rozalin_writer
- Прочтений 11,365
- Голосов 1,182
- Частей 26
بعضی آدمها، برای زنده ماندن میجنگند...
بعضیها، برای انتقام...
و بعضیها، فقط برای اینکه کسی را از دست ندهند.
اما وقتی حقیقت، پشت سالها دروغ و خیانت پنهان شده باشد، مرز میان عشق و نفرت، درست و غلط، و قهرمان و قربانی از بین میرود.
این، داستان آدمهایی است که هر کدام زخمی بر دل داشتند؛ زخمی که بعضی را به عشق رساند، بعضی را به نابودی، و بعضی را برای همیشه در خاطرهها جاودانه کرد.
در میان گلولهها، خیانتها، اشکها و وداعهای ناخواسته، حقیقتی آشکار میشود که بهای دانستنش، از دست دادن عزیزترین آدمهاست.
شاید این قصه، پایان کاملاً خوشی نداشته باشد...
اما ثابت میکند که حتی اگر بعضی عشقها ناتمام بمانند و بعضی قهرمانها دیگر نفس نکشند، ردِ قدمهایشان هیچوقت از قلب کسانی که دوستشان داشتند پاک نخواهد شد.
چون بعضی داستانها با آخرین صفحه تمام نمیشوند...
آنها تا مدتها، در سکوتِ ذهن و قلب خواننده ادامه پیدا میکنند.
وضعیت : پایان یافته