tommot9128's Reading List
9 histoires
Louten~[L.S] par larry_diary
larry_diary
  • WpView
    LECTURES 78,421
  • WpVote
    Votes 17,920
  • WpPart
    Chapitres 34
یه اتفاق ساده و کوچیک باعث شد زندگی هری برای همیشه تغییر پیدا کنه . چه خوبه که از اتفاق های ساده و کوچیک ساده رد نشیم. این شما و این داستات زندگی هری و هم خونه جدیدش هم خونه ایی که از یک جعبه کفش کنار خیابون ، راه به آغوش گرم هری پیدا کرد. به زندگی در کاتونیا خوش آمدید.
Daddy cool [L.S] - Mpreg par k_sama
k_sama
  • WpView
    LECTURES 32,835
  • WpVote
    Votes 4,901
  • WpPart
    Chapitres 27
"گوش کن،" هری محکم گفت، نشست روی تخت. "وسط حرفم نپر... اصن حرف نزن. گوش کن. من بهترینارو برای دخترام میخوام، و بعضی وقتا فکر میکنم که تو بهترین نیستی. زمان ملاقات هات ثابت نیست و تو همیشه فقط به این اهمیت میدی که پدر باحاله مورد علاقه باشی بجای اینکه به امنیت دخترات اهمیت بدی. اگه میخوای یه بخشی از زندگیشون باشی، باید زود به زود بیای دیدنشون. کتی رو از مهد کودک برداری. سیگار رو ترک کنی.امیلی رو بزاری تو اتوبوس سرویسش که بره مدرسه. مثل یه پدر واقعی رفتار کنی.بعدش شاید من یکم جدی گرفتمت." مکث کرد. "فهمیدی؟" لویی یه دوست پسر بی نقص بود. اون شیرین بود، اهمیت میداد به مسائل و عاشق بود. تا وقتی که هری دختراشون رو به دنیا میاره. بعد از اون لویی سیگار میکشید، مشروب میخورد و حتی با چندتا دختر قرار گذاشت. حالا لویی داره سعی میکنه که یه پدر بهتر باشه. *ترجمه شده*
Sin (persian translation) par larry_fanfic_iran
larry_fanfic_iran
  • WpView
    LECTURES 368,160
  • WpVote
    Votes 51,836
  • WpPart
    Chapitres 58
گى بودن گناهه. تتو كردن گناهه. سكس داشتن قبل از ازدواج گناهه. بودن با لويى گناهه، هرى اينو ميدونه. اون ميدونه بودن با اون مرد مخالف هر چيزيه كه اون باور داره. اما حتى اگر اون مذهبيه ولی هنوزم كنجكاوه. *** *this book is translate by page and its not allowed to copy*
~BeT~ par Don_Mute
Don_Mute
  • WpView
    LECTURES 69,652
  • WpVote
    Votes 9,462
  • WpPart
    Chapitres 14
|Larry Stylinson Teen Faction Short Story| "تو نمی تونی یکم با ادب تر باشی تاملینسون مگر نه؟" "نه دختر کوچولو, من همیشه این اخلاق شِتی رو داشتم! و بدون که با همین اخلاق تو رو به دست میارم! " "چطوره شرط ببندیم؟" این ففیک دارای فحش, مصرف مواد,اسمات می باشد!🔞⚠ ----------------- #1 highschool #1 harryandlouis #1 louisandharry
Got The Sunshine On My Shoulders [L.S](Persian Translation) par PersianGayVodka
PersianGayVodka
  • WpView
    LECTURES 139,787
  • WpVote
    Votes 30,097
  • WpPart
    Chapitres 52
[Completed] پنج سال پیش، هری استایلز برای تبدیل شدن به یک خواننده و هنرمند، زادگاهش رو ترک کرد. هری به اون چه که پشت سرش به جا گذاشت توجه زیادی نکرد- یک زندگی، یک خانواده، و یک همسر... کسی که روزی از خواب بیدار شد و فهمید هری ترکش کرده. و حالا، هری همه چیز داشت: پولدار و معروف بود و همه ستایشش می کردند، از جمله دوست پسرش. اما وقتی حرف جدی شدن رابطه به میان اومد، هری مجبور شد با تمام واقعیت های ناراحت کننده ی گذشته اش رو به رو بشه - و لویی. کسی بود که تمام برگه های طلاقی که هری در طي پنج سال گذشته براش فرستاده بود رو پس فرستاد. ------ H a p p y E n d i n g ------ Written by: @Hattalove (AO3) Translated by: Persian Gay Vodka Team
A DIFFERENT SUMMER par itsaboutrosa
itsaboutrosa
  • WpView
    LECTURES 6,561
  • WpVote
    Votes 1,737
  • WpPart
    Chapitres 29
پسري كه تابستون هرسال براي ديدن دختر عموش كه بهش علاقه داره از انگلستان به اسپانيا ميره، چي ميشه به خاطر پسره ساكتي كه وارده زندگي دختر ميشه، مجبور شه از علاقه ي چندين سالش دست بكشه؟
Wanna Fuck?  par SepandX
SepandX
  • WpView
    LECTURES 73,904
  • WpVote
    Votes 15,828
  • WpPart
    Chapitres 39
لویی غالبا یه لاشیه و هری فک میکنه که اون یه آشغاله. تا وقتی که نظرش عوض میشه. • a Larry Stylinson Fanfiction. • _ترجمه ی فارسی. نویسنده : mochaharry تلگرام : FanfictionsOnly
○DeMiurGe◎ par Don_Mute
Don_Mute
  • WpView
    LECTURES 75,653
  • WpVote
    Votes 15,653
  • WpPart
    Chapitres 58
+Larry & Ziam Futuristic Novel× من خلقت کردم, بهت جون دادم, تا واسه من باشی و به خواست من زندگی کنی... طوری که وقتی اراده کنم بمیری و وقتی بخوام زنده بشی! من خداتم هروبات, با من روی آتش دریا برقص, خون بریز و روش پایکوبی کن... واسه من زندگی کن! :فنفیک دارای محتواییست که شاید برای همه مناسب نباشد! +×+×+×+×+×+×+×+×+×+×++×+×+×+× #1_future #1_larrystylinson #1_harrybottom #1_ziammayne #1_science #3_gaylove
Unbelievers (L.S) par MahlaStylinson
MahlaStylinson
  • WpView
    LECTURES 24,702
  • WpVote
    Votes 5,103
  • WpPart
    Chapitres 24
لویی داره اخرین سال از کالج رو میگذرونه و قصد داره امسال رو به بهترین شکل ممکن تموم کنه. ولی اون علاوه بر یه جفت کفش ورزشیش، ذهن پر از تیکه و طعنه ش و دوست صمیمی دلقکش، یه خانواده پیچیده، یه آینده نا معلوم و از همه بدتر یه دشمن فنا ناپذیر داره که زندگیش و جهنم کردن. البته اینکه یه جایی تبدیل به دشمن های 'با منفعت' بشن، توی برنامه ش نبود. یا جایی که لویی و هری به هیچ وجه دوست همدیگه نیستن، و فوتبال همه زندگی شونه. [ this is not my story. all the rights to -isthatyoularry- on ao3 ] Warnings : - smut