کیم تهیونگ عاشقانه پارک جیمین رو میپرسته اما چی میشه اگه عشق بچگی های اون یکهو سر و کله اش پیدا بشه و قلب تهیونگ با دیدنش دیوونه وار به قفسه سینه اش بکوبه؟
اون میتونه بیخیال جیمین بشه؟ اما اون یک هفته ام نمیتونه بدون گراند مارنیرش زندگی کنه!
میتونه بیخیال جونگکوک بشه؟کسی که تمام دوران کودکی و نوجوانی اش رو عاشقش بوده و الان هم دوستش داره؟
اون قراره چیکار کنه؟این یک مثلث عشقیه یا تریسام؟
پیشنهاد میکنم از دستش ندیدن.
تیکه از فیکشن:
"تو-ادامه-نده-بسکن"
با لکنت گفت اما دست های پسر از کار نیافتاد و همینطور به حرکت کردن روی عضو تحریک شده بغل دستی اش ادامه داد.
اون فقط می تونست برای اینکه توی کلاس ارضا نشه محض رضای فاک تحمل کنه و صدایی ازش در نیاد.
صورتش سرخ شده بود تا حالا توی عمرش انقدر خجالت زده نشده بود درسته کسی متوجه نشد اما باز هم به طرز خیلی بدی احساس تحقیر شدن میکرد.
***
" تو حق نداشتی با من این کار رو کنی تنها کسی که تو بهش تعلق داری منم نه هیچ کس دیگه! کسی که جرئت کنه نزدیک تو باشه رو خودم با دست های خودم میکشم جوری که آرزو کنه هیچ وقت به دنیا نمیاومد.
𝙉𝙖𝙢𝙚: 𝙊𝙣𝙚 𝙗𝙤𝙙𝙮 𝙖𝙣𝙙 𝙩𝙬𝙤 𝙝𝙚𝙖𝙧𝙩𝙨.
𝘾𝙤𝙪𝙥𝙡𝙚: 𝙫𝙢𝙞𝙣𝙠𝙤𝙤𝙠
𝙂𝙚𝙣𝙧𝙚: 𝙧𝙤𝙢𝙖𝙣𝙘𝙚. 𝙏𝙧𝙞𝙨𝙨𝙖𝙢.
"آلبالو در انگلستان"
داستانی از دل جنگ،خودخواهی و روحیهی حقیقت طلبی.
پارک جیمین،خیلی میدونست. این برای فردی که خودش رو وسط کشمکشهای کشورش پیداکنه،چیز جالبی نیست.
این رو درست لحظهای فهمید که به مرد رو به روش نگاه میکرد.روزنامهنگار مرموزی که بوی دردسر میداد.
کدومش؟ همکاری با یک گروه تحقیقاتی و به ظاهر «منجی»،یا کنارهگیری و درخفا مردن؟.
-گایا همینه آمادور،گایا برای خیلی ها،دلیل زندگیه.مثل تو
مثل تو،برای من.
**
_شايد خدا وجود نداشته باشه،ولي يقين دارم روح آدم ها هميشه باقي مي مونن.نگران نباش،حتي اگه هيچكس يادش نموند تو كي هستي،من يادم مي مونه!.
﹝ایزد﹞
-واسم مهم نیست خدای لعنت شده مصری! اگه میخوای منو لمس کنی باید التماس هاتو بشنوم
کاپل اصلی: ویکوکمین(کوکمین، ویمین)
کاپل فرعی: یونمین
ژانر: سفر در زمان،فانتزی،اسمات،تخیلی،رمنس
نویسنده:پارک کارینا
وضعیت: در حال اپ
تهیونگ ( برادر ناتنی جیمین )و دوستاش(بقیه اعضا) اعتقاد دارن جیمین خیلی نحسه و باید بمیره برای همین خیلی اذیتش میکنن.
بنظرتون جیمینِ مهربونمون میتونه هیونگشو ول کنه و فرار کنه درحالی که دلش برای لبخند مستطیلی هیونگش تنگ شده؟ یا با همه سختیا کنار میاد و تلاش میکنه تا دوباره هیونگشو خوشحال ببینه؟
کاپل: ویکوکمین_نامجین-سپ
زمان آپ: هفته ای دو پارت(شاید بیشتر بستگی داره)
بخشی از فیک:
با ذوق به ماشین تهیونگ هیونگ که تازه خریده بودش زل زدم واو قشنگ ترین ماشینش همینه با خوشحالی برگشتم سمتش و بدون اینکه حواسم باشه هیونگ از من بدش میاد دستامو دورش حلقه کردمو گفتم:
_وای ته این خیلی خوبه تو با زحمت تونستی این پول هارو به دست بیاری بهت افتخار میکنم هیونگی، تو مورد علاقه ترین منی لطفا منو ببر با ماشینت دور بزنیم
توقع داشتم دست ته دورم حلقه بشه و بهم بگه((باشه موچی کوچولوی ته ))ولی اون محکم منو هل داد و با صدایی که از عصبانیت میلرزید گفت:
_توی لعنتی چطور جرات میکنی به من دست بزنی و منو ته صدا کنی هان؟! توی احمق فکر میکنی اجازه میدم سوار ماشینم بشی و اونو کثیف کنی؟!
با بغض لب زدم:
_ولی تهیونگ من بچه نیستم که ماشینتو کثیف کنم
____
خوشحال میشم سر بزنید به هردوتا فیکام
_تو یه پیانیست احمق بودی و من یه پسر احمقتر توی خیابان های نیویورک به دنبال تو.
کاپل: یونمین
کاپل فرعی: ***
ژانر: رمنس، روزمره، یکمی فلاف
نویسنده:دوری
|Persian fanfiction|
✨NEW
🪷Name: Yuga Beat
🪷Couple: kookmin - (jk🔝)
🪷Genres: Smut (90%)- Romance- Daily Life
🪷 Writer: yūgen
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
←خلاصه:
از فواید یوگا چی میدونید؟!
کاهش استرس! کاهش وزن! بهبود وضعیت سلامتی بدن! و کلی فواید دیگه.. اما یکی از فوایدی که کمتر بهش توجه میشه فایده یوگا برای "سکسه"!
اینو جونگکوک که مربی یوگاعه نمیگه.. پژوهشگرا به این نتیجه رسیدن که انجام یوگا باعث بهبود چشمگیر رابطهٔ جنسی افراد میشه.
و خب مربی جئون که الان "۶ساله" تو این حیطه آموزش های مختلفی رو میده، قراره به یکی از شاگرد هاش که از داشتن این موضوع و استرس زیاد رنج میبره کمک کنه و آموزش بده!!
🧘🏻♂️🏳️🌈🧘🏻
پارک جیمین برای رفع استرس و خستگی های روزمرش به اصرار دوستش تو یکی از کلاس های یوگاعه مربی جئون ثبت نام میکنه اما آیا یوگا باعث میشه تا پارک جیمین استرس کمتری رو داشته باشه یا در کنارش چیزهای جدید تری رو هم تجربه میکنه؟!!
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
👉on going..
چند روز مونده به روز عروسیش وقتی برای پیدا کردن چند تا شاخه گل رز بخصوص که نامزدش عاشقشه، زمان از دستش در میره و تا دیر وقت بیرون میمونه
به خاطر استرسش و ترسش ازتاریکی راهو گم میکنه و سر از جای نااشنایی در میاره
میدونست بالای شهره و جالب بود که فقط از اونجا بوی دو گرگ رو میتونست استشمام کنه!
انگار که کس دیگ ای تو اون محله ی اشرافی زندگی نمیکرد!
بوی دو الفای اصیل و قوی و......
از شانس بدش هورنی!
چقد میتونه غم انگیز باشه که درست چند روز قبل عروسیش دو الفای هورنی و مست بهش تجاوز کنن و صبحش هیچی یادشون نیاد؟!
ووقتی جیمین ماجرا رو برای نامزدش تعریف میکنه خانواده نامزدش بااین وصلت مخالفت کنن!
و خانوادش از این ابروریزی پاشیده بشه!
ولی از همه بدتر......!
نامزدش باورش نکنه و جیمین برای اثبات حرفش شکایت میکنه و ازاونجایی که اون دو الفا خیلی گردن کلفت و پرنفوذن کل مدارک اون شبواز بین ببرن و حتی حاضر نباشن جیمینو برای یه لحظه ببینن!!!
این وسط میمونه جیمین با قلبی متشکل از چند حس....!!!!
شکسته از عشقش
غمگین از خانوادش
ناامید از خانواده نامزدش
و
پر از کینه و نفرت نسبت به دو الفایی که هیچ وقت
قرار نیست چهرشونو از یاد ببره............
درحال اپ
امگاورس، انگست، امپرگ، انتقامی، هپی اند
کاپل: ویمینکوک