ᴢɪᴀᴍ
23 historias
Travel To Love (Ziam) por Setareeh181
Setareeh181
  • WpView
    LECTURAS 108,749
  • WpVote
    Votos 13,934
  • WpPart
    Partes 82
چهار ساله همه ازش متنفرن... پدر... مادر... برادر... حتی همه ی فامیل با نگاه های پر از نفرت دلش رو به درد میارن... فقط و فقط به جرم بی گناهی... بی گناهی که تو دادگاه همه گناهکاره... تا اینکه بالاخره بعد از چهار سال غریبه ای رو میبینه که از هر آشنایی براش آشنا تره... یا شاید هم آشنایی که از هر غریبه ای براش غریبه تره... خودش هم نمیدونه... ولی این میشه نقطه ی آغاز دوباره ای برای داستان زندگی اون...
NOBODY [Z.M] [L.S] [Completed] por anaw_73788
anaw_73788
  • WpView
    LECTURAS 214,420
  • WpVote
    Votos 32,179
  • WpPart
    Partes 64
به کثیف ترین مقدس،یعنی عشق...قسم میخورم که دوستش دارم. اندازه ی تمام قطرات اشکی که مسبب رها شدنش بود،دوستش دارم. اندازه ی تمام ترک های روی قلبم دوستش دارم. اندازه ی تمام التماس هایی که برای دوست داشته شدن به خرج دادم؛ دوستش دارم. نه مرد...منو سرزنش نکن،این دست من نیست. تا به خودم اومدم دیدم که تنها کسی که دوستم داره هیچکسه... پس منم عاشق هیچکسم شدم.
fools gold (Ziam)(mpreg)  por setidarcy
setidarcy
  • WpView
    LECTURAS 284,289
  • WpVote
    Votos 37,759
  • WpPart
    Partes 50
تو میتونی بهم اخم کنی. بهم بی‌محلی کنی. بخاطر ضعیف بودنم مسخرم کنی. میتونی بهم گشنگی بدی. میتونی کاری کنی گریه کنم. کاری کنی که از درد زجه بزنم. تو میتونی خوردم کنی. زیر پات لهم کنی. تو میتونی منو به خاک سیاه بشونی لیام‌ اما با همه‌ی اینا من بازم عاشقتم :))))
°Little Problem° [Z.M] _ By Sara (Completed) por notevensara_
notevensara_
  • WpView
    LECTURAS 328,192
  • WpVote
    Votos 55,715
  • WpPart
    Partes 62
+آقای پین، یا بچه‌ی بوگندوتو از جلوی در خونه‌ی من دور میکنی یا زنگ میزنم پلیس!! Highest ranks: #1 in fanfiction and #1 in onedirection 💛❤ با احترام به لیام پین و تمام خاطرات قشنگی که بهمون هدیه داد.
Entertainer [Z.M] (mpreg) por Partow_kh
Partow_kh
  • WpView
    LECTURAS 195,621
  • WpVote
    Votos 26,547
  • WpPart
    Partes 55
من عاشق شغلمم. وقتی دور میله می‌چرخم، این تویی که سرگرمم می‌کنی لیام!
Me,You,Him! (Ziam) por p_k_z_m38
p_k_z_m38
  • WpView
    LECTURAS 335,997
  • WpVote
    Votos 42,042
  • WpPart
    Partes 41
[COMPLETED] *لیام من میترسم... تو عاشق کدومشونی؟ اون پسر پانک عوضی ای که روزا زندگیتو جهنم میکنه؟ یا... اون پسر بچه افسرده ای که شبا به بغلت پناه میاره؟ +اگه بگم جفتشون,فکر میکنی دیوونم...نه؟
My broken heart(Ziam♡) por hnii_dr
hnii_dr
  • WpView
    LECTURAS 179,967
  • WpVote
    Votos 29,078
  • WpPart
    Partes 63
•Completed• "قلب شکستهِ من" میشه نری؟ میشه برای چند ثانیه تظاهر کنی که دوسم داری؟ میشه حداقل یه بار به دروغ بهم بگی دوستت دارم؟ انقدر تو حسرت این دوتا کلمه دارم میسوزم که برام مهم نیست دروغه برام مهم نیست که تو ازم متنفری میشه حداقل الان که از پیشم میری برای آخرین بار بغلم کنی؟ فقط همین یه بار قول میدم بعدش دیگه من و نمیبینی... #1 fanfiction
•Λsian BOҰ• por iamvdepp
iamvdepp
  • WpView
    LECTURAS 125,498
  • WpVote
    Votos 20,590
  • WpPart
    Partes 53
ل-هی آسیایی ز-ولم کن ! ل-انقد ازم فرار نکن !
نگون سار cyclamen  por Farapo21
Farapo21
  • WpView
    LECTURAS 29,474
  • WpVote
    Votos 5,816
  • WpPart
    Partes 58
[ کامل شده] مثل گلی که با تابستون و زمستون بسازه ، با گرما و سرمای زندگی ساختم ‌ تا فقط ناجیم رو ببینم. اما اون فقط یه پرتگاه عمیق بود . یه سیاهی مطلق که تمام امیدم رو محو کرد . و من دیگه نمیتونم به امید اینکه میشنوه ، شبها باهاش حرف بزنم... ~~~~~~~~ **اسامی ذکر شده در داستان هیچ ارتباطی با اشخاص در دنیای واقعی ندارند و صرفا ، برای درک و لمس بهتر داستان به عاریه گرفته شدند** 🔴 زیام
fool for you(book2&3) (ziam) por setidarcy
setidarcy
  • WpView
    LECTURAS 207,711
  • WpVote
    Votos 32,012
  • WpPart
    Partes 63
اونا تا ابد به خوبی و خوشی زندگی کردن اما به این آسونی هام نبود