clownectioner_larry's Reading List
6 stories
Forgive me sunshine [Completed] oleh iarmiie
iarmiie
  • WpView
    Membaca 45,453
  • WpVote
    Suara 4,775
  • WpPart
    Bagian 62
"-مطمعنى كه پشيمون نميشى اگه همه چيز و فراموش كنى؟ +وقتى آسمون پر ابر ميشه روشنايى نميتونه مسيرش و پيدا كنه ليام..." ليام پين سرگرد بيست و شش ساله اداره اگاهي و زين مالك يكى از بهترين معمارهاى لندن،سرنوشت اونها رو تا مرز جنون ميبره و در نهايت لذت براشون ابرهاي سياه و بوجود مياره اونا ميتونن ابرهارو ناپديد كنن و اسمون آبى و ببينن؟! ليام ميتونه همه چيز و فراموش كنه و زندگي جديدشو شروع كنه؟ زين با گذشته ليام كنار مياد؟
Got The Sunshines On My Shoulders  oleh larents_iranff
larents_iranff
  • WpView
    Membaca 2,407
  • WpVote
    Suara 244
  • WpPart
    Bagian 4
هرى استايلز، هرچيزى كه تو زندگيش آرزوش رو داشته به دست اورده - تا وقتى كه مجبور ميشه با گذشته اى كه پنج سال ازش فرار ميكرده، روبه رو بشه. [برگرفته از فيلم sweet home alabama]
Are You My Father  (COMPLETED) oleh 96_nargesmd
96_nargesmd
  • WpView
    Membaca 51,942
  • WpVote
    Suara 8,897
  • WpPart
    Bagian 21
بعد از سالها لویی و هری دوباره بهم وصل شدن اما اینبار توسط یک دختر! آیا لویی پدر اون دختره؟! لویی چطوری قرار بفهمه؟ Larry Stylinson Fanfiction By: 96_nargesmd cover: Tiresise
Say Something~L.S [Completed] oleh gisustylinson
gisustylinson
  • WpView
    Membaca 127,640
  • WpVote
    Suara 17,838
  • WpPart
    Bagian 40
"یه چیزی بگو...دارم ازت دست میکشم... من فردِ خاصِ زندگیت میشم، اگر تو ازم بخوای... هر جایی بری من دنبالت خواهم اومد... یه چیزی بگو... دارم ازت ناامید میشم..." say something I'm giving up on you... Translator : @blueheartedme_
01:44 AM~L.S [Completed] oleh gisustylinson
gisustylinson
  • WpView
    Membaca 98,313
  • WpVote
    Suara 17,856
  • WpPart
    Bagian 51
نفس هام رو به تو میبخشم... اگه این،تمام چیزیه که نیاز داری. محتوای این داستان شامل: توصیفات غم‌انگیز/ سلف‌هارم/ اقدام به خودکشی/ و... میباشد. 11نوامبر2018
Forever (Larry Stylinson) oleh sima_jm
sima_jm
  • WpView
    Membaca 480,824
  • WpVote
    Suara 50,950
  • WpPart
    Bagian 85
زندگی کردن تو دنیا یعنی سختی کشیدن... یعنی واسه به دست آوردن چیزی که بهش علاقه داری باید تموم تلاشت و بکنی... باید واسش بجنگی؛ چون دنیا بهشت نیست!! عشق، یعنی علاقه ی شدید! و من برای به دست آوردن کسی که عاشقشم، در برابر دنیا می ایستم... . . . بالاترین رتبه(فن فیکشن های فارسی) : #1