Ziam
21 historias
Sea's whisper [L.S | Z.M] por Namelessaa
Namelessaa
  • WpView
    LECTURAS 196,713
  • WpVote
    Votos 44,534
  • WpPart
    Partes 60
«بهش میگن زمزمه ی دریا و اون بزرگ ترین رازی که دریا توی خودش قایم کرده.»
THIRST por dina_sw_
dina_sw_
  • WpView
    LECTURAS 6,869
  • WpVote
    Votos 1,401
  • WpPart
    Partes 4
یکی تشنه خون دیگری تشنه اون این داستان شامل صحنه هایست که ممکن است برای همه مناسب نباشد⚠️ •zayn top
Accomplisher (Z.M) por hastiasa
hastiasa
  • WpView
    LECTURAS 80,423
  • WpVote
    Votos 13,065
  • WpPart
    Partes 48
"من میتونم کاملت کنم لیام." "نمیخوام. چون اونم همینو میخواست ولی من نتونستم ازش محافظت کنم، اگر تو روهم از دست بدم..." "من خودم کسیم ک قراره از تو محافظت کنه." [Completed]
The Wedding Date [ Persian Translation ] por themaniro
themaniro
  • WpView
    LECTURAS 57,311
  • WpVote
    Votos 10,545
  • WpPart
    Partes 33
• زین توی فروشگاه والمارت کار میکنه. اون دوست پسر نداره و خیلی وقته که به یه قرار نرفته. مامانش همیشه دنبال یه پارتنر برای اونه و حالا هم که برادرش میخواد ازدواج کنه، فشار از طرف اون بیشتر شده. زین میخواد که یک نفر رو پیدا کنه، ولی با درنظر گرفتن اتفاقاتی که در گذشته براش افتاده یکم سخته. اون مجبور میشه با کسی که مامانش انتخاب کرده به یه قرار بره. اون شب یه اتفاقی می افته. اتفاقی که باعث میشه لیام پین رو استخدام کنه تا به عنوان قرار در عروسی برادرش حضور داشته باشه. چیزی که در نهایت، تبدیل به بهترین تصمیمی میشه که تا حالا توی عمرش گرفته. • [ ترجمه فارسی ] [کمپلتد]
mask off (Book2)(ziam) por setidarcy
setidarcy
  • WpView
    LECTURAS 29,746
  • WpVote
    Votos 5,473
  • WpPart
    Partes 36
کسی که تو واقعا هستی چیزیه که من هیچوقت نفهمیدم
Insomnia [Z.M] por Ritadepp
Ritadepp
  • WpView
    LECTURAS 40,835
  • WpVote
    Votos 7,918
  • WpPart
    Partes 29
لیامی که کل زندگیش تو یه خواننده ی معروف و دوست داشتنی به اسم زین مالیک خلاصه شده و حالا قراره یه سفر چند ماهه رو باهاش تجربه کنه... کاور:deborah_me@ [وضعیت:کامل شده!] 1 #ziam 1 #zaynmalik
Anne por BHr_1D
BHr_1D
  • WpView
    LECTURAS 21,649
  • WpVote
    Votos 3,649
  • WpPart
    Partes 31
زین دست مرد رو توی دستش فشرد "خواهش میکنم آقای؟ +پین هستم، لیام پین پدر آنه _آقای پین، دختر شیرینی دارید! دست خوش ابعاد و مرطوب مرد رو رها کرد و به آنه لبخند زد [کامل شده]
DUSK TILL DAWN  por blackbluemind
blackbluemind
  • WpView
    LECTURAS 50,086
  • WpVote
    Votos 8,710
  • WpPart
    Partes 35
تو به من محکومی زین مالیک.. محکوم به اینکه از طلوع تا غروب کنارم باشی... . . . . . . این اولین فف منه امیدوارم دوستش داشته باشید :) خودم که کلا خنثی نسبت بهش. اگه نظری راجب روند داستان بود حتما کامنت بزارید عشقتون کشید vote بدید نخواستیدم عیب نداره🤷🏻‍♀️.. در هر صورت که اینجایید تا لذت ببرید ....
son of the Dawn [Z.M] [L.S] por that_very_Witch
that_very_Witch
  • WpView
    LECTURAS 10,019
  • WpVote
    Votos 2,282
  • WpPart
    Partes 26
《تو پسر سپیده‌دم هستی.نیمه آدمیزاد و نیمه اژدها.کسی که خدایان کهن و بر حق رو از زندانشون آزاد میکنه و نژاد آدمیزاد رو به خفتی که لایقشه میرسونه.》 زین به عنوان پیشکار ملکه وارد دربار میشه.جایی که لرد لیام پین،عموی پادشاه، از خیره شدن بهش ابایی نداره و اتفاقات شومی در شرف وقوعه.زین رازی داره که نباید فاش بشه؛رازی که اونو از بقیه آدمیزادها جدا میکنه.
kids [Z.M] por bitazed_
bitazed_
  • WpView
    LECTURAS 21,939
  • WpVote
    Votos 4,559
  • WpPart
    Partes 28
||complete|| لیام یه پدره که عاشق دوتا بچه هاشه اما هری فکر میکنه اون باید بیشتر به خودش توجه کنه و همه وقتشو واسه بچه هاش نزاره اما لیام هفت ساله که با کسی قرار نذاشته"."