در حال آپ✨🎀
56 stories
First Snowfall | VKOOK by Skingall
Skingall
  • WpView
    Reads 4,974
  • WpVote
    Votes 927
  • WpPart
    Parts 18
"می‌گن اگر زوجی اولین برف سال رو کنار هم ببینن تا ابد با هم می‌مونن." "ولی اینکه اولین برف نیست." "دوست داشتی باشه؟" آتش‌نشان روزی مصدوم می‌‌شه، در بیمارستان مداوا می‌شه و می‌ره ولی قلبشو پیش پرستار اونجا جا می‌ذاره. روایتی از عشق بین👨🏻‍🚒 و 👨🏻‍⚕️⁦*・゜゚↝⁩ ژانر: داستان کوتاه، عاشقانه، کمدی، فلاف👀🪄 نویسنده: ویت - روزهای آپ: یک‌شنبه و دوشنبه - - رده سنی: ۱۴ سال و بالاتر -
𝙃𝙞𝙨 𝙇𝙞𝙡𝙩 | 𝙆𝙊𝙊𝙆𝙑 by negarmoz
negarmoz
  • WpView
    Reads 7,439
  • WpVote
    Votes 1,034
  • WpPart
    Parts 18
+تا حالا فکر کردی همسر آینده‌ات الان داره چی کار میکنه؟ - الان داری چی کار می‌کنی؟ Ganre : Romance/smut/comedy Kookv ♡ !
Taekook Fakechats by Itsshadowbaby
Itsshadowbaby
  • WpView
    Reads 4,693
  • WpVote
    Votes 448
  • WpPart
    Parts 11
این بوک برای فیک‌چت هایی که تک یا دو پارتی هستن زده شده تا همشون رو یک جا جمع کنم🎀
Everything𐙚 about𐙚 𑱄them𑱄𐙚 «Vk/Kv» by xoxopomeon
xoxopomeon
  • WpView
    Reads 11,586
  • WpVote
    Votes 1,076
  • WpPart
    Parts 10
چندشاتی و وانشات‌هایی که شامل فیک‌چت و توییت هم میشن رو میتونی برای سرگرمی اینجا بخونی خوشگلم.🍀✨️ ویکوک/کوکوی/ورس در همه ژانر. بجز انگست زیاد و سداند.☝🏼 بفرمایید داخل🎀
His To Ruin | KookV by cjjasal
cjjasal
  • WpView
    Reads 95,029
  • WpVote
    Votes 12,502
  • WpPart
    Parts 25
دو نوع انسان تو دنیای جئون جونگکوک وجود داشت. اونایی که ازش وحشت می‌کردن و اونایی که زخمی می‌شدن چون فکر می‌کردن نیازی به ترسیدن نیست. اون سرد بود و محاسبه‌گر، جوان‌ترین رئیس مافیا، با دست‌های تتو شده و چشم‌هایی مثل یخ. جونگکوک با دیدن التماس و خونریزی آدم‌ها تکون هم نمی‌خورد. خیلی وقت بود که شکسته بود. و بعد کیم تهیونگ اومد. با پلیورهای نرم و ناز، شکلات‌‌های تمشکی، و سوال‌هایی که هیچکس جرات پرسیدنشون رو نداشت. "چرا سوکجین هیونگ گفت می‌خوای من رو بخوری؟ آدم‌ها رو گاز میگیری؟" جونگکوک نمی‌دونست که می‌خواست از اون پسر محافظت کنه، یا نابودش کنه تا فقط نزدیک نگهش داره. Couple: Kookv. Genre: Romance, mafia, comedy, smut. Author: MaryBTS2013. Translator: Asal. روزهای آپ: دوشنبه و پنجشنبه ___________________________________________ This is a Persian translation of a fanfiction by (MaryBTS2013), All credit goes to the original author. I'm only responsible for the translation.
𝘴𝘸𝘪𝘮𝘮𝘪𝘯𝘨 𝘤𝘰𝘢𝘤𝘩|Au|taekook by Arkaxo
Arkaxo
  • WpView
    Reads 40,911
  • WpVote
    Votes 5,516
  • WpPart
    Parts 25
جئون جونگکوک مربی شناست، چی میشه اگه روی پدر شاگردش کراش بزنه؟ 𝘎𝘦𝘯𝘳𝘦:𝘴𝘭𝘪𝘤𝘦 𝘰𝘧 𝘭𝘪𝘧𝘦, 𝘤𝘰𝘮𝘦𝘥𝘺, 𝘳𝘰𝘮𝘢𝘯𝘤𝘦, 𝘴𝘮𝘶𝘵 𝘊𝘰𝘶𝘱𝘭𝘦:𝘷𝘬𝘰𝘰𝘬/𝘬𝘰𝘰𝘬𝘷 ... -تهیونگ چیزه یعنی آقای کیم خیلی دیدنتون شدم از خوشحال خاک تو سرم منظورم این بود که خیلی خوشحال شدم از دیدنتون. تهیونگ درحالی که خودشو کنترل می‌کرد نخنده با جونگکوک دست داد و تعظیم کوتاهی کرد. -منم همینطور جونگکوک شی
Smut Book || بوک اسمات {All Couples} by LiberteNovels
LiberteNovels
  • WpView
    Reads 12,779
  • WpVote
    Votes 584
  • WpPart
    Parts 23
توجه‼️این بوک حاوی محتواهای حساس 🔞 با رده سنی +18 نوشته شده. اسمات بوک بی تی اس ازهمه کاپلها و ژانرهای خاص هر یکشنبه ساعت 21 ༺ Liberté Novels ༻ Name: Smut Book نام داستان: بوک اسمات Couple: All Couples کاپل: همه کاپل ها Romance, Smut🔞, Military, Action, COMEDY عاشقانه، اسمات، سربازی و نظامی، اکشن، کمدی! ■ A Novel By Liberte ■
+20 more
𝖪𝗂𝗌𝗌 𝖳𝗁𝖾 𝖯𝗌𝗒𝖼𝗁𝗈 𖦹 𝖪𝖵 by ForsakenCrow
ForsakenCrow
  • WpView
    Reads 148,838
  • WpVote
    Votes 17,698
  • WpPart
    Parts 34
کیم تهیونگ برای خلاص شدن از دست استاکرش، لب‌های خطرناک‌ترین پسر دانشگاه، جئون جونگکوک رو میبوسه. اما چی میشه اگه معادلاتش اشتباه پیش برن و گیر یه استاکر بدتر بیوفته؟ «یه دوست پسر فیک میخوای؟ مشکلی نیست، اما نظرت با یکی واقعیش چیه؟» ┆𝖢𝗈𝗎𝗉𝗅𝖾: 𝖪𝗈𝗈𝗄𝗏 ┆𝖦𝖾𝗇𝖾𝗋: 𝖲𝗍𝖺𝗅𝗄𝖾𝗋 𝖠𝖴, 𝖲𝗆𝗎𝗍, 𝖲𝗅𝗂𝖼𝖾 𝖮𝖿 𝖫𝗂𝖿𝖾, 𝖢𝗈𝗆𝖾𝖽𝗒 ┆𝖢𝗁𝖾𝖼𝗄 𝖮𝗎𝗍 𝖳𝗁𝖾 𝖯𝗋𝗈𝗅𝗈𝗀𝗎𝖾 𝖥𝗈𝗋 𝖬𝗈𝗋𝖾 𝖨𝗇𝖿𝗈 ┆𝖯𝗎𝖻𝗅𝗂𝗌𝗁𝖾𝖽 𝖮𝗇: 𝖩𝗎𝗅𝗒 𝟣𝟨, 𝟤𝟢25
fake chat||KOOKV by legantr_
legantr_
  • WpView
    Reads 101,250
  • WpVote
    Votes 9,298
  • WpPart
    Parts 27
مجموعه ای از فیک چت ها و داستان های کوتاه از کوکوی . فیک چت|ایو|روزمره زندگی|کوکوی|اسمات
خوناشام من / My vampire  by Carolyno23
Carolyno23
  • WpView
    Reads 31,617
  • WpVote
    Votes 1,697
  • WpPart
    Parts 14
کاپل : kookv ژانر : اسمات . خوناشام . تهیونگ پسری با اعتقادات متفاوت که به هرافسانه ای علاقه داره و بهشون باور داره . معتقده افسانه ها حقیقی هستند ولی هیچوقت با یکی از اونا روبرو نشده بود تا وقتی که اونو دید .. تهیونگ کلی قرض و پول بالا اورده بود . جایی هم بهش کار نمیدادن هر روز دنبال اگهی میگشت تا روزی که اون اگهی استخدامی خدمتکار رو دید . و وقتی پا به اونجا گذاشت ... +اسمت و بهم بگو ببر کوچولو _امم..من..ت..تهیونگم..کیم تهیونگ +میدونی از وقتی اومدی تو پسر منی ؟ _چ..چی آقا ؟ +ارباب ببر کوچولو . بگو ارباب