{{ M.B one/multi_shot }}
20 stories
Can't believe my eyes ::.. ✔ by btsfanfic_ir
btsfanfic_ir
  • WpView
    Reads 58,331
  • WpVote
    Votes 9,588
  • WpPart
    Parts 12
- نمیتونم چشم هام رو باور کنم! - ~.~.~ جونگکوک همین الانش هم شک نداشت که قراره تمام تعطیلات تابستون، کنار پنجره ی اتاقش منتظر بشینه تا خانواده ش دوباره به یکی از سفر های معاملاتی‌ِ دو-سه روزه شون برند و اون بتونه دوباره مرد نویسنده ی ساختمون رو‌به‌رو رو به اتاقش دعوت کنه! ~.~.~ ژانر : ( فول سمات / زندگی روزمره / کمدی / ... ) کاپل(ها) : اصلی ◀ تهکوک فرعی ◀ ندارد و نخواهد داشت.
Destiny [KookV] by Jasminjhs
Jasminjhs
  • WpView
    Reads 3,914
  • WpVote
    Votes 656
  • WpPart
    Parts 10
کیم تهیونگ توی تمام سال‌هایی که آیدل بوده، همیشه به ویدیوها و آهنگ‌های عجیب‌وغریب و شوکه‌کننده‌اش معروف بوده، چیزهایی که همه رو میخکوب می‌کنه. ولی هیچ‌چیزی به اندازهٔ انتشار جدیدترین موزیک‌ویدیوش که خیلی صریح و سکسیه، مردم رو شوکه نمی‌کنه. قضیه جایی شوکه‌کننده‌تر می‌شه که دوست پسر سابقش، جئون جونگکوک، نقش معشوقه‌اش رو توی این ویدیو بازی می‌کنه. Name: Destiny Couple: KookV Genre: Romance, Angst, Smut
ICE - TAEJIN by RednightRn
RednightRn
  • WpView
    Reads 8,200
  • WpVote
    Votes 1,593
  • WpPart
    Parts 12
▫️Name : ICE ▫️writer : Rednight ▫️Genre : Romance, dram, philosophical ▫️couple : Namjin, Taejin ▫️character : Seokjin, Namjoon, Taehyung جینی لوگرند، سوپرمدل کره ای-فرانسوی به کشورش برمیگرده تا هویتش رو پیدا کنه و مسیر زندگیش با شناختن یه مرد بیخانمان، دستخوش تغییر میشه. ---------------------- +وقتی پای پول و قدرت در میون باشه، حماقت، رنگ عدالت میگیره! ‼️ - بجز کاراکترهای آشنا، تمامی اسامی و شخصیت ها تخیلی بوده و هرگونه تشابه، تصادفی است! - تمامی حقوق مربوط به این داستان، متعلق به نویسنده است؛ هرگونه استفاده، ایده گرفتن، تغییر و یا نشر در کانال های تلگرام، روبیکا و سایر، ممنوع بوده و در صورت مشاهده، لطفا به نویسنده اطلاع دهید.
God is Dead? | Vkook Completed  by Mamacita_01
Mamacita_01
  • WpView
    Reads 45,229
  • WpVote
    Votes 5,409
  • WpPart
    Parts 6
_ فقط برای این نیست، به خاطر تو اومدم. _ من بیست و هفت سالمه، دیگه اون بچه ی بیست و سه ساله نیستم که با تحریک کردن احساساتم خامم میکردی. چشمهای آرومش دوباره سرد شد، با نگاه خشکی توی چشمهاش خیره شد و گفت: _ توی این پنج سال بیکار نبودم، با دخترا و پسرای زیادی رابطه داشتم. شنیدن این حرفها هنوز براش سخت بود، این پسر هرچقدر که روح شیطانی ای داشت، برای تهیونگ هنوز نقطه ضعف بود: _ پس هرزگی هات و ادامه دادی. با قدم های بلند و آروم به سمت در رفت و با صدای لطیف و ملیح همیشگیش گفت: _ خب نه راستش، با آدمای زیادی حال کردم، ولی زیر کسی نبودم، درواقع بهم ثابت شد که فقط حاضرم زیر تو باشم. جلوی در ایستاد، به سمتش برگشت و با نگاهی پر از شهوت چشمهاش رو سرتاپای تهیونگ چرخوند: _ اون بدن...الان باید خیلی هات تر شده باشه، من هنوز طعمت و فراموش نکردم... پیج نویسنده: @sylvie_fic Couple: Vkook writen by Sylvie🌱 genre :Dram, Smut, Musical, Fluff
+20 more
𝕱𝖎𝖗𝖊 𝖆𝖓𝖉 𝕾𝖙𝖔𝖓𝖊 by ihatemae
ihatemae
  • WpView
    Reads 1,277
  • WpVote
    Votes 314
  • WpPart
    Parts 6
"ғɪʀᴇ ᴀɴᴅ sᴛᴏɴᴇ" ᴄᴏᴜᴘʟᴇ: ᴋᴏᴏᴋᴠ ɢᴇɴʀᴇs: ᴏᴍᴇɢᴀᴠᴇʀsᴇ, ʀᴏᴍᴀɴᴄᴇ, ғᴀɴᴛᴀsʏ, ᴅʀᴀᴍᴀ, sᴍᴜᴛ, ᴍᴘʀᴇɢ · · ─────── ·𖥸· ─────── · · خلاصه: امگای مو نارنجی، کیم تهیونگ، چالشی بود که شهردار نمی‌تونست نادیده‌اش بگیره. جئون جونگ‌کوک، رئیس کمیته‌ی آموزش و پرورش، شهردار، مالک و صاحب اصلی اراضی و قدرمندترین آلفای اون حوالی، کلام آخر رو در مورد تعطیلی مدرسه‌ی روستا می‌زد. تصمیمش سنگین بود؛ مثل تخته‌سنگی که وقتی میفته، دیگه هیچ‌چیز زیرش جون سالم به در نمی‌بره. کیم تهیونگ، معلم تازه‌وارد روستا، می‌دونست که باید با نرمی پیش می‌رفت؛ مثل آبی که سنگ رو نه با زور، بلکه با صبر می‌سابه؛ اما این بار آتش درونش زودتر از عقلش زبانه کشیده بود و حالا از تنها کسی که می‌تونست دستش رو بگیره، دشمن ساخته بود. بوی ذغال تلخ که از سمت جونگ‌کوک به مشامش می‌رسید، همه چیز رو روشن می‌کرد؛ مرد عصبانی بود و جایی برای مذاکره باقی نذاشته بود. پس چطور این امگای لجباز باید جلوی آلفای متعصب قد علم می‌کرد؟ · · ─────── ·𖥸· ─────── · · این کتاب ترجمه، بازگردانی و تغییریافته‌ی یک رمان انگلیسی‌زبانه و تمام حقوق نسخه‌ی فارسی‌زبان اون متعلق به مترجمه.
Butterfly Wings [KookV] by Jasminjhs
Jasminjhs
  • WpView
    Reads 12,973
  • WpVote
    Votes 1,838
  • WpPart
    Parts 9
-تو واقعا بابای یوجینی؟ بی‌شوخی؟ -بی‌شوخی. جونگکوک جواب داد و لبخندی زد. -لعنتی. تهیونگ زیرلب گفت و نگاهی به سر تا پای مرد انداخت. -نمی‌دونستم باباها اجازه دارن که این‌قدر هات و جذاب باشن. - - جونگکوک، یک پدر تنها و سرسخته که زندگی‌اش بین کار و بزرگ کردن یوجین می‌گذره. وقتی جونگکوک برای یوجین یه معلم گیتار پیدا می‌کنه، آخرین چیزی که انتظارش رو داره یه دانشجوی خوش‌زبون مثل تهیونگه، پسری که با چند نگاه و چند جمله ساده، دنیای مرتب و بی‌حاشیه‌ی مرد رو کاملاً به‌هم می‌ریزه. Name: Butterfly Wings Couple: KookV Genre: Fluff, Slice Of Life, Romance, Smut Author: Locks
+ and -  :::... ✔ by btsfanfic_ir
btsfanfic_ir
  • WpView
    Reads 422,848
  • WpVote
    Votes 55,974
  • WpPart
    Parts 31
+ مثبت و منفی - "شوخی میکنی یونگی هیونگ؟ من و جئون جونگکوک شبیه مثبت و منفی ایم! حتی تصورش هم ناممکنه. اون هیچوقت به کسی مثل من نگاه نمیکنه." ـ10MinUtEs LaTerـ "عاح....مارکم کن تهیونگ!" ژانر : ( فول سمات / رمنتیک / برشی از زندگی / طنز / ورزشی / تینِیجر پسند / ... ) کاپلز : اصلی ◀ تهکوک فرعی ◀ نامعلوم
Like Peanut Butter & Cheese || VKook ~ Completed by Nika_Mdn
Nika_Mdn
  • WpView
    Reads 23,780
  • WpVote
    Votes 2,979
  • WpPart
    Parts 3
🎐 مثل کرۀ بادوم‌زمینی و پنیر 🎐 "این، اولین باری نبود که تهیونگ مشکلات شغلی یا آسیب‌هاش رو از جونگوک مخفی می‌کرد. می‌دونست دلیل احمقانه‌ی پشت این کار چیه؛ اون یک آلفا بود و به تبعیت از همین گونه، ابداً حاضر به پذیرش مشکلات و آسیب‌هاش نمی‌شد! اما جونگوک دیگه چطور باید ازش خواهش می‌کرد دست از این قدرت‌نمایی برداره و بهش برای همراهی توی این شرایط فرصت بده؟ سنگ بزرگ غرور تهیونگ، بالأخره باید شکسته می‌شد... 🍥 ژانر: رمنس، روزمره، فلاف، امگاورس 🍥 کاپل: ویکوک
Cancer [L.S] (Completed) by blueVaruna
blueVaruna
  • WpView
    Reads 50,325
  • WpVote
    Votes 7,901
  • WpPart
    Parts 17
میدونم که قول دادم اجازه ندم چیزی بینمون فاصله بندازه ولی میدونی که... رقیب من سرسخت تر از این حرفا بود... . ( Larry Stylinson AU ) Written by: Fatemeh [Fatemeh, stylinson_ff, 2016]
Nidalee & City of Roses ∥ نیدالی و سرزمین رزها {VKook , KookV} by LiberteNovels
LiberteNovels
  • WpView
    Reads 997
  • WpVote
    Votes 114
  • WpPart
    Parts 2
نیدالی و سرزمین رزها، یک اثر رمنس میون روزگار جنگ هست و با ژانرهای تراژدی و کمی اسمات ادغام شده. این اثر، دنیای دیگهای از زندگی کرکترهای رمان #Nocturne نوشتهی همین نویسنده رو بازگو میکنه که میتونید با سرچ هشتگ در کانال دریافتش کنید؛ هرچند برای خوندن نیدالی الزامی جهت خوندن ناکترن وجود نداره. قصه تشکیل شده از خاطرات یک فرماندهی اسیرِ کرهی شمالی هست که مدتی قبل از اسارتش در مقر مرزی کرهی شمالی، با یک سرباز از کرهی جنوبی آشنا شده بود. نگارش داستان بیانی عاطفی داره و احساسات فرمانده کیم تهیونگ، در ارتباط با سرباز جنوبی، جئون جونگ کوک - ملقب به نیمو- رو در قالب خاطرات این فرماندهی اسیر از دوران اسارتش داخل مرز جنوب، بازگو میکنه. ༺ Liberté Novels ༻ Name: Nidalee & City of Roses نام داستان: نیدالی و سرزمین رزها Couple: VKook , KookV کاپل ها: ویکوک ، کوکوی War, Romance, Tragedy, Smut جنگی، عاشقانه، تراژدی، اسمات ■ A MultiShot by MariShka ■