Bts fiction🌑💕
38 stories
𝖢𝖮𝖫𝖣 𝖣𝖠𝖸𝖲'𝖪𝖵 by Ael693
Ael693
  • WpView
    Reads 6,535
  • WpVote
    Votes 459
  • WpPart
    Parts 20
احساس می‌کرد زمان براش مفهمومی نداره و هرلحظه ممکنه از حرکت بايسته. اونقدر سبک شده بود که میتونست از کالبدش خارج بشه و روی بلور های یخی‌ای که از آسمون به سمتش میومدن پا بذاره و ازشون بالا بره. +قول میدی توی زندگی بعدی هم عاشقم باشی؟ -این زندگی برای دوست داشتن تو خیلی کوتاهه ، قول میدم توی زندگی بعدی هم عاشقت بشم _______________________________ Name Fic: COLD DAYS Writer: Snow Lynx Couple: KookV Side Couple: yoonmin , Namjin Genre: Romance , Smut , Angst , Criminal Start: 19 February 2022
On The Road || Yoonmin by Augustida
Augustida
  • WpView
    Reads 25,845
  • WpVote
    Votes 5,487
  • WpPart
    Parts 36
+گیریم تمام خیال های جهان رو هم بافتی، بعدش چی؟ -می‌پوشیمشون و گرم می‌شیم و آسوده. ___________________________ زمانی که یونگی داشت توکیو رو به مقصد شهر میتو ترک می‌کرد، هيچوقت فکرش رو هم نمی‌کرد که اون اتفاق عجیب توی ایستگاه اتوبوس زندگیش رو برای همیشه تغییر بده! an Adventurous, Touristic, Fluff, Romantic, Comedy and a little bit Smut Story! By: August
Lips on your skin|Kookv by nasi_lynx
nasi_lynx
  • WpView
    Reads 455,574
  • WpVote
    Votes 49,431
  • WpPart
    Parts 33
[] Completed [] •• - " من مجانی برات مسابقه نمیدم کیم تهیونگ! باید در ازای بدهکاریای تو به اون هیوک عوضی یه چیزی هم نصیب خودم بشه ، درست نمیگم؟!" - "من...من چیزی ندارم که بهت بدم جانگکوک..." - " اشتباه نکن! تو خودتو داری! " •• Kookv 🔞 •• - " میخوای بگی که همه عمرت رو توی یه گاراژ گذرونده بودی؟! " - " یونگی هیونگ...حالا ازم متنفر شدی؟! " - " متنفر؟! اونم بخاطر اینکه بابای روانیت کل زندگیت تو رو زندانی کرده بود؟! تو یه احمقی جیمینا! " •• Yoonmin 🔞 ~ تایپ فن‌فیک : INTP •° این فیک خودمه و به هیچ عنوان حق ندارید جای دیگه بذاریدش! °•
Blueberry scent by littleoneeeee
littleoneeeee
  • WpView
    Reads 59,994
  • WpVote
    Votes 5,446
  • WpPart
    Parts 40
Couple: kookv،mintae(minho+taehyung) Genre:romance،omegaverse,mpreg ☆توجه: این فیک با اجازه ی نویسنده ی اصلی به کاپل کوکوی بازگردانی شده است☆ ورژن تهجین این فیک در همین اکانت اپ میشود😄 °•○●•°°•○●•°°•○●•° +جناب قاضی الفای من ناتوانی جنسی داره و من به همین علت نمی تونم بچه خودم رو داشته باشم -ما میتونیم یه بچه از پرورشگاه داشته باشیم امگاااا ^جناب جئون سعی نکنید با لحن الفایی تون امگا رو تحت تاثیر قرار بدین که نتونه از خودش دفاع کنه +من بچه ی خودمرو میخوام بچه ای که از پوست و گوشت و خونمه نه اینکه بچه یکی دیگه رو بزرگ کنم در حالی توانایی بارور شدن رو دارم ^باتوجه به اظهارات امگا و همچنین نتیجه ازمایشات، قانون حق رو به امگا میده و ایشون می تونن از شما جدا بشن
-𝗢𝗻𝗲𝘀𝗵𝗼𝘁 𝗕𝗼𝗼𝗸- by callmewhitie
callmewhitie
  • WpView
    Reads 15,182
  • WpVote
    Votes 757
  • WpPart
    Parts 28
″من اینقدر دوست دارم که اگه بغض کنی اولین قطره‌یِ اشک از چشمای من میریزه.دوست دارم؛ مثل آهنگی که هردومون حفظیم، مثل هوای ابری و بارونی، مثل قدم زدن روی برف، مثل حموم قبل از خواب، سیگار بعد از چای، اولین آغوش، اولین بوسه، اولین رابطه، مثل گریه از شادی، عطر گلخونه ها، بوی کلبه جنگلی، مثل دستپخت مامان بزرگ، مثل بوی کتاب، مثل پیتزا، لازانیا، پاستا، مثل فصل بهار، مثل دیوونه ها. مم و تو که دیوونه همیم! و اینو بدون کیم تهیونگ از این لحظه به بعد من محکومم به تو و تو؟ شیرین ترین گناه منی که قرار نیست از زیر قصاصش در برم!"
Jungle Ball | Vkook, Sope [Completed]  by sequoia_07
sequoia_07
  • WpView
    Reads 186,401
  • WpVote
    Votes 23,545
  • WpPart
    Parts 45
جمع کردن یک تیم والیبال به مربی گری جکسون وانگ، که از قضا دوتا از بازیکن هاش به طور اتفاقی گذشته ی خاصی باهم داشتن و این مسلما در روند برنامه هاشون تاثیر خواهد داشت. Name: Jungle Ball 🏐 Couple: Vkook, Sope Writer: Sequoia & Sylvie & Tony Genre: Smut, Sport ,Romance, Comedy Editor: Sequoia Telegram Chanel: Papacita01
Blue life S1 | Completed by Hinabllue
Hinabllue
  • WpView
    Reads 79,649
  • WpVote
    Votes 8,631
  • WpPart
    Parts 33
-Completed _ گل ها وقتی از ریشه کنده می‌شن هنوز زیبایی خودشون رو دارن... اما این زیبایی دوام ثابتی نداره و بعد از چند روز خشک می‌شن و از بین می‌رن. آدم ها هم همینن، وقتی از ریشه کنده می‌شن، پوسته ظاهریشون استوار نیست و دیر یا زود پوسیده می‌شن و دیگه وجود ندارن. تهیونگ که متوجه منظور پسر مقابل نشده بود، پرسید: _ منظورت چیه؟ برگشت و با نگاهی نافذ، جواب قاطعش رو توی صورت گیج دوستش کوبوند: _ من از ریشه کنده شدم! پس به من دل نبند... Main couple: Vkook Sub couple: Yoonmin Genre: Psychology, Romance, Angest
the window of life by titi09304426090
titi09304426090
  • WpView
    Reads 226,390
  • WpVote
    Votes 24,128
  • WpPart
    Parts 42
″من مریضتم تهیونگ″ ″مهم نیست″ ″اسم من تو لیست مریضای روانیه″ ″اهمیتی نمیدم...″ ″دوست داشتن من گناهه...″ ″پس در این صورت من یه گناهکار به حساب میام″ کاپل اصلی : کوکوی کاپل های فرعی : یونمین؛نامجین ژانر : عاشقانه، روانشناسی، تیمارستانی، درام، اسمات
𝑮𝑹𝑬𝑬𝑫𝒀 | 𝑲𝑶𝑶𝑲𝑽 by sheri326
sheri326
  • WpView
    Reads 2,354
  • WpVote
    Votes 302
  • WpPart
    Parts 8
☆ووت و کامنت در حین خواندن فیک،فراموش نشه☆ Name: Greedy Couple: KookV Genres: Historical . Drama . Romance . Angst . Classic . Smut Channel: Everythingaboutbtss Writer: sheri Up Time: نامشخص / متوقف شده "بیا به هم قول بدیم اُلیوِر ، بیا تو زندگی بعد برای هم باشیم ، جایی که نه رد خونی باشه و نه جنگی ... جایی که مجبور نباشم با دستهای خونی صورت سردت رو قاب کنم فرمانده ی من ...بیا به هم قول بدیم ... قول بدیم که این عشق نافرجام رو اونجا ادامه بدیم..." ---------------------------------------------------- -از من توقع نداشته باش که میون این همه کشت و کشتار ، عاشقانه دستت رو بگیرم و به کشورم پشت کنم! -توقعی ندارم...دیگه ندارم ، فرمانده !... من برای داشتنت جنگیدم ولی فکر کنم کافی نبوده...حداقل اونقدری نبوده که من رو به عنوان معشوقه ات بپذیری...انگار که تو فقط جنگ رو توی خون ریختن میبینی ، درحالی که من حتی برای یک نگاهت هم جنگیدم...جنگیدم و نفهمیدی...هیچوقت نمیفهمی... و این آخرین حرفهای ماتئو رو به فرمانده ای بود که صدای شکستن قلبش تا فرسخ ها به گوش می‌رسید...
BARCODE [VKOOK/YOONMIN] by kimsevil
kimsevil
  • WpView
    Reads 240,365
  • WpVote
    Votes 33,364
  • WpPart
    Parts 53
‌๛ ғᴀɴ ғɪᴄ 「 Bᴀʀᴄᴏᴅᴇ 」 • بارکد ~ Complete • کاپلی° ویکوک - یونمین • ژانر : عاشقانه | روزمره | نقد اجتماعی | انگست ❥•↿#Sevil 💜 #بارکد -•ᴛᴇᴀѕᴇʀ~ یک نفر پشت میله های زندان/ پدری که مرده بود. یک نفر زیر دود و سیگار / خواهری که رفته بود. مرگ هم به سراغشان نمی آمد~ راهش را کج می کرد... پشت چشمی می آمد و می رفت. بارکد تیره ... پشت گردنشان~ سرنوشت نحسشان را رقم می زد، پر رنگ تر از دیروز. ایدی تلگرام: @kimsevil