💕
24 stories
Church Bells Fall ^ Completed by IreneAO_O
IreneAO_O
  • WpView
    Reads 48,820
  • WpVote
    Votes 13,964
  • WpPart
    Parts 59
«تویی که میگفتی دنیا رو بهم میدی، میشه پس بگیریش و برگردی؟» _______ یه شمع روشن کردم و با خودم گفتم "وقتی شمع ذوب بشه، دیگه بهش فکر نمیکنم" اما پنجره باز شد و شمع خاموش شد. گمشده ی من، حالا که دنیا نمیخواد فراموشت کنم. بالاخره یک روز... تمام شمعای دنیا رو خاموش میکنی، و برمیگردی؟ _______ «این داستان منه، داستان عاشقانه ی پزشک ضد دین و کشیش متعصب در تاریکترین روزهای تاریخ کلیسا...میشه تو روزایی که عشق دوتا مرد نتیجه ای به جز چوبه ی دار نداره، پا روی تمام تفاوتامون بزاریم و عاشق بمونیم؟» Church Bells Fall By Irene Genner : Historical , Angst, Classic Channel @Pny_Fiction
The Shadow [Completed] by RahaAisha
RahaAisha
  • WpView
    Reads 133,264
  • WpVote
    Votes 26,441
  • WpPart
    Parts 89
همه ی دنیا اونو به اسم شدو(سایه) میشناختن خودش اینو خواسته بود سایه‌ی تاریکی که روی زندگی آدم‌ها میوفتاد و باعث نابودی میشد.تعداد آدمایی که اسم واقعیش رو میدونستن اونقدر کم بود که گاهی خودش هم اسمش رو فراموش میکرد. اما وقتی برای اولین بار اون پسر رو دید، همه چیز عوض شد بکهیون شبیه هیچکدوم از آدمایی که تو زندگیش دیده بود، نبود. ******************** + میدونم وقتی تو رو دیدم مغزم خالی شد. نه چیزی میشنیدم نه چیزی میدیدم. اون شب اول توی هتل و دفعه‌های بعدی تو همین خونه... اون وقت‌ها هم عقلم رو از دست داده بودم. تو تاریکی فرو میرفتم و وقتی بیرون میومدم که بهت خیلی صدمه زده بودم. اذیتت کرده بودم و حالت بد شده بود. + تو خیلی قشنگی بکهیون. خیلی قشنگی... خیلی ظریفی... خیلی مهربونی... اونقدر که باعث میشی هم از خودم بدم بیاد هم بترسم. از خودم بدم بیاد که اون رفتارها رو باهات کردم و همینطور از اینکه ممکنه بعدا بازهم اذیتت کنم، ترس همه‌ی وجودم رو میگیره. ******************* ژانر: رمنس، اسمات، انگست،جنایی، معمایی، مافیایی کاپل ها: چانبک، کایسو، هونهان
ᴛʜᴇ ᴅᴀʏ ᴛʜᴇ ᴅᴇᴠɪʟ ғᴇʟʟ ɪɴ ʟᴏᴠᴇ s¹ by Vaniiished
Vaniiished
  • WpView
    Reads 8,681
  • WpVote
    Votes 4,753
  • WpPart
    Parts 76
بکهیون اگر روزی چشم‌های بنفش مردی به وجد اومده و ترسیده رو ندیده بود، مجبور نمی‌شد تا راز بزرگی که توی کلام خدا مخفی شده بود رو کشف کنه. توی این داستان، برنده اصلی نه اون انسان رستگاری بود که توی کلیسا طلب بخشش می‌کرد و نه گناهکاری بود که با بی‌خیالی منتظر جهنم بود. بکهیون می‌دونست توی چشم‌های اون مرد غمی نهفته است. بکهیون توی بخشش و مروت افراطی بود. اما نمی‌دونست روزی می‌رسه که چیزی به اسم احساس توی وجود بکهیون باقی نمی‌مونه. روزی که بکهیون به تاریک‌ترین بخش وجودش متصل بشه.. -حالا فهمیدی هرچی که خدا گفت، دروغ بوده؟ -من از رانده اعلام کردنت پشیمونم، لوسیفر! -بکهیون تو یه هیولایی، متاسفم.. -می‌دونستم یه روز برمی‌گردی لوهان! -معذرت می‌خوام برای همه دروغ‌ها.. -می‌خوای بری چانی؟ پس بیا یکی شیم.. -چهره زیبا و تکراری‌ای داری.‌.بکهیون! ▪︎ɢᴇɴʀᴇ : ʀᴏᴍᴀɴᴄᴇ . ᴅᴀʀᴋғᴀɴᴛᴀsʏ . ᴛʜʀɪʟʟᴇʀ . sᴜᴘᴇʀɴᴀᴛᴜʀᴀʟ . sᴍᴜᴛ . ᴘᴏʟɪᴛɪᴄᴀʟ ᴅʀᴀᴍᴀ ▪︎ᴄᴏᴜᴘʟᴇs : ᴄʜᴀɴʙᴀᴇᴋ . ᴋʀɪsʜᴀɴ ▪︎ᴄᴏᴍᴘʟᴇᴛᴇᴅ sᴛᴏʀʏ☑ ▪︎sᴛᴀʀᴛ : ¹⁵ᴊᴜɴᴇ²⁰²² ▪︎ғɪɴɪsʜ : ³⁰ᴊᴜʟᴀʏ²⁰²³ ▪︎ᴛᴇʟ ɪᴅ : ʟᴜᴄɪғᴇʀsᴍᴀɪʟs ▪︎²⁹⁶.⁷⁰² ᴡᴏʀᴅs
زال by maniafic
maniafic
  • WpView
    Reads 2,024
  • WpVote
    Votes 561
  • WpPart
    Parts 3
مدت زیادی از جنگ میگذشت. فقر و خرافات بیداد میکرد و گرسنگی بخش بزرگی از کشور رو به گورستان ترسناک و بی انتهایی از اجساد قحطی زده تبدیل کرده بود. توی این اوضاع نابسامان چانیول سرباز کره شمالی، دلباخته ی پسری شده که بخاطر چهره ی زال اش، القاب خداگونه گرفته بود. دلباخته ی بکهیون. چندشاتی چانبک روزمره، رمنس، سورئال
Messiah River by REDneonlight
REDneonlight
  • WpView
    Reads 62,697
  • WpVote
    Votes 15,339
  • WpPart
    Parts 51
"هرگاه دو انسان به همجنسگرایی روی بیاورند، هر دوی آن‌ها باید به کام مرگ کشیده‌شوند، برای گناه بزرگی که انجام داده‌اند!" [کتاب مقدس - لاویان - ۲۰:۱۳] شهرک متوسط‌نشین و گمنامی در گانگ‌وون، یک شب عادی از تعطیلات زمستانه با پیدا شدن جسدهایی توی رودخانه‌ی حاشیه‌ی جاده از آرامش همیشگی‌اش خارج شد. اجساد کودکان ناشناسِ شش تا ده ساله، آرام و بدون درد؛ که با نظم و به‌ترتیب در نقاط مختلف رودخانه فرستاده شده‌اند. [CHANBAEK × KAIHUN] [Crime × Angst]
𝑰𝒏 𝑻𝒉𝒆 𝑩𝒍𝒖𝒆 𝑪𝒐𝒍𝒐𝒓 𝑶𝒇 𝒀𝒐𝒖𝒓 𝑺𝒐𝒖𝒍 by AyterZone
AyterZone
  • WpView
    Reads 683
  • WpVote
    Votes 183
  • WpPart
    Parts 14
🦋 فیکشن: به رنگِ آبیِ روحت 🦋 ژانر: عاشقانه، اسمات، انگست، روانشناسی، ورزشی، بوکس 🦋 کاپل: هونلی (لیهون)، چانبک 🦋 نویسنده : روشنا 🦋 برشـی از داســـتان : _پس حس بینمون چیه؟ همینی که گاهی نفس میده و گاهی نفس میگیره ... +نمیدونم چیه ... حتی نمیدونم از کی انقدر عمیق توی قلبم ریشه کرد ... از دنیا فرار میکنم اما تو رو میون بازوهام میخوام. پر از زخمم اما کنار تو مرهم میشم. پُر از دردم اما عجیب آرومم میکنی. همه‌ی دنیا رو می‌بَرَم اما هر بار به نگاهت میبازم.
The Pastiche by kimtinaw
kimtinaw
  • WpView
    Reads 1,483
  • WpVote
    Votes 371
  • WpPart
    Parts 1
"تابلویی که پشتش داستان دو مرد خوابیده. سرتیپ ارتش طرد شده از تمام خودش و کشورش و گیشای مردی که یک شبه وارد دنیاش میشه. برای یک شب یا یک زندگی؟" ☆☆☆☆ ژانر:تاریخی، اسمات کاپل:چانبک
My Husband's GirlFriend by BySandMan
BySandMan
  • WpView
    Reads 89,665
  • WpVote
    Votes 18,160
  • WpPart
    Parts 24
🗽 کامل شده🎠 بیون بکهیون و پارک چانیول دو سال پیش توی یه روز آفتابی به بهونه ی مسافرت، در یکی از جزایر استرالیا ازدواج کردن. ولی هیچکس جز یه سری دوستای معدود از این اتفاق خبری نداره و همه فکر میکنن دو تا دوست هم خونه ن بکهیونی که یه پچه مایه دار ولی مستقله و چانیولی که یه پسر قویه چون تموم این سالا هیچ خانواده ای نداشته و خانواده ی بکهیون تقریبا خانوادش بودند... ولی چی میشه اگر به اصرار خانواده ی بکهیون بخوان براش همسری انتخاب کنند؟
🏥𝐖𝐡𝐢𝐭𝐞 𝐇𝐞𝐚𝐫𝐭𝐬🤍 by Pati_taran
Pati_taran
  • WpView
    Reads 75,547
  • WpVote
    Votes 15,570
  • WpPart
    Parts 38
💌White hearts^^💟 🥂:Couples: ChanBaek . KaiSoo . SuLay 🥂: Genre: Romance . Dram . Flaff . Medical . NC+18 🥂: Author: Pati :) 🥂: Tel Me : @t_a_r_a_n_Pati 💒About: "داستان از اونجایی شروع شد که من احمق فکر کردم میتونم تغییرش بدم..فکر کردم شاید اگه تلاش کنم میتونم کاری کنم منو ببینه...کی فکرشو میکرد قراره یکی بیون بکهیون پسر ریزه میزه خونگرمی که باید برای امتحان مهم پیش روى دانشگاه پزشکی آماده بشه... و در طی قبول شدنش توی ازمون مدرک تصمیم میگیره برای جدی تر درس خوندن بیاد به همون پانسیونی که سرنوشتش تصمیم گرفته بود توش تقدیرش رو عوض کنه... و پارک چانيول ميشه همون هم یونیتی ای که قرار بود تبدیل به چیزی فراتر از یه هم یونیتی ساده بشه....🌟 شايد به خاطر خوی اجتماعیش باهاش صمیمی شد که تو این راه یکم زد به جاده خاکی...شاید... یکم بیشتر از یکم...💌 مثل من جوری تغییر کنه که حتی خودشم دیگه خودشو نشناسه... احساس میکنم یکم زیادی سرنوشت بازیمون داد...!"🍃 (بکيهون)✨
Lying For A New Life [Completed] by TheActualYa30
TheActualYa30
  • WpView
    Reads 42,848
  • WpVote
    Votes 9,550
  • WpPart
    Parts 24
▪چانبک|بکیول ▪بکهیون، فروشنده ی مواد مخدره و این باعث نمیشه آدم بدی باشه...ولی اگر زندگی جدید چانیول رو با دروغ بنا کنه چی؟ ▪درام- رمنس- زندگی روزمره ▪فصل دوم به اسم "Holding The Life" ، کامل آپ شده.