Read it.
31 histórias
Falling For the Bad Boy | L.S de fanfic2010
fanfic2010
  • WpView
    Leituras 49,612
  • WpVote
    Votos 10,374
  • WpPart
    Capítulos 49
Completed هري استايلز منزويه. هيچ دوستي نداره و اكثر اوقات براش قلدر بازي در ميارن. ولي لويي تاملينسون يه داستان جدا داره. اون محبوبه، بيشتر به خاطر اينكه ازش ميترسن، سه تا دوست صميمي داره و يه عالمه دختر كه به دست و پاش ميوفتن. تنها مشكل اينه كه هري يه كراش قوي رو لويي داره و هي از خوش ميپرسه "چرا من هميشه از پسراي بد خوشم مياد؟" نويسنده : @coincidentaldagger اين داستان رتبه های خوبی داشته اميدوارم خوشتون بياد :")
My husband,My sir[L.S] de 1D2003story
1D2003story
  • WpView
    Leituras 420,161
  • WpVote
    Votos 48,249
  • WpPart
    Capítulos 98
_له کردن قلبی که صاحبشی توی مشتت انقدر راحت بود عزیزکرده ی آلفا؟ Larry BDSM husbands Mpreg ⚠محتوای داستان تجاوز،خشونت فیزیکی،فحاشی و... هست.
Forest Boy [L.s] de sizartaDowneyJr
sizartaDowneyJr
  • WpView
    Leituras 193,266
  • WpVote
    Votos 37,980
  • WpPart
    Capítulos 53
Highest rank: #1 Funny هری یه الهه ی تنهاست که تو جنگل بزرگ شده. اما چرا؟! و چه اتفاقی میوفته اگه بعد از دویست سال تنهایی، لویی و نایل اتفاقی پیداش کنن؟! ژانر: طنز و عاشقانه.
Where you belong[L.S] de tomhaz
tomhaz
  • WpView
    Leituras 17,924
  • WpVote
    Votos 3,388
  • WpPart
    Capítulos 36
They won't hurt you anymore As long as you can let them go. Mpreg Toxic relationships Written by @tomhaz
fucking Art [z.m/l.s] de imfuckingshadow
imfuckingshadow
  • WpView
    Leituras 474,283
  • WpVote
    Votos 41,503
  • WpPart
    Capítulos 60
welcome clowns bdsm zouis top
Not Again? (L.S) de fatestylinson
fatestylinson
  • WpView
    Leituras 45,463
  • WpVote
    Votos 8,266
  • WpPart
    Capítulos 31
هری به سمت لویی میره و دستهاش رو روی پهلوهای لویی میذاره. آرزو داشت میتونست لویی رو با نوک انگشتهاش بسوزونه همونجور که لویی با وجودش اونو میسوزوند. "دوباره نه،" هری وقتی تیشرت لویی رو بالا میده، تکرار میکنه. دستهای لویی بالا میاد وقتی که هری تیشرت رو از سرش رد میکنه، و بی‌توجه به سمت تخت لویی میندازتش. "من دوباره با تو نمیخوابم،" هری زمزمه میکنه. "حتما،" لویی میگه، لبهاش به گردن هری میچسبه که باعث میشه سرش رو کج کنه. "اگر تاثیری داره همینجور حرفت رو تکرار کن." هری ناخن‌هاش رو روی کمر لویی میکشه. "دوباره نه،" ناله میکنه. "این- این بار آخره." .یا. وقتی هری استایلز و لویی تاملینسون هم‌اتاقی هستند. اونا از همدیگه متنفرن. حداقل این چیزیه که خودشون فکر میکنن. Persian Translation The original story belongs to @aditistylinson
HERMAN | هِــرمـان de BlueGreenChild
BlueGreenChild
  • WpView
    Leituras 39,174
  • WpVote
    Votos 8,929
  • WpPart
    Capítulos 19
[کامل شده] [لری] اگر اونی که گم شده تو باشی، من برمی‌گردم و پیدات می‌کنم. اما اگر اونی که گم شده من باشم، به خاطرِ من پشتِ سرت رو نگاه می‌کنی؟
JANUARY [L.S] de darya_mhb
darya_mhb
  • WpView
    Leituras 24,752
  • WpVote
    Votos 4,332
  • WpPart
    Capítulos 12
✔Completed کامل شده --- چیزی که هری رو خشمگین می کنه ، مردم نیستن. اون قبر نیست. خودشه. ▪︎هشدار : قتل، مرگ، تجاوز و فعالیت های جنسی. •محتوای غم انگیز --- فصل اول : ژانویه فصل دوم : فوریه --- از مجموعه‌ی ماه‌ها آگوست-دسامبر ۲۰۲۰
28 days without U [L.S] Persian translate  de roaring_river
roaring_river
  • WpView
    Leituras 1,297
  • WpVote
    Votos 317
  • WpPart
    Capítulos 14
[Persian translation] بیست و هشت روز بدون تو با بیست و هشتا نامه که داخل اون دفترچه مشکیه، همون که کنار تختت بود نوشتم... میدونم داری بهم گوش میدی و مواظبمی...منم عاشقتم داستان کوتاه درباره احساسات هری بعد از خودکشی لویی، اما بعد ۲۸ روز چه اتفاقی میوفته؟ توجه: محتوای حساسی وجود دارد، ‌ به همین ترتیب عکس ها یا فیلم های مربوط به محتوای احساسی، بنابراین اگر سن پایین یا با مشکل افسردگی دارید، آن را نخوانید.
01:44 AM~L.S [Completed] de gisustylinson
gisustylinson
  • WpView
    Leituras 98,459
  • WpVote
    Votos 17,856
  • WpPart
    Capítulos 51
نفس هام رو به تو میبخشم... اگه این،تمام چیزیه که نیاز داری. محتوای این داستان شامل: توصیفات غم‌انگیز/ سلف‌هارم/ اقدام به خودکشی/ و... میباشد. 11نوامبر2018