این داستان، واقعی نیست و حالت فانتزی داره.
امیدوارم خوشتون بیاد 3>
هلیای 7 ساله بعد از اینکه توی یه تصادف پدر و مادر خودش رو از دست میده، به خونهی مریم نقلمکان میکنه. در طی بزرگ شدن مریم و هلیا، اون دوتا به طور کامل از هم جدا شده بودن حتی با اینکه توی یه خونه زندگی میکردن. ولی با شروع سال دوازدهم مدرسه و پیش دانشگاهی شدنشون، دوباره شروع به نزدیک شدن میکنن..
Welcome to Night Vale🌊🌧️🌱
جمله های aesthetic عه کتابا🙂👐🏻✨
وقتی کتابارو میخونم بجای هایلایت کردن قسمتای مورد علاقم و توهین به حقوق کتاب ها،فقط اونا رو اینجا آپ میکنم ،باشد شما هم از هایلایت بی نیاز شوید✊🏻🤍😔
معمولا صفحه ی مربوطه رو ذکر میکنم مگر اینکه اون کوت رو خودم پیدا نکرده باشم و صفحشو ندونم:»
Enjoy it 👐🏻💗🌙