دخترم نوشته.
1 historia
LOTUS •GL• por Arnold1881
Arnold1881
  • WpView
    LECTURAS 1,605
  • WpVote
    Votos 333
  • WpPart
    Partes 16
رقصیدن دو دختر با یکدیگر اتفاقی عجیب بود که باعث میشد اطرافیانشان گاه به گاه به آنها نگاه کنند. اما آن دو دختر در جایی دیگر سیر می‌کردند و حال و هوایی دیگر داشتند. انگار که پاییز شکوفه میداد و بهار آغاز میشد. همانقدر غییر ممکن. چشمن‌ها جوانه می‌زدند و قدم‌هایشان غنچه میشد. و این همان لحظه بود که انوار ماه بر چهره‌ی آن دو آواز می‌خواندند. پاییز، بوی بهار را می‌شنوی؟