ongoing...
122 stories
  " Monster " by Mahizard
Mahizard
  • WpView
    Reads 399
  • WpVote
    Votes 87
  • WpPart
    Parts 8
[ ⁹ ] [ مانستر ] روزنامه نگار جوانی که سعی داره راز پنهان آزمایشی قدیمی رو پیدا کنه، با یک مسئول بایگانی همراه میشه و نیمه تاریک علم رو میبینه! یه روز معمولی، مثل بقیه روز ها ما انتخاب شدیم. دست همدیگه رو گرفتیم و بیخبر از آینده، مسیر رو دنبال کردیم. اونها فقط یک جمله رو مدام تکرار میکردن: قراره درمان بشید! ⭐این داستان بر اساس یک واقعه تاریخی است. GENRE: MYSTERY, ANGST, CLASSIC, PSYCHOLOGICAL COUPIE : CHANBAEK, HUNHAN WRITER : Stella
♤ Desdemona ♤ by Viaiba
Viaiba
  • WpView
    Reads 37,939
  • WpVote
    Votes 6,303
  • WpPart
    Parts 24
دو خانواده مافیایی که به خون هم تشنه ان و برای کشتن همدیگه لحظه شماری میکنن .. چانیول آلفای خانواده نیکولایچ ، از یه پدر صربستانی و مادر کره ای و بکهیون امگای خانواده بیون ... این دو نفر هیچوقت فکرنمیکردن وسط دشمنی که خانواده هاشون باهم دارن ؛ عاشق همدیگه بشن . قرار های یواشکی همراه با ترس و لرز ؛ بوسه و لمس های سریع وسط مهمونی های بزرگ و دور از چشم بقیه ، کادوهایی که از سر ترس قایم میشدن ، تعصبی که روی همدیگه داشتن ، سرانجام همه اینا به یه ازدواج پنهانی منجر شد ‌. ولی هیچکدوم نمیدونستن که عشق و ازدواجشون قراره یه جنگ بزرگ بین دو خانواده رو شروع کنه . ᴄᴏᴜᴘʟᴇ : ᴄʜᴀɴʙᴀᴇᴋ ♤ ʜᴜɴʜᴀɴ ♧ ᴋʀɪꜱʜᴏ♡ ɢᴇɴʀᴇ : ᴏᴍᴇɢᴀᴠᴇʀꜱᴇ , ᴍᴀꜰɪᴀ , ᴍᴘᴇʀɢ , ᴅᴀʀᴋ ʀᴏᴍᴀɴᴄᴇ , ꜱᴍᴜᴛ ♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡
Solmere by TalesByElsa
TalesByElsa
  • WpView
    Reads 13,366
  • WpVote
    Votes 3,106
  • WpPart
    Parts 24
«فکر می‌کردم حتی اگه دوستم نداشته باشی، حداقل مال من می‌مونی...» تا حالا شده در عشقی قدیمی گیر کنی و دیگه هرگز نتونی به کسی جز اون حتی فکر کنی؟! چانیول بعد رفتن بکهیون شکست و تکه هاش رو باد برد اما بکهیون... اون زیبای لعنتی حالا ازدواج کرده بود و زیادی خوشبخت به نظر می‌رسید. کاپل: چانبـک ژانر: عاشقانه، امگاورس، درام محدودیت سنی🔞 نویسنده: السا
Lie by byunmihee
byunmihee
  • WpView
    Reads 19,507
  • WpVote
    Votes 3,709
  • WpPart
    Parts 31
همیشه فکر می‌کردم من مثل یه جزیره‌م که با آب احاطه شده‌، با این تفاوت که دریای اطراف من، آدم‌هایی بودن که دروغ می‌گفتن. مدتی که گذشت فهمیدم در واقع این جزیره است که به خودش دروغ می‌گه، از عمق آب در‌اومده؛ ولی خودش رو خشکی می‌دونه. فقط کافیه تا سطح آب یه مقدار بالا بیاد تا جزیره کاملا غرق شه. چه اشتباهی بدتر از دروغ گفتن به خودت؟ [ChanBaek]
OROBANCHE by Emil_fiction
Emil_fiction
  • WpView
    Reads 8,708
  • WpVote
    Votes 1,615
  • WpPart
    Parts 48
[OROBANCHE] [اوروبانچ][درحال آپ] ۱۹۲۰،لندن انگلستان؛ هویت قاتل فاحشه تا ابد مثل یک راز توی تاریخ باقی میمونه. هیچکس متوجه نشد اون نوشته ها متعلق به کیه یا دلیل کشتن زن های فاحشه چی بود؟ کابوس مردم لندن پایانی داشت یا نه؟ ‌𖥔 ִ ་ ָ࣪ 𓂃 𓂃 ۪ بیون بکهیون،روان پزشک بخش"B"تیمارستان مارشال‌؛ رو به رو شدن با بیمار تخت دوازده یک شبه زندگیشو تغییر داد.هیچوقت فکرشو نمی کرد به خودش بیاد و ببینه دلباخته ی اون پسر به ظاهر دیوونه شده. البته میشد اسمشو گذاشت عشق؟ یا فقط احساسی که از بین خون و جنایت رشد کرده؟ ‌ ִ ་ ָ࣪ 𓂃 𓂃 Couple:chanbaek Genre:روانشناسی،جنایی،معمایی،درام،انگست،رومنس،اسمات Writer:Emil 🚫این فیکشن ماورایی،تخیلی، خون‌آشامی نیست🚫
 Agreed  by RahaAisha
RahaAisha
  • WpView
    Reads 59,345
  • WpVote
    Votes 12,789
  • WpPart
    Parts 70
همه چیز از نامه‌ی مرموزی که در زیرزمین پیدا کرد شروع شد. نمیدونست در اون عمارت تاریک چه اتفاقاتی انتظارش رو میکشه. شاید برای فهمیدن باید اول حافظه‌اش رو به دست میاورد. ******************* × مشکل شماها چیه؟ میگن باید برای تتو یه طرح با معنی انتخاب کنین. اینا چه معنی‌ایی داره؟ + ماها؟ × تو تنها مشتری عجیبم نیستی پارک. + عجیب‌ترین مشتریت کیه؟ × یکی که ازم میخواست رو زخم‌های بدنش یه مشت اسم رو خالکوبی کنم. درد کشید تا اسم دشمن‌هاش رو روی بدنش بکشه. + عجیب‌ترین اون بود؟ پوزخند زد و گفت: × این عجیبش میکرد که، روی زخم روی قلبش اسم تو رو نوشت. ******************** Couple: Chanbaek, Hunhan, Kaisoo Genre: smut, mystery, mafia, angst, action
𝒍𝒆𝒈𝒆𝒏𝒅 𝒐𝒇 𝒕𝒉𝒆_𝐃𝐄𝐌𝐎𝐍_ by golabaton
golabaton
  • WpView
    Reads 45,099
  • WpVote
    Votes 8,169
  • WpPart
    Parts 41
🔻کاپل‌ها: چانبک، هونهان ♦️ژانر: تریلر، دارک رمنس، انگست، اسمات 🔺نویسنده: golabaton آپ: دوشنبه‌ها برشی از داستان: _بازم جهنمم میشی؟ تا جایی که مثل قبل حتی برام آدمم بکشی؟ پسری که انگشتاش رو با کنجکاوی و لذت توی لاشه‌ی سگی حرکت میداد و جز به جز اعضای حیوان مرده رو چک میکرد در جواب سوال بی احساسش لبخند بامزهای تحویلش داد. جوری که انگار ازش یه شیشه نوتلا خواسته بود دستش رو از جسد حیوان بخت‌ برگشته بیرون کشید و خیره به صورت جدیش خیلی غلیظ و پشت سرهم گفت. _البته...با کمال میل...با لذت... پسر ایستاده بعد تایید سه بخشیش لحظه ای سکوت کرد و شیطنت وار یکی از انگشتای کثیف و خونیش رو به دهن گذاشت و مکید. وقتی خوب تمیزش کرد با چشمهای درخشان و ترسناکش جلو اومد و زیر نگاه سردش سرخوش پلکی بهم کوبید. _مثلا میتونم چشمای ریز و درشت هر کسی رو که بخوای برات در بیارم و به عنوان مزه توی گیلاست بندازم... روانی مو مشکی با زدن لبخند دندون نمایی بقیه‌ی انگشتای خونی و کثیفش رو روی قلب کوبنده اش گذاشت و چنگی به سینه‌ی فشرده‌اش انداخت. _به شرطی که آخرش به عنوان هدیه این قلب کوچولو و نازت رو از سینه ات بیرون بکشم و به یه عروسک بی جون و بغلی تبدیلت کنم...قبوله؟...
Quixotic by evie_TM
evie_TM
  • WpView
    Reads 20,326
  • WpVote
    Votes 3,626
  • WpPart
    Parts 82
داستان یک خلبان آرمانگرا و خیالپرداز که رهبر پایینشهریهای لندن شده. مردی که دست به جنایت زد تا عدالت رو با چنگ و دندون حفظ کنه. اون آرمانشهری ساخته که مردمش هنوز برای دسترسی به منابع طبیعی و انسانی به بالاشهریها نیازمندن. رهبر پایینشهریها هرگز اجازه نمیده مردمش با جامعهای تعامل داشته باشن که توش تمامیتخواهی و تحریف بیداد میکنه. کیشوتیک برای رسیدن به اهدافش دیوانهوار جنگیده. اون در واقع تصور میکنه که با حذف و پاکسازی سیاستمدارهای لندن، میتونه دنیا رو به جای بهتری تبدیل کنه. Fiction Name: Quixotic Genre: Dystopian Fiction, Criminal, Angst, Drama, Romance, Smut, R Couple: Chanbaek, Baekyeol Status: On going~ روزهای اپدیت: پنجشنبه By Evie Frye~
ᴘᴇʀɪᴘᴇᴛᴇɪᴀ by csyncc
csyncc
  • WpView
    Reads 16,884
  • WpVote
    Votes 3,507
  • WpPart
    Parts 26
ᴄʜᴀɴʙᴀᴇᴋ ʀᴏᴍᴀɴᴄᴇ, sʟɪᴄᴇ ᴏғ ʟɪғᴇ, sᴍᴜᴛ ᴡʀɪᴛᴇʀ: ᴄᴄ * اینجا یه نقطه‌ی بی‌بازگشت برای کساییه که میخوان زندگیشون طور دیگه‌ای باشه. چانیول یه دانشجوی عکاس و تازه‌کاره که دنبال ترقی و پیشرفته اما به عنوان یه انسان زیادی بدشانسه و همیشه بدون این‌که بخواد گند میزنه. بکهیون وارث گروه بیون‌ها، یه مرد جوون و پرتلاشه که هرگز اشتباه نکرده و با تمام توان به سمت موفقیت می‌تازه. تلاقی خط سرنوشت اون‌ها، بدون این‌که بخوان به یه رسوایی بزرگ ختم میشه. چانیول برای اولین بار توی زندگی می‌فهمه خوش‌شانسی چه شکلیه و تمام زندگی بکهیون زیر و رو میشه...
𝖺𝖼𝖼𝗈𝗆𝗉𝗅𝗂𝖼𝖾 by TalesByElsa
TalesByElsa
  • WpView
    Reads 12,377
  • WpVote
    Votes 2,527
  • WpPart
    Parts 32
«گاهی خاطره‌ها به بدترین شکنجه‌ها تبدیل میشن» این رو بکهیون زمانی متوجه شد که خاطره اون شب بارونی و ترسناک، هرگز اجازه نداد با تمام وجود لبخند بزنه و از شنیدن صدای قطرات بارون لذت ببره چون تصاویر خون‌آلودی از چهره والدینش لرز به اندامش می‌انداخت. -هم‌گنـاه -ژانر: عاشقـانه، جنایی، تراژدی، اسمـات، هپی‌اند -کاپل: چانبک -نویسنده: السا