حتما بخونیدشون
11 stories
Star Renaissance || VKook ~ Completed by millennium_story
millennium_story
  • WpView
    Reads 211,533
  • WpVote
    Votes 36,160
  • WpPart
    Parts 40
Star Renaissance _ زود باش کتابا رو رد کن بیاد حرفاش باعث شد ابرو های جونگ کوک بیشتر بالا برن _ کدوم کتابا ؟؟ پسر بی توجه به تعجب اون از توی جیبش مقداری پول در آورد دست جونگ کوک رو گرفت گذاشت کف دستش _ زود باش پسر من وقت ندارم جونگ کوک اخماشو تو هم کشید و دست پسره رو پس زد _ هی من نمیدونم راجع به چی حرف میزنی پسره که انگار عصبانی شده بود جلو اومد . صورتش به اندازه ی یه برگه کاغذ با جونگ کوک فاصله داشت با حرص از لای دندوناش غرید _ من وی هستم همون که قرار کتابا رو ازت تحویل بگیره . پولت رو هم که دادم به اون سایون احمق بگو دفعه ی دیگه یکی رو بفرسته که اینطوری مثل تو دو ساعت نخواد سوال پیچم کنه بچه جون حالا هم زود باش من تمام شب رو وقت ندارم جونگ کوک همچنان متعجب به چشمای عصبانی شخصی که خودشو وی معرفی کرده بود خیره شد . هیچ ایده ای نداشت که اون آدم اصلا داره راجع به چی حرف میزنه ولی اینو خوب میدونست که رعیت ها توی سرزمین اسکورو حق خوندن و نوشتن ندارن و حمل کتاب نوعی جرم محسوب میشه . شاید باید یکم بدجنس میبود. ♦♦★♦♦ کاپل: ویکوک - نامجین - یونمین ژانر: فانتزی - رمنس نویسنده: Scarlett & Nafas *میتونید پیدیاف این فیک رو توی چنلمون پیدا کنید* 1 in #بیتیاس 1 in #Seokjin 1 in #Jimin
BLOW by TateDead
TateDead
  • WpView
    Reads 159,889
  • WpVote
    Votes 23,939
  • WpPart
    Parts 23
تفنگو روی گونه ش فشار داد " خودت چی فکر میکنی ؟" کاپل : کوکوی ژانر : جنایی ، اکشن ، روانشناختی ، اسمات محدودیت سنی +18 [[ بعلت استفاده از خشونت ، کلمات رکیک ، موادمخدر و ... ]] وضعیت : پایان یافته ✔ [I don't own the cover !]
𝘽𝙇𝘼𝘾𝙆 𝙎𝙒𝘼𝙉 by livelaughnorma
livelaughnorma
  • WpView
    Reads 8,836
  • WpVote
    Votes 1,487
  • WpPart
    Parts 35
جانگکوک هرگز نمی‌تونست تصور کنه بتونه به عنوان یک بازیگر تئاتر،توی لا فنیچه شروع به کار کنه. درواقع همه چیز غیرممکن به نظر می رسید،تا وقتی که به اصرار نامجون،به تماشای مشهور ترین اجرای شب های لافنیچه می‌ره.و اونجاست که با کیم تهیونگ آشنا می‌شه. رقصنده‌ی مردی که برعکس اجراهای نرم و احساسیش،تهی از هرگونه عاطفه به چشم میاد و هیچکس ازش دل خوشی نداره. آشنا شدن با تهیونگ،چیزی رو توی زندگیِ جانگکوک تکون می‌ده. Name:black swan Genre: romance , slice of life , Drama Writen' by: Avril [ داستانی درباره ی تلاش و بخشش.همراه با خیانت و فداکاری ] Main couple: Vkook Subsidiary couple: namjin
Leica by BTSIR7_FF
BTSIR7_FF
  • WpView
    Reads 64,741
  • WpVote
    Votes 12,259
  • WpPart
    Parts 18
• Name : Leica 📷 • Couple : Vkook • Writer : Ziwon • Summary : یک دوربین! همه ی آنچه که سرنوشت برای گره زدن آن دو در سال ۱۹۵۱ نیاز داشت، یک دوربین بود و همه ی آنچه این گره را می گشود٬ جنگ؟ عاشقانه ای در دل جنگِ میان دو کره!🚢
𝐂𝐀𝐍𝐍𝐄𝐋𝐋𝐄 <ⱽᵏᵒᵒᵏ> by VIIRTTU
VIIRTTU
  • WpView
    Reads 45,114
  • WpVote
    Votes 6,455
  • WpPart
    Parts 11
کانل/دارچین(کامل شده) دارچین:درختی که از همه ی قسمت هاش بوی مطبوعی استشمام میشه و مثل چوب جادویی هرچیز رو لمس کنه، رائحش رو به اون میده. داستانی در دهه 50 میلادی، بین جغرافیا های مختلف و شخصیت های متفاوت تر. مرد تاجری که اعتیادش به تنباکوی لیکوای فرانسوی، با عطر دارچین آمیخته میشه، و پسر چشم آبی نابغه ... __________✴✧ _قرار بود با بوسیدنت بفهمم حسم بهت چیه... اما این چهره ی غرق خونت چرا داره نفسم رو میگیره؟! ___________✴✧ 🔺𝙶𝚎𝚗𝚎𝚛 : 𝚌𝚕𝚊𝚜𝚜𝚒𝚌, 𝚍𝚛𝚊𝚖, 𝚁𝚘𝚖𝚊𝚗𝚌𝚎, 𝚂𝚖𝚞𝚝 🔻ᴄᴏᴜᴘʟᴇ :ᴠᴋᴏᴏᴋ, ꜱᴇᴄʀᴇᴛ 🦋𝗛𝗲𝗮𝗿𝘁 𝘄𝗮𝗿𝗻𝗶𝗻𝗴🦋 *کانل= کلمه دارچین در زبان اسپانیایی*
𝖱𝖤𝖯𝖱𝖨𝖲𝖠𝖫 𝖲𝖯𝖨𝖱𝖠𝖫🍷 by nill_vk
nill_vk
  • WpView
    Reads 180,492
  • WpVote
    Votes 20,759
  • WpPart
    Parts 25
تهیونگ ووکالیست گروه معروف راک‌، بی تی اس با میلیون ها طرفداره. اما هیچ‌کس نمی‌دونه پشت این گروه معروف یک گنگ بزرگ مافیایی پنهان شده. گنگی که کاملا تحت حمایت دولت کره‌ی جنوبیه و متحدین قدرت مندی در همه‌جای جهان داره. داستان از یه گفت و گوی ساده توی بار بین تهیونگ و جی‌پارک، دوتا از قدرتمند‌‌ترین رئسای مافیای آسیا شروع می‌شه. تهیونگ از همون اول هم می‌خواست، جی پارک رو تحریک کنه تا حاضر بشه باهاش پای میز قمار بیاد. اما چیزی که بقیه نمی‌دونستن این بود که تهیونگ در قبال واگذار کردن دراگ جدیدش جی پارک رو وسوسه می‌کنه تا روی دوست پسرش، جونگ‌کوک شرط ببنده! اون جونگ‌کوک رو می‌خواست، به هر قیمتی. 𝑵𝒂𝒎𝒆: #Reprisal_Spiral 𝑪𝒐𝒖𝒑𝒍𝒆: VKook 𝑮𝒆𝒏𝒓𝒆: Drama┃Mafia┃Romance┃Smut
Wings Of Salvation [Vkook]~Completed by Moonellle
Moonellle
  • WpView
    Reads 79,986
  • WpVote
    Votes 15,437
  • WpPart
    Parts 45
عشق ممنوعه و تاوان گزافش هميشه وجود داشته. تاوان گزاف اين ممنوعيت شيرين براى يك خدا و يك شيطان چيست؟ ظاهر حقيقت وجود موجودات نيست؛ گاهى برخى بد ها، خوبى هاى عظيم و پنهانى در خود دارند كه ما از آن بى خبريم... #2 in Fantasy
the Immigrants  by proudlady_nazanin
proudlady_nazanin
  • WpView
    Reads 638
  • WpVote
    Votes 182
  • WpPart
    Parts 11
مهاجر جونگ کوک یه مهاجر تنها بود.تهیونگ یه اشرافی و مهاجری که نمیتونه مهاجر باشه. کسایی که به بودن همدیگه نیاز دارن. ولی اینجا دنیاس برای تنبیه نه عاشق بودنو و عاشقی کردن. +اینجای دنیا دقیقا تو همین مختصات مکان رویایی من ساخته شده و من شاه این رویا. جونگ کوکا ملکه‌ی من میشی؟ ژانر:کلاسیک،رمانتیک،درام، کمی طنز، مقداری اسانس BDSM کاپل:ویکوک،یونمین،نامجین
Drunk△ by agayintwobodies
agayintwobodies
  • WpView
    Reads 98,270
  • WpVote
    Votes 10,295
  • WpPart
    Parts 48
+اون پسر کسیه که بخاطرش میخوای کل تیمو به کشتن بدی؟ -اون پسر کسیه که بخاطرش حتی میتونم کل این شهرو به کشتن بدم! +اون نابودت میکنه -خیلی وقته نابود شدم... Vmin/kookmin/Vminkook/Sope△ 🔞 (Completed) به چنل یوتوب نویسنده ی فیک سر بزنید گایز🐰☁: Venusite
𝖋𝖔𝖗𝖇𝖎𝖉𝖉𝖊𝖓 𝖑𝖔𝖛𝖊 by Kim_Fucking_ta
Kim_Fucking_ta
  • WpView
    Reads 4,040
  • WpVote
    Votes 862
  • WpPart
    Parts 8
خب نمیخام راجب چیزای مسخره ای مثل عدالت یا سرنوشت یا حتی شانس حرف بزنم چون اعتقاد بهشون فقط واسه گول زدن خود شخصه میخام داستان درد کشیدنو نشونتون بدم تنها چیزی ک واقعیه رنگ خون و فریاد از روی ترسه ترس روش من برای کنترل بقیه.. ترس بود مهم نبود کی باشه ، پادشاه ، فرشته ، انسان ، هر کی که بود با دیدن چشمای من ترسی توی دلش به وجود میومد که جرئت ایستادن جلوی منو نداشت اما اون متفاوت بود... اون فرشته با بال های سفید بی نظیرش تنها کسی بود که توی چشمای من بدون ترس نگاه میکرد و جلوی من بدون ترس می ایستاد پس منم یه بازی رو شروع کردم بازی ای که ممکن بود هر دوی ما بازنده ی اون باشیم... مثل افسانه ی آب و آتش... جونگکوک * داشتم تو باغ قدم میزدم و حوصله م سر رفته بود تازه اول بهار بود و درختا شکوفه زده بودن اما بازم تکراری بودن چهارده سال توی این قصر هیچ اتفاق تازه ای نیفتاده هر روز فقط خوندن درس و قدم زدن توی باغ و سخت گیریای اون خودشیفته یاد کتابی ک صبح میخوندم افتادم درباره ی اصل های قرار داد صلح بین سرزمین ها بود اما یکی از اصل هاش عجیب بود خیلی عجیب.. (این فیک ترجمه شده نیست و متعلق به خود نویسنده ست لطفا جایی آپلود نکنید ⭕) به شدت دارک ⭕ 𝕮𝖔𝖚𝖕𝖑𝖊 : 𝐓𝐚𝐞𝐤𝐨𝐨𝐤 𝕲𝖊𝖓𝖗𝖊 : Romance , Dark , Fantasy , supernatural , Smut 🔞 Up : Sun , Thurs