هری استایلز در تمام زندگیش با این آرزو بزرگ شد که آیندش شبیه به یه افسانه بشه. وقتی اون کوچیکتر بود با دوستاش ساعتها داستان تعریف میکردن. توی تولد هفده سالگیش هری با خودش فکر کرد که آیا زندگیش مثل یه افسانه ه یجانانگیز خواهد بود یا نه. تو اون شبِ معمولی، هری با پسری ملاقات می کنه که زندگیش رو برای همیشه تغییر میده. هری و دوستاش به جایی برده میشن که اسمش نِوِرلَنده، جایی که هری باید تصمیم بگیره آرزوی افسانه بودنش ارزشش رو داره، یا واقعا وقتشه که بزرگ شه. و اون باید تصمیمش رو بگیره قبل از اینکه خیلی دیر بشه.
- برای لریشیپرای دوستدار پیترپن! -
همه چیز از اونجا شروع شد که خانواده تاملینسون تصمیم گرفتن برای بهتر شدن حال تنها پسرشون - که یه امگاس- پک خودشون رو برای دیدن پک استایلزها و عوض کردن حال و هوا ترک کنن تا شاید لویی -امگای دوست داشتنی و شیرین خانواده- بتونه میتش رو پیدا کنه و اگه نه برای همیشه اونجا بمونه -به دلیل قانون مزخرف پک خودشون - اما هیچ کس نمیدونست که لویی شروع به حس کردن چیزای عجیب راجب کسی میکنه همه باور دارن اون فرد از درون مرده -در رابطه با عشق-.
از اون طرف هری استایلز آلفای آینده پک زیاد از اومدن خانواده خالش به پکشون راضی نیست بیشتر هم به خاطر این موضوع که همه یه حساسیت بیش از حد به پسر امگای اونا نشون میدن و از اون هم میخوان که حواسش چهار چشمی که هیچ ،هزار چشمی به اون باشه ولی هیچکس این وسط فکر نمیکنه که اونم یه زندگی ای برای خودش داره و یه پک برای اداره کردن. البته که این غر زدن ها و نارضایتی های آلفای بداخلاق فقط با دیدن اون امگای کوچولو از بین میره و شروع می کنه به حس کردن چیز هایی جدید ، عجیب ولی درعین حال دوست داشتنی .
- ما باید هرجور شده پیداش کنیم...به هر قیمتی که شده! من هرگز خانوادمو دست اون حرومزاده ها نمیسپارم...
• دارای محتوای خشن، اکشن و هیجانی •
• Completed •
Written by : Cnstylinson
[Complete]
لویی زیبایی رو، ترکیب رنگها و جنسهای مختلفی که حس ظرافت رو درون آدمها بهوجود میارن، میشناسه.
اون درحالی که داره توی دانشگاه فشن میخونه، هر روز این ترکیب رو میبینه.
برش لباسها، رنگ پارچهها، پیچیدگی طرحها، همهٔ اینها کنار هم قرار میگیرن تا یهچیز زیبا رو بسازن.
ولی وقتی که یه دانشجوی علوم با پاهای بلند و لبخندی که چال گونههاش رو به نمایش میزاره قبول میکنه که مدل لویی بشه، لویی میفهمه که تازه زیبایی رو پیدا کرده.
هری فکر میکنه لویی فقط به کسی نیاز داره که بهش ثابت کنه چقدر زیباست.
°Persian Translation°
این داستان ورژن لری استایلینسون داستان "شاهزاده دزد دریایی" می باشد.
لویی تاملینسون، وارث تاج و تخت انگلستان در کشتی درحال مسافرت به فرانسه بود که کشتی اش توسط هری استایلز، بدنام ترین دزد دریایی، معروف به شاهزاده ی هفت دریا مورد حمله قرار گرفت.
امیدوارم که خوشتون بیاد.
در ضمن داستان مطالب بالای 18 سال داره...با اطلاع بخونید
لطفا اگه خوشتون اومد داستانو به دوستاتونم معرفی کنید تا همینجا بخونن...ممنون
[COMPLETED]
تو فکر میکنی من یه عروسکم؟
یه عروسک بیارزشه! تو میتونی اونو به هر شکلی که میخوای دربیاری.
تو اشتباه فکر میکنی، من کاری میکنم که حرفت رو پس بگیری، تا از نزدیک لمس کنی داری با چه آدم خطرناکی بازی میکنی!
≈ارباب جوان≈
〽شیپ: لری/هری تاپ
〽وضعیت آپ: تکمیل شده
〽ژانر: رمانتیک، درام، کلاسیک، جنایی