💙I read💙
160 story
WANGXIAO (Completed) بقلم song-of-dark-cloud
song-of-dark-cloud
  • WpView
    مقروء 63,232
  • WpVote
    صوت 12,204
  • WpPart
    أجزاء 79
شیائوژان دانشجوی سال آخر رشته تاریخ شناسی چین و وانگ ییبو، صاحب موزه پنج قبیله مشهور است. شیائو ژان با پیشنهاد استادش، پروفسور وانگ هایکوان، بررسی موسیقی قبیله گوسولان را به عنوان موضوع پایان نامه اش انتخاب میکند که برای انجام آن به کمک وانگ ییبو، صاحب موزه نیاز دارد و او را پس از هزار سال به گوسو لان میکشاند. (شخصیت های کتاب استاد تعالیم شیطانی که در این داستان استفاده شده اند متعلق به نویسنده ان میباشد و باقی کاراکترها ساختگی و غیر واقعی است. این داستان در ادامه سریال آنتیمد نوشته شده است.)
ᏴᏞᎪᏟᏦ ᎠᎬᏙᏆᏞ  بقلم Hanawang9197
Hanawang9197
  • WpView
    مقروء 16,276
  • WpVote
    صوت 3,380
  • WpPart
    أجزاء 49
《☆completed☆》 《☆season 2 of black spell☆》 《☆couple: Yizhan☆》 《☆verse☆》
ᏴᏞᎪᏟᏦ ՏᏢᎬᏞᏞ  بقلم Hanawang9197
Hanawang9197
  • WpView
    مقروء 18,711
  • WpVote
    صوت 4,340
  • WpPart
    أجزاء 38
《 این طلسم از خطرناک ترین و بدترین طلسم هایی است که انسان ها در طول تاریخ به خود دیده اند. شاید در چند قرن تنها یک نفر پیدا شود که بتواند جرعت کند و چنین طلسمی را به انجام برساند. تا به حال هیچ راه نجاتی برای این طلسم یافت نشده. هیچ‌راه فراری ‌نیست...》 ☆Genre:Horror_romance_fantasy ☆fanfiction of yizhan ☆verse
🦋𝐓𝐡𝐞 𝐋𝐚𝐬𝐭 𝐌𝐞𝐞𝐭𝐢𝐧𝐠 🦋  آخرین دیدار بقلم Yizhan7924
Yizhan7924
  • WpView
    مقروء 1,123
  • WpVote
    صوت 308
  • WpPart
    أجزاء 2
✿ کاپل : ییجان ✿ ژانر : عاشقانه ، انگست ✿ مولتی شات ✿ نویسنده : ZhaoYun صاحب مجتمع تجاری جوی سیتی بخاطر بیماریش قسمتی از مغزش درحال تحلیل رفتنه و تا چند وقت دیگه هیچکس رو یادش نمیاد...ییبو تحمل این وضعیت رو نداره پس اقدام به خودکشی میکنه...جان مجبوره نجاتش بده اما..... برشی از داستان: مامور آتش نشانی خودش را به جان رساند و کمرش را چسبید تا مانع پرت شدن جان به همراه ییبو شود. ییبو دوباره گفت:خواهش میکنم ولم کن.....بذار برم..... جان اینک بیش از قبل میلرزید. صورتش جمع شده و دندان هایش روی هم فشرده میشد. بنابراین از لای دندان غرید: خفه شو مَرد..... *********************** ییبو هروقت ناراحت بود،دست جان به او آرامش میداد،پس دستش را گرفت((الان میتونم آب شدن شمع رو حس کنم،میتونم سوختن پروانه رو ببینم...)) دست دیگرش را بلند کرد و صورت جان را نوازش کرد و ادامه داد:((اما این شمع میخواد پروانه بودن هم تجربه کنه...))
River Flows In You (Complete) بقلم song-of-dark-cloud
song-of-dark-cloud
  • WpView
    مقروء 1,646
  • WpVote
    صوت 316
  • WpPart
    أجزاء 8
شیائوژان قاتلی حرفه ایست که برای شخصی به نام ساموئل کار میکند. اما علاقه او به وانگ ییبو که تنها نخی است که او را به یک زندگی عادی متصل کرده، باعث میشود ساموئل دستور قتل او را به دست خود شیائوژان صادر کند....
ATHERIS (S2) بقلم SHIA_Eunoia
SHIA_Eunoia
  • WpView
    مقروء 24,316
  • WpVote
    صوت 4,356
  • WpPart
    أجزاء 45
˓▾ 𝐅ICTION: ATHERIS (S2) ˓▾ 𝐆ENRE: Action - Angst - Thriller - Romance - Crime ˓▾ 𝐀UTHORs: ꜱʜɪᴀ & ꜰᴀᴛ وانگ ییبـو؛ افسر جوانی که ماموریت داره با نفوذ به باند آتش سرخ، اون رو متلاشی کنه اما چی میشه اگه همه چیز اونطوری که فکر میکنه پیش نره؟ اگه درست لحظه ای که میتونه به هدفش برسه مردد بشه چی؟ و چه اتفاقی میوفته اگه درست زمانی که فکر میکنه برای همیشه اون چیزی که میخواد رو از دستت داده، بفهمه همه این‌ها از اول یک داستان ساختگی بوده. روز های آپ: شنبه و چهارشنبه
AND SUDDENLY LOVE بقلم SHIA_Eunoia
SHIA_Eunoia
  • WpView
    مقروء 619
  • WpVote
    صوت 130
  • WpPart
    أجزاء 1
˓▾ 𝐅ICTION: And Suddenly Love ˓▾ 𝐆ENRE: action, romance , smut ˓▾ 𝐀UTHR: ꜱʜɪᴀ +بایست...شرایط رو از این بدتر نکن! حالا ییبو لبه کشتی پشت بهش ایستاده بود و نفس نفس میزد. به طرف ژان برگشت و با اسلحه اش اون رو هدف گرفت. با صدای پر از دردی گفت: _تو بهم خیانت کردی +ییبو... همون لحظه صدای شلیک و سوزشی توی سمت راست بدنش نزدیک شونه اش حس کرد. میتونست صدای افرادش که صداش میزدن رو بشنوه و حتی خودش هم نفهمید کی دستش روی ماشه لغزید و بعد از اون چهره بهت زده ییبو، جاش رو به لبخند دردناکی داد و درحالیکه لباسش غرق در خون میشد، توی آب افتاد.
Valentine Theives بقلم Mahshid_61
Mahshid_61
  • WpView
    مقروء 329
  • WpVote
    صوت 75
  • WpPart
    أجزاء 1
جان و ییبو تصمیم دارن هر آنچه دیگران برای شب ولنتاین خودشون ترتیب دادن، مال خود کنن. اما به یه شکلی که بقیه هم راضی باشن. آیا توی این سرقت ولنتاینی، وقتی آیوان 6 ساله همراهشونه موفق می‌شن؟ وان شات ییجان فان ولنتاین
My Alpha, My Lord بقلم lili_y20
lili_y20
  • WpView
    مقروء 121,043
  • WpVote
    صوت 21,493
  • WpPart
    أجزاء 47
یه ولیعهد امگا که باید با پسرعموی آلفاش که تا حالا ندیدتش ازدواج کنه و پادشاهی رو بهش بده، این تنها راه زنده موندنشه...! ژانر: تاریخی، درام، امگاورس، اسمات کاپل: ییژان ***توجه*** این داستان برداشتی آزاد از رابطه بین کاپل‌هاست و هیچ ارتباطی با واقعیت نداره!🙄 قسمتی از داستان: [لب‌هاش فقط یه نفس با ژان فاصله داشتن که متوقف شد و تو همون حالت آروم گفت: +ژان؟! ژان خجالت‌زده و مست از رفتار ملایم آلفاش گفت: _ب...بله..‌. سر... سرورم؟ +این لب‌ها... قبلا... لمس شدن؟! ژان متعجب و مبهوت گفت: _سر... سرورم... هی...هیچ..‌‌. کس... تا حالا... طوری که شما... لمسم می‌کنید... من رو... لمس... نکرده... با شنیدن این حرف، گرگ ییبو غرش سرشار از غروری کرد ‌که گرگ ژان رو خوشحال می‌کرد...]
yizhan fictions / Bjyx بقلم weiiying666
weiiying666
  • WpView
    مقروء 21,312
  • WpVote
    صوت 1,959
  • WpPart
    أجزاء 77
hiiii فیک های ییجان معرفی می نمایممم بدویید آتیش زدم به مالم yibo top!!!! Mabey vers?