Ure gonna love it💚💙
14 story
Always You [L.S] ~ By Miss X بقلم larry_diary
larry_diary
  • WpView
    مقروء 3,309,194
  • WpVote
    صوت 303,313
  • WpPart
    فصول 140
هری...هرررری...خواهش میکنم نجاتم بده...نذار من رو ببرن...هرررری... قطرات اشک گونه های پسر چشم سبز رو تر میکنن...صدا توی ذهنش تکرار میشه....حتی جرات نکن به التماس هاش گوش بدی استایلز...حتی جرات نکن برگردی سمتش... صدای فریادهای وحشت زده ی لویی تنش رو میلرزونن...روحش رو از هم میدرن...قلبش رو از کار میندازن اما این اجبار بود.هری این قسم نانوشته رو امضا کرده بود. صدای لویی پشت سرش خاموش میشه.زمزمه ی خفه ی هری توی باد گم میشه. هری:متاسفم لویی.متاسفم...
Gray World(L.S) بقلم S_Larry_S
S_Larry_S
  • WpView
    مقروء 150,233
  • WpVote
    صوت 18,022
  • WpPart
    فصول 52
(completed) يه دنياي جديد با قانون هاي جديد...
friends with benefits (L.S) بقلم erebus_msr
erebus_msr
  • WpView
    مقروء 244,379
  • WpVote
    صوت 29,203
  • WpPart
    فصول 31
لویی فکر می کرد این تنها راهیه که میتونه هری رو پیش خودش نگهداره ‌‌‌...
To the ends of the earth~L.S [Completed] بقلم blueheartedme_
blueheartedme_
  • WpView
    مقروء 62,489
  • WpVote
    صوت 7,973
  • WpPart
    فصول 21
"تا آخرِ دنیا دنبالم میکنی؟ اونجا جهانی وجود داره که فقط برای چشم های ما ساخته شده..." Persian translation
⋆Rings⋆[L.S_Z.M] بقلم f5t_TOMLINSON
f5t_TOMLINSON
  • WpView
    مقروء 16,102
  • WpVote
    صوت 2,892
  • WpPart
    فصول 24
نه خواب است و نه مرگ است؛ او که انگار مرده ی زنده است خانه ای که در آن زاده شدی، دوستان عهد شبابت، پیرمرد و خدمتکار خانه، مشقات روز و پاداش آن، همه و همه ناپدید می‌گردند و افسانه میشود و دیگر در مهارت نمی‌آید. _رالف والدو اِمِرسون
Just Hold On(completed) بقلم eileenmonro
eileenmonro
  • WpView
    مقروء 448,441
  • WpVote
    صوت 51,126
  • WpPart
    فصول 60
Larry+ziam از درد به خودش میپیچید و گریه های بچگانش تو کل اون کوچه ی تاریک طنین مینداخت.صدای خنده های اون آدمای مست هنوز تو گوشش بودن...آخه چرا از درد نمیمیره؟چرا این کابوسا تموم نمیشن؟آخه اون فقط یه پسر بچه کوچولوعه! ___________________________________ 💚💙👬 👬💛❤
+8 أكثر
•Sweet Creature• [L.S]  بقلم SeTaRe4
SeTaRe4
  • WpView
    مقروء 42,382
  • WpVote
    صوت 7,523
  • WpPart
    فصول 21
[Complete] هری انتظار نداشت که دبیرستان آسون باشه. خواهرش براش یه‌عالمه داستان تعریف کرده بود و هری میدونست که قراره توی یه جهنمِ چهارساله باشه. ولی جدا از همه‌چیز، اون دقیقا انتظار نداشت که فرشته‌ها هم توی جهنم بیان. Supernatural!AU °Persian Translation°
Say Something~L.S [Completed] بقلم gisustylinson
gisustylinson
  • WpView
    مقروء 127,641
  • WpVote
    صوت 17,838
  • WpPart
    فصول 40
"یه چیزی بگو...دارم ازت دست میکشم... من فردِ خاصِ زندگیت میشم، اگر تو ازم بخوای... هر جایی بری من دنبالت خواهم اومد... یه چیزی بگو... دارم ازت ناامید میشم..." say something I'm giving up on you... Translator : @blueheartedme_
Sea's whisper [L.S | Z.M] بقلم Namelessaa
Namelessaa
  • WpView
    مقروء 196,307
  • WpVote
    صوت 44,507
  • WpPart
    فصول 60
«بهش میگن زمزمه ی دریا و اون بزرگ ترین رازی که دریا توی خودش قایم کرده.»
Louten~[L.S] بقلم larry_diary
larry_diary
  • WpView
    مقروء 78,164
  • WpVote
    صوت 17,918
  • WpPart
    فصول 34
یه اتفاق ساده و کوچیک باعث شد زندگی هری برای همیشه تغییر پیدا کنه . چه خوبه که از اتفاق های ساده و کوچیک ساده رد نشیم. این شما و این داستات زندگی هری و هم خونه جدیدش هم خونه ایی که از یک جعبه کفش کنار خیابون ، راه به آغوش گرم هری پیدا کرد. به زندگی در کاتونیا خوش آمدید.