Z.M
67 قصة
Violet♡[Ziam] Season 1 Completed بقلم ngra20
ngra20
  • WpView
    مقروء 164,870
  • WpVote
    صوت 22,153
  • WpPart
    فصول 93
بقراط میگه هر آدمی یکی از رنگ های آبی، قرمز، سبز یا زرده اما من میگم تو ویولتی... زیباترین تناژ بنفش💜 "اگه روحیه حساسی دارید خوندن این بوک رو بهتون پیشنهاد نمیکنم" آپ نامنظم
+11 أكثر
VALIUM [Z.M] بقلم anaw_73788
anaw_73788
  • WpView
    مقروء 4,887
  • WpVote
    صوت 703
  • WpPart
    فصول 5
درک روشنایی خنده دار به نظر میرسید. حداقل برای پسری که با چشم های بسته می‌گذشت و شب و روز رو از هم تشخیص نمیداد. روشنایی یک لطیفه محسوب میشد. هر چند که این منطق تا زمان محدودی ادامه داشت... درست قبل از شنیدن صدای بم مرد خارجی که بی اجازه وارد خونه‌ش شده بود. در ادامه... برای زین، روشنایی تنها یک صدا بود.
CANDLLA [Z.M] [Completed] بقلم anaw_73788
anaw_73788
  • WpView
    مقروء 2,806
  • WpVote
    صوت 786
  • WpPart
    فصول 9
برات یه ستاره می‌چینم. اگر کفایت نکرد،کنارش یه غنچه رز فالو رنگ قرار میدم. بهترین لباسم رو می‌پوشم و زیبا ترین لبخندم رو بهت نشون میدم. تا زمانی که ارمان رنو دوباره متولد شه، برات می‌نویسم و به امید جواب، شب ها ستاره ها رو دنبال میکنم. کندلا؟چرا خاموشی؟یه شمع باید با نور هر چند کوچکش اطرافش رو روشن کنه... اوه کندلا...نکنه آب شدی؟!
NOBODY [Z.M] [L.S] [Completed] بقلم anaw_73788
anaw_73788
  • WpView
    مقروء 215,748
  • WpVote
    صوت 32,194
  • WpPart
    فصول 64
به کثیف ترین مقدس،یعنی عشق...قسم میخورم که دوستش دارم. اندازه ی تمام قطرات اشکی که مسبب رها شدنش بود،دوستش دارم. اندازه ی تمام ترک های روی قلبم دوستش دارم. اندازه ی تمام التماس هایی که برای دوست داشته شدن به خرج دادم؛ دوستش دارم. نه مرد...منو سرزنش نکن،این دست من نیست. تا به خودم اومدم دیدم که تنها کسی که دوستم داره هیچکسه... پس منم عاشق هیچکسم شدم.
[ The Fault In Our Stars ➳ Z.M ] بقلم oned_fanfic
oned_fanfic
  • WpView
    مقروء 186,553
  • WpVote
    صوت 28,560
  • WpPart
    فصول 53
لیام از طبقه ی پایین داشت صداش میکرد، اما زین نمیتونست نگاهش رو از ستاره های بالای سرش ، توی آسمون تیره جدا کنه .برای ساعتها بهشون خیره شده بود تا شاید بفهمه ستاره راهنماش چرا داره اشتباه میکنه؟ زین خیره شده بود تا بفهمه چرا عاشق برادرش شده! -این داستان محارم نیست- ❌-Warning: you may think it's an Incest love story but it's not. Be at ease. -COMPLETED-
[ Home With You ➸ Z.M ] بقلم oned_fanfic
oned_fanfic
  • WpView
    مقروء 10,062
  • WpVote
    صوت 1,902
  • WpPart
    فصول 7
اهمیتی نداشت که فردا مردم ، جنازش‌ رو روی ‌قبر‌ پیدا کنن و ‌بگن: " پسر بیچاره ... روی سنگ قبر شوهرش یخ زده . " - COMPLETED -
Back To Life (ZAYN) بقلم love1diran
love1diran
  • WpView
    مقروء 45,135
  • WpVote
    صوت 7,707
  • WpPart
    فصول 53
+چرا زندگی انقدر مزخرفه؟ -نمیدونم درباره ی چی حرف میزنی، خیلی وقته زندگی نمیکنم! • زمستان فرا میرسد و با سرمای سوزناک خویش راه چاره ای برای پناه گرفتن را زمزمه ی بادها میکند..باید پناهگاهی ساخت •
ZAYN MALIK'S QUOTES بقلم Ariiyara
Ariiyara
  • WpView
    مقروء 9,919
  • WpVote
    صوت 1,815
  • WpPart
    فصول 17
نقل قول هایی از زین مالک برای اینکه نشون بدیم فرشته های بدون بال هم وجود دارن
+21 أكثر
Like Peter Pan (Ziam Mayne) بقلم senadorra
senadorra
  • WpView
    مقروء 41,648
  • WpVote
    صوت 5,007
  • WpPart
    فصول 22
[ COMPLETED ] زرد و قرمز باهم گره میخورن، ولی اینجا توی یه جهان دیگه... All deserved rights to the rightful owner of the original fanfiction.
THE OCEAN MYSTERY  /ziam/ بقلم Alice_cn
Alice_cn
  • WpView
    مقروء 60,126
  • WpVote
    صوت 12,518
  • WpPart
    فصول 52
[Completed] "پیکسی؛ پری چهره ای که در زیر نور ماه می رقصد " . . +بهت گفته بودم دیگه دنبالم نگرد؛ دنیای تو برای من زهره _و من به حرفت گوش نکردم زِد چون تو برای من خود مرهمی