stylesmalikzarry's Reading List
35 story
You put the O in disorder [L.S] بقلم larryy_the_best
larryy_the_best
  • WpView
    مقروء 38,864
  • WpVote
    صوت 6,847
  • WpPart
    أجزاء 21
اورگاسم.... این کلمه رو میبینین و فکر می‌کنین هاته... درسته؟ اشتباست. چی میشد اگه در روز تعداد متعددی اورگاسم داشتین؟ جلوی کلاس، معلماتون، دوستاتون....... مادرتون؟ هری استایلز یه پسر 17 ساله از بریتانیاست. به تازگی تشخیص داده شده که اون بی‌قراری ناحیه تناسلی (RGS) داره و حدس بزنین کی قراره یه پروژه درمورد این اختلال برای کلاس علوم پزشکیش انجام بده؟ لویی تاملینسون 18 ساله. تصور کنین اگه هنگام امتحان جبر و معادله ناله کنین، در این‌صورت اورگاسم براتون چطور به نظر میرسه؟ By: @louuuology
+22 أكثر
Insomnia [Z.M] بقلم Ritadepp
Ritadepp
  • WpView
    مقروء 40,707
  • WpVote
    صوت 7,918
  • WpPart
    أجزاء 29
لیامی که کل زندگیش تو یه خواننده ی معروف و دوست داشتنی به اسم زین مالیک خلاصه شده و حالا قراره یه سفر چند ماهه رو باهاش تجربه کنه... کاور:deborah_me@ [وضعیت:کامل شده!] 1 #ziam 1 #zaynmalik
Stranger Love‌[Ziam Fanfiction] بقلم Nazanin_0
Nazanin_0
  • WpView
    مقروء 122,799
  • WpVote
    صوت 16,220
  • WpPart
    أجزاء 39
{completed} -من‌ از همه چیز میترسم، از مردم، از رنگ ها، از دردها، حتی از خودم و هرچیزی که توی گذشته لعنتیم بود! اما چرا از تُ نمی‌ترسم؟! از عشق تُ، از رابطه با تُ، من هر ذره از وجود لعنتیو میخوام؛ پس بیا و منو با روحت ارضا کن! Baby, let me love you Goodbye.
Summer love •ziam• بقلم mahi_palik
mahi_palik
  • WpView
    مقروء 26,764
  • WpVote
    صوت 5,503
  • WpPart
    أجزاء 25
♡•لیام جیمز پین ... پسری که به تازگی دبیرستان و تموم کرده و برای دانشکده پزشکی درخواست داده تصمیم میگیره تا تعطیلات تابستونیش و توی مزرعه پیش پدربزرگ و مادربزرگش بگذرونه ... و بدون اینکه خودش بخواد اونجا گرفتار عشق یه پسر شرقی با چشمای طلایی و تاج گل میشه~♡
SHOTGUN {Z.M} [completed] بقلم Antoni_walker0094
Antoni_walker0094
  • WpView
    مقروء 58,470
  • WpVote
    صوت 10,322
  • WpPart
    أجزاء 95
نابهنگامِ ناگهانِ منی! ناگهان سرزدی به دنیای تاریکم شدی نور چشمانم.. «لیام پین،فرمانده و گروهبان با تجربه است،چی میشه اگر در مسیر عملیات،هواپیمای نظامی آمریکا سقوط کنه؟ رازهای نهفته پنهان و نهان گمشده و سرگردان آینده برای مردی که بیشتر از نصف عمرش رو در خاک و خون گذرونده، چطوری مقدر شده!؟» ژانر:رومنس،اکشن،معمایی،تراژدی،سیاسی،اسمات،کمی طنز همراه این بوک باشین با کاپل کیوت زیام ✨ 1#rank ziam 1#rank زیام 1#rank zayn
unconditional love بقلم sheyda_123ziam
sheyda_123ziam
  • WpView
    مقروء 36,442
  • WpVote
    صوت 4,417
  • WpPart
    أجزاء 33
[completed ] از اونجایی شروع شد که پسر شیطون دانشگاه عاشق یه پسر آروم با جذبه میشه و این پسر شیطون هر کاری واسه جلب توجه پسر آروم با جذبه دانشگاه میکنه اما کی گفته داستان عشقشون بدون غم ناراحتییه؟؟؟؟. بر اساس یه داستان واقعی با تغییر شخصیت های داستان. ❌
+3 أكثر
Sunrise In Hollywood(Z.M) بقلم youcancallmemrless
youcancallmemrless
  • WpView
    مقروء 124,355
  • WpVote
    صوت 17,740
  • WpPart
    أجزاء 76
_اسمشو چي ميذاري؟ بدگماني يا واقعيت؟ +من بهش ميگم توطئه
+21 أكثر
Not Again? (L.S) بقلم fatestylinson
fatestylinson
  • WpView
    مقروء 45,212
  • WpVote
    صوت 8,251
  • WpPart
    أجزاء 31
هری به سمت لویی میره و دستهاش رو روی پهلوهای لویی میذاره. آرزو داشت میتونست لویی رو با نوک انگشتهاش بسوزونه همونجور که لویی با وجودش اونو میسوزوند. "دوباره نه،" هری وقتی تیشرت لویی رو بالا میده، تکرار میکنه. دستهای لویی بالا میاد وقتی که هری تیشرت رو از سرش رد میکنه، و بی‌توجه به سمت تخت لویی میندازتش. "من دوباره با تو نمیخوابم،" هری زمزمه میکنه. "حتما،" لویی میگه، لبهاش به گردن هری میچسبه که باعث میشه سرش رو کج کنه. "اگر تاثیری داره همینجور حرفت رو تکرار کن." هری ناخن‌هاش رو روی کمر لویی میکشه. "دوباره نه،" ناله میکنه. "این- این بار آخره." .یا. وقتی هری استایلز و لویی تاملینسون هم‌اتاقی هستند. اونا از همدیگه متنفرن. حداقل این چیزیه که خودشون فکر میکنن. Persian Translation The original story belongs to @aditistylinson
°Little Problem° [Z.M] _ By Sara (Completed) بقلم notevensara_
notevensara_
  • WpView
    مقروء 327,811
  • WpVote
    صوت 55,714
  • WpPart
    أجزاء 62
+آقای پین، یا بچه‌ی بوگندوتو از جلوی در خونه‌ی من دور میکنی یا زنگ میزنم پلیس!! Highest ranks: #1 in fanfiction and #1 in onedirection 💛❤ با احترام به لیام پین و تمام خاطرات قشنگی که بهمون هدیه داد.
Rejection of blood بقلم _Sogand_
_Sogand_
  • WpView
    مقروء 16,457
  • WpVote
    صوت 2,754
  • WpPart
    أجزاء 32
دوئلی که با مرگ شروع میشه اما به زندگی ختم میشه. . کی برنده‌ی این جنگه؟