Larry
16 cerita
Angel [l.s] oleh niallgirlydream
niallgirlydream
  • WpView
    Membaca 4,961
  • WpVote
    Vote 789
  • WpPart
    Bab 15
لویی بهترین نقطه ضعف هریه @hazzabooboobear thank you for your permission;)
Mad World (Persian translation) | L.S/Peter Pan crossover oleh larry_stylinson_ff
larry_stylinson_ff
  • WpView
    Membaca 17,008
  • WpVote
    Vote 2,331
  • WpPart
    Bab 25
هری استایلز در تمام زندگیش با این آرزو بزرگ شد که آیندش شبیه به یه افسانه بشه. وقتی اون کوچیکتر بود با دوستاش ساعت‌ها داستان تعریف می‌کردن. توی تولد هفده سالگیش هری با خودش فکر کرد که آیا زندگیش مثل یه افسانه هیجان‌انگیز خواهد بود یا نه. تو اون شبِ معمولی، هری با پسری ملاقات می کنه که زندگیش رو برای همیشه تغییر میده. هری و دوستاش به جایی برده میشن که اسمش نِوِرلَنده، جایی که هری باید تصمیم بگیره آرزوی افسانه بودنش ارزشش رو داره، یا واقعا وقتشه که بزرگ شه. و اون باید تصمیمش رو بگیره قبل از اینکه خیلی دیر بشه. - برای لری‌شیپرای دوستدار پیترپن! -
The prince and  the pauper  (L.S) oleh sahar_mg
sahar_mg
  • WpView
    Membaca 21,730
  • WpVote
    Vote 2,919
  • WpPart
    Bab 22
"دوستت دارم هری!" "م..منم همینط..." "اوه عالیه!عشق بین یه گدا و یه شاهزاده؟..."
 This Man Is Dead(L.S) oleh larry_diary
larry_diary
  • WpView
    Membaca 90,291
  • WpVote
    Vote 11,982
  • WpPart
    Bab 17
" این مرد، مرده " ... هری لطفا اینو بدون، تمام چیزی که تا ابد میخوام تویی. تو و چشمات که بدون تکون دادن زبونت با من حرف میزدین، تو و حرفات که وقتای ناامیدیم همیشه کنارم بودین، تو و صدات که توی شب بیداریام لالاییم میشدین، تو و دستات - که بی شک شاهکار خلقتن - که مرحمی میشدین برای خستگیای جسم و روحم، من تو رو میخوام هری اما؛ تو خودت خوب می‌دونی که من همیشه یه ترسو بودم. من رو ببخش. دوستدار تو، لویی ویلیام تاملینسون [ A Larry Stylinson Persian Fanfiction ] [ Written By : @IWontBeTheOne ] Copy right © 2017 IWontBeTheOne - larry_diary
My Lovely Mate  oleh Art_Miss
Art_Miss
  • WpView
    Membaca 18,638
  • WpVote
    Vote 3,655
  • WpPart
    Bab 33
همه چیز از اونجا شروع شد که خانواده تاملینسون تصمیم گرفتن برای بهتر شدن حال تنها پسرشون - که یه امگاس- پک خودشون رو برای دیدن پک استایلزها و عوض کردن حال و هوا ترک کنن تا شاید لویی -امگای دوست داشتنی و شیرین خانواده- بتونه میتش رو پیدا کنه و اگه نه برای همیشه اونجا بمونه -به دلیل قانون مزخرف پک خودشون - اما هیچ کس نمیدونست که لویی شروع به حس کردن چیزای عجیب راجب کسی میکنه همه باور دارن اون فرد از درون مرده -در رابطه با عشق-. از اون طرف هری استایلز آلفای آینده پک زیاد از اومدن خانواده خالش به پکشون راضی نیست بیشتر هم به خاطر این موضوع که همه یه حساسیت بیش از حد به پسر امگای اونا نشون میدن و از اون هم میخوان که حواسش چهار چشمی که هیچ ،هزار چشمی به اون باشه ولی هیچکس این وسط فکر نمیکنه که اونم یه زندگی ای برای خودش داره و یه پک برای اداره کردن. البته که این غر زدن ها و نارضایتی های آلفای بداخلاق فقط با دیدن اون امگای کوچولو از بین میره و شروع می کنه به حس کردن چیز هایی جدید ، عجیب ولی درعین حال دوست داشتنی .
But I'm a boy {Mpreg} [ Persian Translation ] oleh ff_translation
ff_translation
  • WpView
    Membaca 118,442
  • WpVote
    Vote 13,306
  • WpPart
    Bab 28
"تبریک میگم اقای استایلز، شما حامله این!" "اما من پسرم!" "خب درسته... نه، نه از نظر تکنیکی" Written by @throughthedark97
⚜️ SKELETONES ⚜️[L.S|Z.M] oleh Cnstylinson
Cnstylinson
  • WpView
    Membaca 27,636
  • WpVote
    Vote 3,144
  • WpPart
    Bab 15
- ما باید هرجور شده پیداش کنیم...به هر قیمتی که شده! من هرگز خانوادمو دست اون حرومزاده ها نمیسپارم... • دارای محتوای خشن، اکشن و هیجانی • • Completed • Written by : Cnstylinson
•Fading• [L.S]  oleh SeTaRe4
SeTaRe4
  • WpView
    Membaca 222,546
  • WpVote
    Vote 31,871
  • WpPart
    Bab 48
[Complete] لویی زیبایی رو، ترکیب رنگ‌ها و جنس‌های مختلفی که حس ظرافت رو درون آدم‌ها به‌وجود میارن، میشناسه. اون درحالی که داره توی دانشگاه فشن میخونه، هر روز این ترکیب‌ رو میبینه. برش لباس‌ها، رنگ پارچه‌ها، پیچیدگی‌ طرح‌ها، همهٔ این‌ها کنار هم قرار میگیرن تا یه‌چیز زیبا رو بسازن. ولی وقتی که یه دانشجوی علوم با پاهای بلند و لبخندی که چال‌ گونه‌هاش رو به نمایش میزاره قبول میکنه که مدل لویی بشه، لویی میفهمه که تازه زیبایی رو پیدا کرده. هری فکر میکنه لویی فقط به کسی نیاز داره که بهش ثابت کنه چقدر زیباست. °Persian Translation°
*شاهزاده دزد دریایی *لری استایلینسون oleh maedeh1
maedeh1
  • WpView
    Membaca 228,944
  • WpVote
    Vote 24,676
  • WpPart
    Bab 43
این داستان ورژن لری استایلینسون داستان "شاهزاده دزد دریایی" می باشد. لویی تاملینسون، وارث تاج و تخت انگلستان در کشتی درحال مسافرت به فرانسه بود که کشتی اش توسط هری استایلز، بدنام ترین دزد دریایی، معروف به شاهزاده ی هفت دریا مورد حمله قرار گرفت. امیدوارم که خوشتون بیاد. در ضمن داستان مطالب بالای 18 سال داره...با اطلاع بخونید لطفا اگه خوشتون اومد داستانو به دوستاتونم معرفی کنید تا همینجا بخونن...ممنون
‌The young master oleh fable_army
fable_army
  • WpView
    Membaca 16,835
  • WpVote
    Vote 3,249
  • WpPart
    Bab 26
[COMPLETED] تو فکر می‌کنی من یه عروسکم؟ یه عروسک بی‌ارزشه! چون تو می‌تونی اونو به هر شکلی که می‌خوای دربیاری. تو درباره من اشتباه فکر می‌کنی، من اراده‌ام رو بهت نشون خواهم داد تا بفهمی چقدر می‌تونم خطرناک باشم! 🔺🔻🔺🔻🔺🔻🔺🔻🔺🔻🔺🔻🔺🔻🔺🔻🔺🔻🔺 ≈ارباب جوان≈ 〽شیپ: لری/هری تاپ 〽وضعیت آپ: تکمیل شده 〽ژانر: رمانتیک، درام، کلاسیک، جنایی 〽نویسنده:melorin_stylinson 🆔Instagram: jentle_.girl دیگر آثار: فن‌فیکشن‌های بادیگارد (مولتی فندوم) امشب اشکی می‌ریزد (لری) چشم‌هایش (لری) دشمن ملت(لری) دروغگوی خوب (هیدلسورث)