couple:vkook,namjin,secret
genre:Omegaverse،action,mafia
یه کلمه در زبان ایگبو هست به نام«Okara efu»
یعنی کسی ک تورو کامل میکنه، وقتی که نباشه نصفه و نیمه میشی و زندگیت بی معنیه
کیم تهیونگ انیگمای قدرتمندی که بر سه کشور ژاپن ،کره و روسیه حکمرانی میکرد سر یک لج و لجبازی جونگ کوک الفای خون خالصو مارک میکنه
البته شاید فقط یک لج و لج بازی ساده درمیون نبود.
معمایی | اکشن | پلیسی | عاشقانه | اسمات
کیم تهیونگ پزشک نابغه و موفق ای که به عنوان تنها وارث گروه تجاری کیم تصمیم گرفته مستقل عمل کنه و دور از موقعیت خانودگی زندگی خودشو داشته باشه
که در شرایطی خاصی با پسر عمه خودش که از هفت سالگی ناپدید شده بود و پدر بزرگش بردن اسمش رو ممنوع کرده بود رو به رو میشه
حالا اون دو باهم تصمیم میگیرن تا خطرناک ترین و بزرگترین راز خانواده کیم رو فاش کنن
تهیونگ با خونسردی گفت:
_اون با من ... هر مدرکی که لازم داشته باشی و برات گیر میارم
_چجوری؟
_چقدر میتونی زمان بهم بدی کوک؟
_اومدم پیش تو چون دیگه زمانی نداریم دکتر، اینتر پل کم کم داره تصمیم میگیره این پرونده رو کنار بزاره...
♦️تمام شده
Vkook
کیم تهیونگ معاون شرکت سهامی کیم هست که برای رئیس شدن حاظره هر کاری بکنه حتی ازدواج با پسر عمویی که قبلا عشقشو رد کرده
#عاشقنه
#ازدواجی
#طلاق
#تهیونگ
#جانگکوک
#تهکوک
#یونمین
𖥔لمسِ گناه𖥔🔞
کیم تهیونگ که پساز مرگ دخترش خودش رو از دنیا جدا کرده، مجبور میشه بهمدت شش ماه، بادیگارد و همخونهی جئون جونگکوک، پسری که دوازده سال ازش کوچیکتره، بشه. ژیمناستیککاری که معصومیتش رو پشت سرکشی پنهان کرده. تهیونگ برای مبارزه و حفاظت آموزش دیده بود؛ اما نه برای پسری که بودنش، خطی باریک میان وظیفه و وسوسهای بود که باید زیر یک سقف، اون رو تحمل میکرد.
- من زن و بچه داشتم جونگکوک، هیچوقت از مردها خوشم نمیاومده.
- برای همین وقتی تمرین میکنم خشتکت تنگ میشه؟
⊹ نام⤟لمسِ گناه
⊹ کاپل⤟ویکوک
⊹ ژانر⤟انگست/رومنس/درام/اسمات
فیکشن { گـرگـه مـاه }
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ∆
خیلی از افسانه ها حقیقت دارن... خصوصا افسانه ی گـرگـه مـاه
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ∆
افسانه ها میگویند:
به هنگام زوزه ی آن گرگ ، ماه به رنگ خون در می آید
قوی ترین گرگ های تاریخ که تعداد آن ها حتی به انگشت های یک دست هم قادر نیست گـرگـه مـاه نام گذاری شدند
قبایل محلی معتقدن زوزه ی آن گرگ ماه را به خون میکشد و زیر سلطه ی خود میگرد
هیچ گرگی قادر به مبارزه و یا حتی مقابله با گـرگـه مـاه نیست زیرا قدرت او با هیچ گرگی قابل مقایسه نیست
ولیکن در هر 100 سال یک بار هم زوزه ی این گرگ شنیده نمیشود زیرا اون در هر هنگام بین مردم محفوظ بوده و هیچوقت چهره ی خود را آشکار نمیگردد
اون قادر نیست عاشق هیچ شخص دیگری جز جفت حقیقی و منتخب الاهه ماه شود
﴾ Moon Wolf ﴿
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ∆
couple = { Vkook }
the writer = { 𝑳𝒐𝒗𝒓𝒊𝒕𝒂 }
genre = { Omegaverse، up to date، modern، romance، Angst، Smat، Royal ، time travel، historical
ژانر = { امگاورس، بروز و امروزی، رومنس، انگست، اسمات، سلطنتی، سفر در زمان، تاریخی
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ∆
up= یکشنبه، و پنجشنبه های هر هفته
"هرکسی که جلوی راهم باشه رو از بین میبرم. وقتشه که انسان ها تعامل بین ما و خودشونو بپذیرن"....
❥︎𝒄𝒐𝒖𝒑𝒍𝒆: 𝑯𝒚𝒖𝒏𝒍𝒊𝒙 , 𝑴𝒊𝒏𝒔𝒖𝒏𝒈 ,
𝑪𝒉𝒂𝒏𝒎𝒊𝒏 ,𝑪𝒉𝒂𝒏𝒈𝒊𝒏
❥︎𝑮𝒆𝒏𝒓𝒆:𝑹𝒐𝒎𝒂𝒏𝒄𝒆 , 𝑪𝒓𝒊𝒎𝒊𝒏𝒂𝒍 , 𝑴𝒚𝒔𝒕𝒆𝒓𝒚,
𝑭𝒂𝒏𝒕𝒂𝒔𝒚, 𝑭𝒖𝒍𝒍 𝒔𝒎𝒖𝒕
𝐍𝐚𝐦𝐞: 𝐌𝐘 𝐂𝐎𝐌𝐌𝐀𝐍𝐃𝐄𝐑🔞
[Completed]
«جونگکوک، سربازی که دو ماه به پایان خدمتش مونده و فکر میکنه که میتونه به آسونی سربازیش رو تموم کنه؛ اما با انتقال فرماندهی جدید به پادگانشون، تمام معادلاتش بههم میریزه.»
- اگه اینقدر علاقه به مردن داری... میتونم زودتر از این تمرینهای کشنده دخلت رو بیارم!
جونگکوک که گونه و چونهاش توی دست بزرگ فرماندهاش تحت فشار بود، نالهی آرومی کرد و جوابش رو داد:
- آه...فرمانده... اینقدر دوست داری من رو با دستهای خودت بکشی؟
تهیونگ نیشخندی زد و با ولکردن چونهاش؛ انگشت شستش رو سمت زخم ابروی سربازش برد و نوازشش کرد.
- تو این مدت... جز کشتنت به چیز دیگهای فکر نکردم!
«اتمام یافته»
⊹ کاپل⤟ویکوک
⊹ژانر⤟سربازی-رومنس-اسمات-اکشن-انگست
┊Summary:
همه چیز از جایی شروع شد که اونها برای نجات نسل خودشون از آخرالزمانی که در مسیر وقوع بود، تصمیم به ترک سیارهشون گرفتن...و این آغاز و پایان همه چیز بود!
┊Teaser:
_ انقدر دروغ نگو آلیا...خون بینیت کم میاد.
با شرارت لبخندی زد و به دیوار های سرد اتاق خیره شد:
_ من و به این اسم صدا نکن کاپیتان اگرنه به فرعون خوفو میگم به جای غرق کردنت توی رود نیل، گردنت و بزنه!
دوباره دستهاش رو بالا آورد و تکه ای از موهای بلندی که باز هم باز شده بودن رو به دست گرفت:
_ باشه شاهزاده نیکیتا، ولی چه فرقی داره توی رود نیل غرق بشم یا گردنمو بزنن؟ قراره توی تاریخ بنویسن کیم تهیونگ به خاطر سوگلی فرعون کشته شد...
پیج نویسنده: @sylvie_fic
The Inception Of Nikita 🪐💙
genre: Secret
Couple: Vkook
Sub Couple: Hopemin
Writter: Sylvie 🌱
up: Saturday
Telegram: @papacita_01