𝙶𝚘𝚗𝚗𝚊 𝚛𝚎𝚊𝚍
80 stories
𝗶𝗳 𝘆𝗼𝘂 ���𝗰𝗮𝗻 𝗳𝗼𝗿𝗰𝗲 𝗺𝗲! (!اگه میتونی مجبورم کن) by realbluebyun
realbluebyun
  • WpView
    Reads 6,261
  • WpVote
    Votes 1,159
  • WpPart
    Parts 20
داستان فیک راجب نامزدی اجباری سهون و کایه. اونا اصلا از هم خوششون نمیاد و دائم در حال اذیت کردن همدیگه‌ان. یه روز سهون تصمیم میگیره پیش مشاوره بره تا بتونه این رابطه رو تموم کنه اما همه چیز تغییر میکنه و... کاپل: سکای.
All Of Me by Zazar_96
Zazar_96
  • WpView
    Reads 18,800
  • WpVote
    Votes 3,191
  • WpPart
    Parts 25
نام: تمام وجود من کاپل:کریسیول، سکای، بکهان ژانر:رمنس، انگست، اسمات نویسنده:هیلدا "همانند صاعقه بود، برقی که از سمت نگاه تو به سمت قلبم برخورد کرد"
Area 51 by bora_1111
bora_1111
  • WpView
    Reads 6,381
  • WpVote
    Votes 1,397
  • WpPart
    Parts 34
کیم کای فرمانده عملیات فوق سری ایالات متحده‌ی آمریکا، به خاطر دروغ بزرگی که زندگیش رو تغییر داد مجبور شد 15 سال همسرش اوه سهون و بچه‌هاش رو ترک کنه حالا چه اتفاقی افتاده که یک شبه قید همه چیز رو میزنه و پیش خانوادش برمیگرده؟! ولی چه اتفاقی میفته که پشیمون میشه از اینکه خانوادش رو ملاقات کرده؟! آیا دوباره خانواده‌ی سه نفرش رو تنها میذاره یا اون‌ها رو هم به دنبال آینده‌ی مبهم و تاریکش می‌کشونه؟! .Couple : SeKaiHun ( vers ) . KaiSoo .Genre : Romance . Angst . Smut . Criminal . Action . Drama زمان آپ: یک‌شنبه‌ها
Burning Blue | Oneshot by mellodymew
mellodymew
  • WpView
    Reads 536
  • WpVote
    Votes 71
  • WpPart
    Parts 1
وان‌شات. " دلایل زیادی می‌تونستن توی تولد یک نوزاد انسان، با قدرت‌های فراطبیعی و پیچیده دخیل باشن اما فقط یک دلیل وجود داشت که باعث می‌شد سهون، مامور پلیسِ کنترل‌کننده‌ی عنصر آتش، توی شب ماموریتش به نهایت بیچارگی برسه؛ حضور اون مو بلوندِ آلفا. " کاپل: سکای. ژانر: فانتزی، سوپرنچرال، اسمات.
Ichou by fatiiiima_bs
fatiiiima_bs
  • WpView
    Reads 9,054
  • WpVote
    Votes 1,438
  • WpPart
    Parts 12
🍂فیکشن : ichou 🍂کاپل: چانبک 🍂ژانر: درام، تاریخی 🍂محدودیت سنی: +18 🍂 وضعیت: تمام شده
🧚‍♂️ Sleeping Beauty 🧚‍♂️ Completed by crazy_doctor94
crazy_doctor94
  • WpView
    Reads 141,246
  • WpVote
    Votes 38,935
  • WpPart
    Parts 102
📘 عنوان: #زیبای_خفته 🧚🏻‍♂ 👨‍❤️‍👨️ کاپل ها: کایهون/چانبک 🔍 ژانر: ر‌‌ُمنس، فانتزی، فلاف، خوناشامی، اسمات ✍🏼 خلاصه: کایهون ⬇️ همه با شنیدن اولین جیغ ها و تقلاهای یک نوزاد لبخند خوشحالی به لب هاشون میارن و با شوق بهش خیره میشن اما اوضاع برای اون نوزاد بیچاره! پسر پادشاهی که ملکش از قبل با مردی دیگه توی رابطه بود، اینطور نبود! هیچکس به نوزاد نیازمند توجهی نکرد و هیچکس تولدش رو تبریک نگفت.. اون نحس بود و این نحسی قرار بود برای تولدش، جادوگری رو بهش هدیه بده که اون رو از مادرش دزدیده بود...! چانبک ⬇️ نفرین شده ها اغلب چه شکلی بودند؟ در قدم اول هیچکس فکر نمی‌کرد که نفرین یک جادوگر بزرگ بتونه یک جادوگر دیگه رو به پست ترین موجود هستی، یعنی خوناشام ها، تبدیل کنه! بکهیون با چشمهای خودش نابود شدن زمین رو دیده بود.. و زمین جهنم شدش میخواست با وارد کردن انسانی به نام چانیول به زندگیش، خودش رو نشون بده و بهش لبخنده بزنه!
Opia ᶜᵒᵐᵖˡᵉᵗᵉᵈ by HannaTheEllA
HannaTheEllA
  • WpView
    Reads 5,106
  • WpVote
    Votes 1,205
  • WpPart
    Parts 30
"شدت مبهم نهفته در تماس چشمی" مسیر خوب زندگی جونگده درست بعد از مراسم نامزدیش تغییر جهت میده و اینبار همه چیز به دوست عزیزی که جونگده مدتهاست از دیدنش محروم شده برنمی‌گرده، بلکه موضوع حالا پارتنر جدید اون پسره؛ اوه سهون! 🍂Couples : Xiuchen. Kaihun. 🍂Parts : 30 🍂Genre : Romance . Angst . Smut . HappyEnd 🍂Update : Tuesdays , Fridays 🍂 Completed
Before The Sunset | Complete  by mellodymew
mellodymew
  • WpView
    Reads 6,237
  • WpVote
    Votes 631
  • WpPart
    Parts 6
هشدار: مولتی‌شات حاوی اسمات سنگین و امگاورسه، ممکنه محتوا باب میل همه نباشه پس لطفا با میل و اختیار خودتون شروع به خوندن کنید. " هرچقدر می‌خوای تلاش کن لونا، اما اون امگا مال منه و مال من هم می‌مونه. دیر یا زود مارکش می‌کنم و نه تو و نه حتی الهه‌ی ماه نمی‌تونه ازم بگیرتش. " کاپل: سکای‌. ژانر: فانتزی، امگاورس، فول اسمات. روز آپ: کامل شده. ⭐️ #1 Sekai
Tacenda by mellirora
mellirora
  • WpView
    Reads 1,300
  • WpVote
    Votes 259
  • WpPart
    Parts 3
"پایان یافته" یکدیگر رو از زندگی هم پاک‌ کردند. انگار که پیش‌بینی کرده بودند همیشه وسوسه‌ی بهم برگشتن رو دارند، تمام راه‌های ارتباط رو بریدند. نه آدرسی، نه شماره‌ای و نه حتی یک ایمیل، اون‌ها طوری از هم بریدند که که انگار هیچ‌وقت تو زندگی همدیگه وجود نداشتند.‌ سهون‌ و جونگینی که در نهایت، بعد از سه سال رابطه‌ی جدیِ احساسی از هم جدا شده بودند و حالا دنیا انگار که شوخیش گرفته باشه، اون دو رو در برابر یکدیگه قرار داده بود. "و ما شروع کردیم به بریدن از هم، زمانی که هنوز هر تپش قلبمون اسم اون یکی‌رو فریاد می‌زد و هر نفسمون به بهونه‌ی نشستن روی روح و بوسیدن اون یکی خارج می‌شد، زمانی که بدون یکدیگر بودن رو بلد نبودیم، درد به جونمون نشست درست به همون سادگی که مهرمون به دل هم نشسته بود..." چند شاتی سکای درام، انگست، روزمره. Tacenda: [Noun] things better left unsaid. چیزهایی که بهتر‌است ناگفته بمانند.
𝓐𝓴𝓪𝓲 𝓲𝓽𝓸 by golabaton
golabaton
  • WpView
    Reads 144,751
  • WpVote
    Votes 1,460
  • WpPart
    Parts 4
🦋عنوان: نخ قرمز سرنوشت 🦋ژانر: فانتزی، سوپرنچرال( تلفیقی از دنیای امگاورس، ومپایری، هایبردی)، انگست، رمنس، اسمات، کمی خشن 🦋کاپل ها: چانبک.....کای و سهون....کایهون یا سکای بودنش در طول داستان مشخص میشه... 🦋خلاصه: مثل تمام اُمگاهای پروانه‌ای با یه طرح نصفه ققنوس روی کمرش به دنیا اومد...طبق رسم هالونیا قرار بود به محض تولدش از بین خفاشی‌های سرزمینش "جفت حقیقیش" به آغوش بکشتش و آواز عاشقانه‌ای براش بخونه...اما بر عکس تمام پروانه‌ها هیچ آلفایی بزرگتری وجود نداشت که نشانش مکمل و نصفه دیگه "ققنوسش" باشه... اولین اُمگای پروانه‌ای بود که جفتی نداشت..‌.این شروع یه نحسی بود یا یه خوشبختی.... تکمیل شد...