تمام وجودم ذره ذره ی خودم رو آب کردم توی این عشق. ازت هیچ انتظاری ندارم که متاسف باشی. چون این منم که باید متاسف باشم. نه برای تو جیسونگ، بلکه برای خودم متاسفم که عاشقت شدم" Fic Name : Game Couples : MinSung , HyunSung Genre : Romance , Smut , Psychology , crime , dark, Happy end Writer : Aurora
𝘋𝘳𝘰𝘸𝘯𝘦𝘥 𝘪𝘯 𝘢 𝘣𝘭𝘢𝘤𝘬 𝘰𝘤𝘦𝘢𝘯 𝘴𝘵𝘢𝘪𝘯𝘦𝘥 𝘸𝘪𝘵𝘩 𝘭𝘪𝘦𝘴 by this_is_mingi
this_is_mingi
  • WpView
    Reads 10,911
  • WpVote
    Votes 1,475
  • WpPart
    Parts 51
☑️کامل شده☑️ این فیکشن درحالی بازنویسی می‌باشد. "غرق در اقیانوس سیاهی آغشته به دروغ" _اگر بعد از فرار کردن از دست یک روانی، بفهمی که بعد از دوباره پیدا کردنت چه کارهایی انجام می‌ده، اصلاً روی شخصیت گذشته‌اش برچسب روانی نمی‌زدی. ممکنه به دادگاه کشیده بشی و بهت به چشم یک قاتل نگاه کنن‌؛ این بازی رو می‌پذیری؟! از پس پدر روانی‌ات برمیای؟! ~~~ _چه حسی داره که فقط بخاطر یه مشت دروغ زیر مشت و لگد بری در حالی که نفس کشیدن هم بهت درد بده؟ همون حس...همون کوفتی؛ ازش متنفرم. _اون لعنت شده ها دروغ بودن! _همش همینه؟!کارایی که با من کردی قابل بخشش نبود. _ فقط چندتا مشت خوردی... _دردی که ازش حرف میزنم کلماته عوضی! "من دروغی هستم که خودتون باعثش شدید." 𝔾𝕖𝕟𝕣𝕖𝕤: 𝕔𝕣𝕚𝕞𝕖, 𝕒𝕟𝕘𝕤𝕥, 𝕞𝕒𝕗𝕚𝕒 𝕔𝕠𝕦𝕡𝕝𝕖𝕤: 𝕔𝕙𝕒𝕟𝕙𝕠, 𝕙𝕪𝕦𝕟𝕝𝕚𝕩, (𝕤𝕖𝕔𝕣𝕖𝕥 𝕔𝕠𝕦𝕡𝕝𝕖)
𝗕𝗹𝗮𝗰𝗸 𝗖𝗵𝗼𝗰𝗼𝗹𝗮𝘁𝗲 by Artemiskz
Artemiskz
  • WpView
    Reads 4,576
  • WpVote
    Votes 503
  • WpPart
    Parts 4
«نمی‌خوام باهات وارد رابطه بشم، کجای این جمله رو نمی‌فهمی؟» ・ 𝗠𝘂𝗹𝘁𝗶𝗦𝗵𝗼𝘁 ・ 𝖦𝖾𝗇𝗋𝖾 : 𝖱𝗈𝗆𝖺𝗇𝖼𝖾︲𝖣𝗋𝖺𝗆𝖺︲𝖲𝖺𝖽︲𝖲𝗅𝗂𝖼𝖾 𝗈𝖿 𝖫𝗂𝖿𝖾 ִ ・ 𝖢𝗈𝗎𝗉𝗅𝖾 : 𝖬𝗂𝗇𝗌𝗎𝗇𝗀 ִ ・ 𝖲𝗍𝖺𝗍𝗎𝗌 : 𝖢𝗈𝗆𝗉𝗅𝖾𝗍𝖾𝖽 ִ ㅤ┈┈ ៸៸ نوشته‌ای تلخ و شیرین، به طعم شکلات؛ همراه با روکش مچاله‌ شده‌ی قرمز رنگ به نماد عشق، و خیس خورده‌ زیر بارش ناملایم بارون. ﹔«𝖲𝖺𝗏𝖾 𝗆𝖾 𝖿𝗋𝗈𝗆 𝗆𝗒 𝗆𝗂𝗇𝖽.»
༺ 𝕭𝖑𝖆𝖈𝖐 𝕿𝖞𝖊𝖉 ༻ by BIueCloud
BIueCloud
  • WpView
    Reads 117,560
  • WpVote
    Votes 21,159
  • WpPart
    Parts 56
─پارک‌ چانـیـول، یـه‌کارمنـد ساده تو بخش بایـگانـی سازمان اطلـاعات کره که قبول میـکنـه اسمش به عنـوان یه آیـدول‌روکی وارد روزنـامه‌هـای کیپاپ شه، تا با کمک‌به پلـیـس برای دستگیـری رئیـس یـکی بزرگتریـن بانـدهـای تجارت موادمخدّر︎ زنـدگی بهـتری برای خودش بسازه!🎬 ༆𝓝𝓪𝓶𝓮: Black Eyed ༆𝓖𝓮𝓷𝓻𝓮: انگست، عاشقانه، اسمات، برشی از زندگی ༆𝓒𝓸𝓾𝓹𝓵𝓮: چانبک، کریسیول، سهبک ༆𝓐𝓾𝓽𝓱𝓸𝓻: 𝑩𝒍𝒖𝒆𝑪𝒍𝒐𝒖𝒅☃︎ ༆𝓢𝓽𝓪𝓽𝓮𝓶𝓮𝓷𝓽: #Full ༆𝒜𝓰𝓮𝓼: +18
༺𝑩𝒆𝒊𝒏𝒈 𝑨 𝑷𝒂𝒓𝒌 | 𝒫ℯ𝓇𝓈𝒾𝒶𝓃 𝓉𝓇𝒶𝓃𝓈𝓁𝒶𝓉𝒾ℴ𝓃༻ by BIueCloud
BIueCloud
  • WpView
    Reads 281,635
  • WpVote
    Votes 52,630
  • WpPart
    Parts 40
─من و چانیول، وقتــی بـچه بودیم بهتــرین دوسـت‌های هم به حسـاب مـی‌اومدیم. اون یه دوسـت‌دختـر داشــت. ولی وقتــی پدربزرگ‌ـامون خـواستـن باهـم ازدواج کنیــم، مجبـور شـد باهـاش بهـم بـزنـه؛ با دختـری که واقعـاً عاشـقـش بـود. مـن عاشــقشم اما اون نمیـدونه و برای من سخـته که بخـوام این احساسات‌رو برای حـفظ دوسـتی ای که دیگه وجــود نداره توی ســینه‌ام نگــه دارم. ༆𝓝𝓪𝓶𝓮: Being A Park ༆𝓖𝓮𝓷𝓻𝓮: کالج، انگست، امپرگ، عاشقانه ༆𝓒𝓸𝓾𝓹𝓵𝓮: چانبک، کایسو ༆𝓣𝓻𝓪𝓼𝓵𝓪𝓽𝓸𝓻: 𝑩𝒍𝒖𝒆𝑪𝒍𝒐𝒖𝒅☃︎ ༆𝓢𝓽𝓪𝓽𝓮𝓶𝓮𝓷𝓽: #Full ༆𝒜𝓰𝓮𝓼: +15 🏅𝑹𝒂𝒏𝒌𝒊𝒏𝒈𝒔: 1 in #چانیول 1 in #بکهیون 1 in #چانبک 1 in #بکیول 1 in #کایسو 1 in #کای 1 in #فارسی 1 in #فنفیکشن 1 in #گی 1 in #ترجمه 1 in #اکسو 1 in #انگست 1 in #lgbtq 1 in #chanbaek 1 in #Kaisoo 1 in #Kai 1 in #Baekhyun 1 in #Baekyeol 2 in #Romance 2 in #Chanyeol 2 in #Exo 2 in #mpreg
Don't Push The 26 Unit  by vievhen
vievhen
  • WpView
    Reads 74,395
  • WpVote
    Votes 16,348
  • WpPart
    Parts 39
«تو واحد بیست و شیش یه نویسنده دیوونه زندگی میکنه،میگن تمام قتل هایی که نوشته به فاصله یک ماه به واقعیت پیوسته. آخرین داستانش هم راجب قتلی که خودش مرتکب میشه،پسر باریستایی رو که اسمش بکهیون به قتل میرسونه.عذر میخوام اسمتون؟» «بکهیون.بیون بکهیون.» «خوشبختم آقای بیون!لطفا به هیچ وجه واحد ۲۶ رو فشار ندید» (چانبک)