،، وضعیت: پایانیافته𓏲
⤎ زمانی که مین تیا از فشار زندگی نکبتبارش میخواست به زندگی خودش خاتمه بده، یک سانحه توی نظام هستی به وجود اومد. شاید تیا از درون مرد اما جسم اون هنوز زنده بود!
یک سفرِ روح، شخصی رو از گذشته به آینده کشوند و در جسم اون زنده کرد.
پارک تانیایی که توی تاریخ به زنی بیرحم مشهور بود حالا در جسم ضعیفی چشم باز کرده بود تا سرنوشتش رو کامل کنه.
شاید تانیا دلش میخواست زندگی جدیدی رو شروع کنه اما خون یک نفر روی دستهاش سنگینی میکرد و به قتل متهم بود.
عشق چطور؟ جونگ کوک میتونست قلب سرد اون رو گرم کنه؟
⋅───╼─╾───⋅
جونگکوک با انگشت شست مشغول نوازش گونه نرمم که به خاطر اشک نسبتا مرطوب شده بود، شد.
خشکی لبهام باعث میشد طعم بوسهای که داشت بهم هدیه میداد مزه درد و عجز بگیره.
- میترسم از روزی که مجبور باشم این لبهای باریک و این آغوش امن رو رها کنم و برم.
با چشمهایی که تنها به لبهام خیره بود و چونهام رو نگه داشته بود، زمزمه کرد:
- نترس به خاطر اینکه حق همچین کاری رو بهت نمیدم... هر جا تو باشی من هم همونجا هستم چون ستاره همیشه کنار ماهِ تیرهاش میدرخشه!
ᝰ Couple:
⤷ Jeon Jungkook x Min Tia
⤷ Park Jimin x Kim Hara
⤷ Luhan x Park Tanya
ᝰ Genre:
⤷ Romance
⤷ Fantasy
⤷ Historical
⤷ Mystery
ᝰ UP: یکبار در هفته
چی میشه اگه دنیا همیشه باهات خوب نباشه و تو مجور شی تنهایی ب دوش بکشی؟:)
نام فیک : Restart
کاپل ها: وی و رزالین کارن و جونگ کوک جیمین و لارا
ژانر : daddy & baby girl , smut , Rough
تاریخ اپ:نامشخص
مرا از تمام داشته و نداشته هایم جدا کرده بودند و در قفسی طلایی حبس کردند مدام در گوشم میخوندند که این حق من است اما من کاری نکرده بودم!
روزی از زورا با پیدایش عده ای از مردم زندگی من به کل تغیر میکند و من به شیطانی تبدیل میشوم که همه از ان وحم داشتند و این تقدیر من بود . . .
شاید فکر کنید که منو میشناسید ولی اشتباه نکنید من هیچ وقت اون کسی نبودم که نشون میدادم ، هرگلی بالاخره بژمرده میشه و روی واقعیشو نشون میده و من بدتر از یه گل مرده ام من خوده مرگم
اما همه ی اینا مال قبل از این بود که اونو ببینم جئون جونگ کوک پسری که مجبورم کرد عوض بشم و این داستان زندگی منه . . .
هیچ وقت نفهمیدم که چطور انقدر راحت قانون ها و محدودیت ها رو به درستی اجرا میکنند
مگر میشود زندگی رباتیک را تحمل کرد؟
چگونه میشود بدون تجربه ی چیز های جدید زندگی کرد؟
مگر میشود اسمش را گذاشت زندگی؟
زندگی بدون اشتیاق مانند مرگ است . . .
من همینم تنها اشتباهم کنجکاوی زیادم بود
ژانر : ماورا طبیعی ، رمنس ، تراژدی ، تخیلی
روز های اپ : جمعه
دختر×پسری
چی میشه دست سرنوشت لیدر بهترین بوی بند جهانو تو راه دختری بزاره که از همه جا طرد شده؟؟
وضعیت: تمام شده ✅
ووت فراموش نشه پلیزززز🥺🤍
منتظر نظرهای قشنگتون هستم🥺😍