Elenadp8's Reading List
14 stories
The Machine by Teddima
Teddima
  • WpView
    Reads 5,528
  • WpVote
    Votes 574
  • WpPart
    Parts 39
عاشق یه خودشیفته شدن چه حسی داره؟ "این داستان کامل شده اس، امیدوارم با خوندنش لذت ببرین"
There's a mistake on my Device ||||KTH by Teddima
Teddima
  • WpView
    Reads 36,289
  • WpVote
    Votes 5,139
  • WpPart
    Parts 96
یه اشتباهی توی دستگاهم پیش اومده Genre : (engineering ),( romance), (fluff) , (boyxgirl) (Smut)+18 وضعیت: کامل شده. تا حالا فکر کردی اگه یه اشتباه توی کد های یه دستگاه پیش بیاد چی میشه ؟ حتما با خودت میگی فوقش دستگاه خراب بشه و توی خرج بیفتی و برات هزینه برداره ! اما اون دختر هیچ وقت فکرشو نمیکرد یه کد اشتباه سرنوشتشو تغییر بده و با زندگیش بازی کنه.
A painful kiss  by 9yunjin
9yunjin
  • WpView
    Reads 394
  • WpVote
    Votes 21
  • WpPart
    Parts 9
عشق فقط یک هوس نیست استریت دختر پسری اتمام یافته
3 Musketeers  by ErneIoang
ErneIoang
  • WpView
    Reads 1,646
  • WpVote
    Votes 106
  • WpPart
    Parts 51
اسم فیک : 3 تفنگدار ژانر : دارک خفن / مافیایی / عاشقانه صدرصد / اسمات بیش از حد زیاد / نویسنده : Kai تعداد پارت : بی نتیجه وضعیت : در حال آپ گفته باشم این فیک برای اونایی که بایسشون جونگکوک جیمین تهیونگ گذاشته میشه شخصیت هر سه به یک اندازه
forever you  by meridamad
meridamad
  • WpView
    Reads 74,650
  • WpVote
    Votes 12,319
  • WpPart
    Parts 27
_عمو جین....پارک جیمین کیه؟! جین نگاهی به جونگکوک انداخت. _پارک جیمین ؟!؟ منظورت دوست دانشگاه باباته؟! اون یه پسر خوشگل ریزه میزس. البته الان چند ساله ازش بی خبرم.. جیمین نگاهی به پدرش انداخت. _آپا...تو یه دوست داشتی که اسمش جیمین بوده؟!....پسر بوده؟!؟....خوشگل بوده؟!؟....آپا جیمین الان کجاست؟؟؟...میشه ببینمش؟!؟؟؟ حتما اونم مثل عمو یوگیومه....خونشون کجاست؟!؟؟ _وای جیمینی چه خبرته؟!؟؟؟ جونگکوک جیمین رو بغل کرد. _پارک جیمین بهترین دوستیه که تا حالا داشتم...اون واقعا با بقیه فرق داشت...دنبال دختر ها راه نمی افتاد و خیلی باهوش بود...میشه گفت یه جورایی مثل دخترا بود. مثل اونا ظریف بود..خیلی حساس بود .....معمولا مثل دخترا هم لباس میپوشید. _آپا...دوستت دامن میپوشید؟! جونگکوک قهقه زد. _نه...ولی شلوارک و لباس های رنگی و روشن میپوشید.....آبی و زرد خیلی بهش میومد.... _ پس حتما خیلی خوشگل بوده...چون پسرا تو لباس رنگی خیلی زشتن...البته به جز عمو جین...نگفتی خونشون کجاست. جونگکوک خندید... _من نمیدونم عزیزم....الان چند ساله که ازش بی خبرم....الانم بازی بسه...بریم تولد بگیریم...
Mr Park's Hidden Son(S 1) by TaniaKh34
TaniaKh34
  • WpView
    Reads 1,788
  • WpVote
    Votes 157
  • WpPart
    Parts 31
پسر مخفی آقای پارک(فصل 1) (Complete) داستان دختر و پسری:چانیول و ایسول ژانر:عاشقانه،زندگی روزمره نویسنده: Ahgase Momochii مترجم:Tania kh مقدمه: اسم من بیون ایسوله.یه مادر مجرد که پسرش بیون جونگسو رو با کمک خانواده و دوستانش بزرگ میکنه.پسر من پدرش پارک چانیوله،سوپر استار معروف کره ای.نخواستم فامیلی پسرم پارک باشه چون نمیخواستم رویای چانیول رو خراب کنم.دوست داشتم اون به آرزوش برسه،نمیخواستم براش مشکل درست کنم. من مدیر و صاحب یه رستوران ایتالیایی توی کره ام که پدرم اون رو بهم داده.هر زمان کار میکنم بهترین دوستانم کیونگسو و لوهان حواسشون به جونگسو هست.یه برادر بزرگتر هم دارم اما سرش خیلی شلوغه. بیون جونگسو پسر پارک چانیوله ولی نمیشه به این عنوان شناخته بشه چون همه چی رو خراب میکنه پس اون فقط پسر مخفی آقای پارکه.
Mystical by TaniaKh34
TaniaKh34
  • WpView
    Reads 3,393
  • WpVote
    Votes 376
  • WpPart
    Parts 95
افسانه ای به کره ای:신비 نویسنده و طراح:Van.j مترجم و ادیتور:Tania Kh ژانر:تخیلی،سوپرنچرال،عاشقانه توضیحات:جیمین همیشه عاشق نقاشی کشیدن بود ولی رویای نقاش شدن از زمان مرگ مادرش متوقف شد.اون به منظور مستقل شدن و تمرکز روی هنرش،به خونه خالی مامان بزرگ کنار اقیانوس نقل مکان میکنه. اون اونجا بزرگترین شگفتی زندگیش رو ملاقات میکنه،یه موجود افسانه ای دریایی بدون هیچ خاطره ای از گذشته اش.حالا این به جیمین بستگی داره که بهش کمک کنه اونچه رو که اون فراموش کرده کشف کنه.
ناشناس  by btsfik_yohana
btsfik_yohana
  • WpView
    Reads 3,222
  • WpVote
    Votes 82
  • WpPart
    Parts 13
ناشناس کاپل: ته، ا/ت ژانر: عاشقانه، کمدی، غمگین
دزد اسپرم by f_R2006
f_R2006
  • WpView
    Reads 129,104
  • WpVote
    Votes 17,542
  • WpPart
    Parts 48
تهیونگ بعد از فهمیدن اینکه یه قسمت اضافی توی بدنش داره می خواست قبل از در اوردنش ازش استفاده بکند. مرد با سگرمه های درهم فریاد کشید: مردتیکه‌ی بی حیای اسپرم دزد! دست هاش رو محافظ گونه مقابل شکم برامدش قرار داد،متقابلا اخم هایش را برای مرد درهم کشید. : داد نزن بچه‌م میترسه. : من این مردتیکه رو میندازم زندان. تهیونگ حق به جانب: بد کاری کردم نزاشتم اسپرم هات برن تو فاضلاب؟ تو باید از من ممنونم باشی اون غول تشن ها به سختی جئون رو نگه داشته بودند تا به تهیونگ حمله ور نشود. کوکوی