لریِ سبز وابی 💚💙
38 قصة
You're An Asshole (But I Love You) بقلم itanix
itanix
  • WpView
    قراءات 9,233
  • WpVote
    تصويتات 1,437
  • WpPart
    فصول 17
لویی یه پسر عصبی و خشمگینه که اعتیاد به الکل داره و نمیدونه میخواد با زندگیش چیکار کنه ، هری دانشجوی رشته ی روانشناسیه که همیشه از لویی مراقبت می کنه و این چیزی بود که لویی نمیخواست، اما واقعاً بهش نیاز داره . این فنفیکش ترجمه ی از اکانت @smileyourpretty هست و با اجازه ی خودش انجام شده . لطفا کپی نکنید
... بقلم sonyia_directioner
sonyia_directioner
  • WpView
    قراءات 4,169
  • WpVote
    تصويتات 884
  • WpPart
    فصول 9
fearless[L.s_z.m] by niloufar بقلم Niloufarazad
Niloufarazad
  • WpView
    قراءات 8,755
  • WpVote
    تصويتات 2,357
  • WpPart
    فصول 65
لویی نویسنده ی داستان های ترسناکه، به خونه ای عجیب و نیمه متروکه نقل مکان می کنه تا بهتر روی رمانش تمرکز کنه. یک روز هری استایلز شانزده ساله از روی کنجکاوی به طور اتفاقی از دیوار خونه ی لویی بالا میره و با اون آشنا میشه این دو با هم حرف میزنن و درد دل می کنن کمی بعد رابطه ی اون ها پیچیده میشه...
𝐤𝐞𝐫𝐟𝐮𝐟𝐟𝐥𝐞 𝓵.𝓼 [𝓶.𝓹𝓻𝓮𝓰] بقلم oioiii_honi
oioiii_honi
  • WpView
    قراءات 4,620
  • WpVote
    تصويتات 829
  • WpPart
    فصول 19
[completed] اگر میدونستم یخ چشم هات اینچنین من رو گرفتار میکنه.. هیچوقت نگاهت نمیکردم عزیزم..
Boy In The Basement [L.S] بقلم eyasmin
eyasmin
  • WpView
    قراءات 27,376
  • WpVote
    تصويتات 4,945
  • WpPart
    فصول 40
COMPLETED || EDITED THRILLER || PSYCHOLOGY / PSYCHOTIC AU - همه ما هيولا هستيم، فقط بعضي از ما ميتونن بهتر پنهانش كنن. انسان از خوبي حرف ميزنه اما از درون تشنهٔ قدرته! بدي رو محكوم ميكنه اما گناهان خودش رو توجيه ميكنه. بزرگترين جنايات رو افراد شرور انجام نميدن بلكه اون هايي مرتكب ميشن كه خودشون رو درستكار ميدونن. كسي كه مطمئنه ادم خوبيه، هر بي‌رحمي و خيانتي رو براي رسيدن به هدفش توجيه ميكنه و همين باعث ميشه از هر هيولايي خطرناك‌تر باشه! TW : خشونت جنسي - حبس . Mpreg Start: 17/09/402 End: 17/09/404 Word Count: 280,000 © : eyasmin
Wheat field [L.S] بقلم mewrySH
mewrySH
  • WpView
    قراءات 5,972
  • WpVote
    تصويتات 1,287
  • WpPart
    فصول 10
❌تمام شده، پایان غمگین❌ لویی عصبانی بود لویی خرابکار بود لویی سیگار میکشید لویی مسخره اش میکرد لویی تکالیفش رو میدزدید هری از لویی متنفر بود هری... باید یک هفته تمام رو با لویی میگذروند...؟! این نمیتونه چیزی بیشتر از یه فاجعه باشه!
lilac 'm.preg' (persian translation) بقلم oioiii_honi
oioiii_honi
  • WpView
    قراءات 23,620
  • WpVote
    تصويتات 4,407
  • WpPart
    فصول 68
[completed] [edited] به هری گفته شده که ازش چه توقعی میره. اون حتی قبل از تولدش با وارث پک تاملینسون نامزد شده بود. اون تو احاطه و دست پرورده‌ی امگاهای مطیع، که تنها هدفشون تو زندگی خدمت به آلفاهاشون بود، یکی از هم نوع اونا شد. اون با یاد گرفتن اینکه چجوری آلفاشو راضی کنه، بزرگ شد، آلفایی که هیچی درباره‌اش نمیدونست، بجز اسمش. اسمش لویی تاملینسون بود. وارث بزرگِ بزرگترین پک بریتانیا. اسمش توی حومه شهرت داشت، لویی که یکی از سریع‌ترین و ماهر ترین آلفاها بود، به خاطر مهارت‌های جنگی و سیاست‌هاش معروف بود. هری همیشه به داشتن چنین آلفای ممتاز و باهوشی افتخار میکرد. لویی بی چهره بود، مثل یه بوم خالی برای هری کوچولو تا آلفاشو به هر شکلی که میخواد بسازه. اون اغلب خودشو تو رویا میبینه که تو آغوش قوی آلفاش بخوابه، وقتی که آلفاش قرار بود کارشو تموم کنه، مخفیانه به دفتر آلفاش میرفت و آلفاشو یکم از کار کردن منحرف میکرد، اما همچنین انگیزه کوچیک اون بود. اما مطمئناً چیزهای خوب باید تموم بشن. فانتزی کوچیک و بی نقصی که هری بهش پروبال داده بود، در نهایت یه فانتزی باقی میمونه. اون هنوزم آلفاشو دوست داره. اما آلفاش نه. °°° لری با کمی شیپ نیام.
Fire And Stone(Z.M) بقلم youcancallmemrless
youcancallmemrless
  • WpView
    قراءات 177,099
  • WpVote
    تصويتات 26,969
  • WpPart
    فصول 69
اون حتي جرعت نداشت به اون مرد نگاه كنه
Change My Mind~L.S [Completed] بقلم gisustylinson
gisustylinson
  • WpView
    قراءات 126,708
  • WpVote
    تصويتات 17,682
  • WpPart
    فصول 63
"یکم صبر داشته باش، همه‌چیز تغییر میکنه..." "همه‌چیز؟! نه...هیچ چیزی عوض نمیشه، مگه اینکه اون لعنتی تغییر کنه..." "پس انجامش بده...نظرش رو تغییر بده..." پابلیش مجدد کتاب کامل شده‌ی change my mind. نوشته شده در اول فوریه‌ی 2018. پایان، پنجم سپتامبر2018.