Never click suspicious links
Reminder: Wattpad will never ask for passwords, payment information, or other sensitive account security details.
ʚɞ
114 stories
آواز ماه (song of the moon) by Aso0542
Aso0542
  • WpView
    Reads 3,871
  • WpVote
    Votes 563
  • WpPart
    Parts 10
قرن‌ها گذشته از آخرین پیوندی که به واسطه الهه ماه بین جفت‌ها ایجاد شد، حالا داشتن جفت حقیقی یک افسانه‌است، یک داستان عاشقانه ماورائی که مادرها برای فرزندانشون بازگو میکردن: "روزی روزگاری گرگینه‌ها در دنیایی زندگی میکردن که الهه ماه همیشه حضورش رو نشون میداد" اما ناگهان در این داستان.. شخصیتی ترسناک به تصویر کشیده میشد: "اما یه انیگما پدیدار شد، خشم الهه ماه رو برافروخت، گرگینه‌ها رو آزار داد، و الهه ماه دیگه هیچوقت با ایجاد پیوند بینمون خودش رو نشون نداد" حالا، پس از قرن‌ها.. دوباره یک انیگما متولد شده بود، انیگمایی که پادشاه کشورش بود.. و بازهم الهه ماه خودش رو نشون داد.. به انیگما.. با پیوند زدن پادشاه کره، به تاجدار قاچاق آسیا.. به یک مرد آلفا.. هدف الهه ماه.. دقیقا چیه؟؟! کاپل‌ها: تهکوک(وورس) ، نامجین ژانر: امگاورس_ورس_درام_اکشن_هایبرید نویسنده: آسو وضعیت آپ: درحال انتشار به بوک سر بزنید و با حمایت‌هاتون بهم انرژی بدید♡♡
𝙉𝙪𝙢𝙗𝙚𝙧10 || 𝘝𝘬𝘰𝘰𝘬 by GryEdviL
GryEdviL
  • WpView
    Reads 82,247
  • WpVote
    Votes 10,331
  • WpPart
    Parts 62
جونگ کوک، پسر بیخیال و خوشگذرونی که فکر نمیکرد با نصب اپ دوست یابی و قرار گذاشتن با پسر های مختلف ایتالیایی زندگیش تبدیل به جهنم شه! هیجانی، سوپرنچرال، اسمات فایل کامل در چنل تلگرام: @VIKWRITE
𝗖𝗛𝗘𝗘𝗞𝗬 by AleraJeon
AleraJeon
  • WpView
    Reads 4,186
  • WpVote
    Votes 458
  • WpPart
    Parts 9
جونگ‌کوک، انیگمای وحشی جئون‌ها و مبارز بی‌رحم رینگ، هیچ‌وقت تصور نمی‌کرد که بوی ارکیده‌ی جفتش وسط رینگ زیرزمینی کلاب، قلبش رو از تپش بندازه! اون هم کی؟ امگای نازپرورده‌ی کیم‌ها که پابند الماس و گردنبند مرواریدش زبان زد تمام آلفاها بود! اما انیگما قرار نبود جفتش رو رها کنه، حتی اگر مجبور می‌شد تمام آدم‌های دنیا رو زیرپاهای لطیف امگای نازدارش خاک کنه! 🥂 𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞: 𝐬𝐦𝐮𝐭, 𝐫𝐞𝐝𝐟𝐥𝐚𝐠, 𝐨𝐦𝐞𝐠𝐚𝐯𝐞𝐫𝐬𝐞, 𝐫𝐨𝐦𝐚𝐧𝐜𝐞, 𝐚𝐧𝐠𝐬𝐭, 𝐦𝐩𝐫𝐞𝐠𝐞 𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞: 𝐊𝐨𝐨𝐤𝐕 Writer: آلِرا Up: جمعه‌ها
Golden Captain  by Mia__Seven
Mia__Seven
  • WpView
    Reads 20,753
  • WpVote
    Votes 1,555
  • WpPart
    Parts 23
کاپیتان طلایی که لقب معروف کیم تهیونگ که مردی بسیار جدی و منظمی بود که با وجود اینکه در ظاهر مردی کمی سرد بنظر می‌رسید اما در واقعیت اون چیزی نبود که نشون می‌داد ! سالها بعد از تلاش و سخت گیری هایی که به خودش برای اینکه موفق تر بشه ، با بدنساز محبوب و معروف کره جنوبی به اسم جئون جونگ کوک در پادگان آشنا شد . پادگان ؟ درسته ! جونگ کوک بچه که بود آرزوی پلیس شدن داشت ولی با گذشت سالها میلش سرد شد اما نه خاموش ! پس تصمیم گرفت برای کمک کردن به سرباز ها و افسر ها به پادگان نظامی کره جنوبی بره که با فرمانده ایی بسیار جدی که زیباییش دل هر کسی رو می‌برد، آشنا شد ! - جئون ! اینجا باشگاه خودت نیست که بیای با سربازا شوخی کنی ! اینجا پادگانه اگه نمیفهمی پس همین الان از پادگان برو بیرون ! + کاپیتان کیم چرا انقد بد اخلاقی ؟ - باید به تو توضیح بدم؟ + چرا انقد به خودت سختی میدی ؟ همه ما تحت فشاریم ! - برای من هنوز کافی نیست + نه ! فشاری که تو می‌کشی با فشاری که من میکشم یکیه ، فقط نیتش فرق داره ! - تو اولین و تنها کسی بودی که غم توی چشمام رو خوند ! کاش میتونستم برات مرد کامل تری باشم ولی هیچ وقت کافی نبودم! + تهیونگا ! وجودت کافی ترین چیزیه که میتونم داشته باشم !
PRINCE KIM 👑 by Miley4870
Miley4870
  • WpView
    Reads 3,271
  • WpVote
    Votes 530
  • WpPart
    Parts 4
وقتی از بچگی به نامزدی شاهزاده در میای...و باهاش بزرگ میشی...:) قسمتی از وانشات: یونگی کمی خم شد و موهای تهیونگ رو ناز کرد و لبخندی بهش زد":میخوای نامزدت رو ببینی؟ اسمش رو چی میخوای بزاری؟ ژانر امگاورس.تاریخی.عاشقانه.امگاورس.هیبرید
𝐓𝐡𝐞 𝐁𝐫𝐨𝐤𝐞𝐫 | ᴋᴏᴏᴋᴠ by ituhide
ituhide
  • WpView
    Reads 1,292,972
  • WpVote
    Votes 141,481
  • WpPart
    Parts 50
[Completed] "خیره به چشمای تخس تهیونگ که با اون خط چشم گربه ای انگار داشتند براش چاقوکشی می کردند عصبی لب زد: - این ازدواج اندازه مدارک مالکیتی که ازت دارم واقعیه کوچولو... اینچ به اینچت مال منه! سرشو نزدیک تر برد و درحالی که لب هاش موقع حرف زدن تقریبا لب های تهیونگ رو لمس می کردند غرید: - و این یعنی دست از پا خطا کنی خونت برام حلاله... جایی ازت که یکی به جز من دست بزنه رو خورد می کنم!" 𝐶𝑜𝑢𝑝𝑙𝑒𝑠: 𝐾𝑜𝑜𝑘𝑣, 𝑌𝑜𝑜𝑛𝑚𝑖𝑛, 𝑛𝑎𝑚𝑗𝑜𝑜𝑛𝑥𝑔𝑖𝑟𝑙 𝐺𝑒𝑛𝑟𝑒: 𝑅𝑜𝑚𝑎𝑛𝑐𝑒, 𝑆𝑚𝑢𝑡🔞, 𝐶𝑟𝑖𝑚𝑒 𝑾𝒓𝒊𝒕𝒆𝒓: 𝑰𝒕𝒖 𝑯𝒊𝒅𝒆 🚫DO NOT COPY THIS WORK🚫
My Sour Dragon  by MiladENFP
MiladENFP
  • WpView
    Reads 282
  • WpVote
    Votes 29
  • WpPart
    Parts 11
یک پیشگویی باستانی تعیین می‌کنه که سه‌رگه افسانه ای که یک اژدهای یخیه و البته جفتش هم باید کشته بشن، حالا چی میشه اگه کیم تهیونگ معصوم و بی گناه، همون سه‌رگه افسانه ای باشه ؟ ژانر : امگاورس، فانتزی، انگست، امپرگ، رومنس، حماسی و هیجانی، اسمات کاپل اصلی : کوکوی + کمی ویکوک کاپل های فرعی : اسپویل نمیکنم 😘 قول نمیدم ولی سعی میکنم هر هفته یا دو هفته یه بار آپ داشته باشیم بخون و لذت ببر، ولی تا میتونی کامنت بزار و ووتم بده، با تشکر 💜💜
Risk it all by ErienneKim0
ErienneKim0
  • WpView
    Reads 34,110
  • WpVote
    Votes 2,674
  • WpPart
    Parts 22
جونگکوک بچه‌ی درس‌خونی بود که بدون درست کردن هیچ مشکلی، همیشه به حرف پدر و مادرش گوش می‌کرد. مسیر همیشگی‌اش، دانشگاه به خونه و برعکس بود. اون هیچ تفریحی نداشت و از این اوضاع خسته شده بود. برای همین جیمین، صمیمی‌ترین دوستش، اون رو به یک مسابقه‌ی رالی غیرقانونی برد و اونجا بود که کیم تهیونگ رو ملاقات کرد. از وقتی اون راننده‌ی جذاب رو دیده بود زندگی‌اش عوض شده بود و اون پسر داشت مسیر زندگی‌اش رو به‌ کل تغییر می‌داد...
The Originality (اِصالَت- ویکوک) by ficswan
ficswan
  • WpView
    Reads 39,810
  • WpVote
    Votes 3,294
  • WpPart
    Parts 64
•240710•~•030419• 𝐍𝐀𝐌𝐄: The Originality (اصالت) 🧬 𝐂𝐎𝐔𝐏𝐋𝐄: تهکوک 𝐆𝐄𝐍𝐑𝐄: Omegaverse, Paranormal, Mafia, Angst, Ramance, Smut 𝐖𝐑𝐈𝐓𝐄𝐑: Swan Telegram Channel: swanzone یک عشق.. یک جنایت.. دو خاندان مافیا با اختلافات قدیمی، اما جنگجوهای جدید.. جئون جونگکوک (کایان)، امگای خون‌خالصی که به عنوان نائب‌رییس پک جئون شناخته میشد، به دنبال کشف حقیقت مرگ مادرش، به عشق نسبت به دشمنش دچار میشه. کیم تهیونگ (ویلیام) هم متقابلا دل به پسر امگا میده. اما همه چیز زمانی خراب میشه که جونگکوک از واقعیتی «دروغین» آگاه میشه و با دست‌های خودش به معشوقه‌اش شلیک میکنه.. -چیو می‌خوای ثابت کنی؟! +که دوستت دارم.. -و چرا باید حرفتو باور کنم؟ +اون موقع که عاشقت نبودم.. بهم اعتماد کرده بودی. حالا که عاشقتم، بهم اعتماد نمی‌کنی..؟ مشکلت چیه..؟! -نمی‌خوام دوباره فریب بخورم. +اگه فریبت دادم، بهم شلیک کن. -شلیک کردن.. گلوله زدن.. ضرب و شتم و کشتن.. غیر از اینا کاری بلد نیستی؟! +بلد نیستم.. ولی تو که بلدی.. بهم یاد بده. [الهام گرفته از فیلم Dilwale، با تغییرات] Start: ۱۴۰۳/۰۴/۱۹ End: ۱۴۰۴/۰۲/۱۲ 🥇#action 🥇 #taekook 🥇 #mafia
The Inception Of Nikita | Vkook | Completed  by Mamacita_01
Mamacita_01
  • WpView
    Reads 117,178
  • WpVote
    Votes 17,959
  • WpPart
    Parts 97
┊Summary: همه چیز از جایی شروع شد که اونها برای نجات نسل خودشون از آخرالزمانی که در مسیر وقوع بود، تصمیم به ترک سیاره‌شون گرفتن...و این آغاز و پایان همه چیز بود! ┊Teaser: _ انقدر دروغ نگو آلیا...خون بینیت کم میاد. با شرارت لبخندی زد و به دیوار های سرد اتاق خیره شد: _ من و به این اسم صدا نکن کاپیتان اگرنه به فرعون خوفو میگم به جای غرق کردنت توی رود نیل، گردنت و بزنه! دوباره دستهاش رو بالا آورد و تکه ای از موهای بلندی که باز هم باز شده بودن رو به دست گرفت: _ باشه شاهزاده نیکیتا، ولی چه فرقی داره توی رود نیل غرق بشم یا گردنمو بزنن؟ قراره توی تاریخ بنویسن کیم تهیونگ به خاطر سوگلی فرعون کشته شد... پیج نویسنده: @sylvie_fic The Inception Of Nikita 🪐💙 genre: Secret Couple: Vkook Sub Couple: Hopemin Writter: Sylvie 🌱 up: Saturday Telegram: @papacita_01