Vkook
101 stories
𝕭𝖑𝖆𝖈𝖐 𝖆𝖘 𝕮𝖔𝖆𝖑༆ᴠᴋᴏᴏᴋ by merika_x
merika_x
  • WpView
    Reads 968
  • WpVote
    Votes 194
  • WpPart
    Parts 7
[بِ سیاهیِ ذُغال] ༅ دست بزرگ و برنزه اش رو که حامل نخ سیگار بود سمتم دراز کرد.. رایحهِ تندش با شدت بیشتری به مشام رسید. خیره به کهربایی ذوب کننده چشم هاش از بین دود سفیدرنگ، دستم رو به ساعدش بند کردم و به سمت دهانم بردم تا پوکی به سنگینی نگاهش بگیرم ... ☬| Main couple: Vkook ☬| Genre: Romance, Omegaverse, Smut ~up: ☬| writer: Merika
🌿ژکـیدن؛ by JAY_ARSON
JAY_ARSON
  • WpView
    Reads 319
  • WpVote
    Votes 42
  • WpPart
    Parts 8
جونگ‌کوک امگای نقاشی که دلش نمی‌خواست هیچ آلفایی رو به‌عنوان جفت خودش بپذیره، حتی کسی رو که از بچگی دوست داشت، به‌خاطر مشکلات زندگی و مرگ پدرش، مجبور به ازدواج با آلفایی می‌شه که بهش علاقه‌ای نداره؛ اما زندگی آروم و شیرینی رو کنار هم دارن، چی می‌شه اگه خشم و حسادت آلفای عاشقی که مدت‌هاست چشمش دنبال اونه، توی زندگیش زبانه بکشه و همه‌چیز رو عوض کنه؟ - تنها چیزی که من بهش نیاز دارم، اینه که تو، من رو دوست داشته باشی چکاوکم. حتی نمی‌خوام به‌حدی که عاشقتم من رو دوست داشته باشی، حتی اگه مهر تو به من با یک قطره در برابر دریا قابل‌قیاس باشه، من به اون قطره محتاجم. من تک‌ قطره‌ی محبت تو رو می‌خوام جونگ‌کوک. اون رو به من ببخش و ببین چجوری روانی می‌شم و می‌میرم. + ولی تو همه‌ی فرصت‌هات رو از دست دادی، تهیونگ.
Raizo «Vkook» by zoom_in_story
zoom_in_story
  • WpView
    Reads 4,149
  • WpVote
    Votes 491
  • WpPart
    Parts 4
چندشاتیِ رایزو🐺 سرنوشت خانواده‌های جئون‌ها با به‌دنیااومدن فرزند امگاشون، کاملاً تغییر کرد. اون امگای ظریف، زیبا و شیرین، با موهای بلند خاکستری‌اش، قرار بود سرنوشت تلخی داشته باشه؛ البته نه تا وقتی که پدر و مادرش حاضر بودن جونشون رو هم برای فرزندشون بدن! اما در نهایت، این فرمانده‌ شیمازو رایزو بود که پسر رو از سرنوشت دردناکش نجات داد. کاپل: ویکوک، ناممین ژانر: امگاورس، رمنس، اسمات، امپرگ
SERIAL KILLER  by VicGodtor
VicGodtor
  • WpView
    Reads 1,760
  • WpVote
    Votes 223
  • WpPart
    Parts 8
"عشق اون... با خون نوشته می‌شه" هر قتل، تکه‌ای از دل نوشته‌اش برای جونگ‌کوک بود ویکتور با هر جسد، نامه‌ ی عاشقانه‌ای از گوشت و استخوان می‌ساخت اما ششمین قربانی... قرار بود شاهکارش باشه چرا جونگ‌کوک داره ردپای خودش رو در صحنه‌های جنایت پیدا می‌کنه؟
𝑨𝒔𝒉𝒆𝒔 𝑩𝒆𝒕𝒘𝒆𝒆𝒏 𝑼𝒔|𝐕𝐊𝐨𝐨𝐤| by Lostinjhopesmile
Lostinjhopesmile
  • WpView
    Reads 3,273
  • WpVote
    Votes 606
  • WpPart
    Parts 6
⊹اسـم: خاکستر میان ما ⊹خـلاصه: تهیونگ و جونگ‌کوک، زوجی که بیش از ده سال از ازدواجشون می‌گذره و دو تا بچه‌ دارن، حالا مقابل هم ایستاده بودن؛ اون هم برای امضایِ برگه‌های طلاق توافقی! «وقتی سکوت بینمون دیوار شد، فقط چشم‌هات باقی موندن که حقیقت رو فریاد بزنن.» ⊹کـاپل: ویـکـوک ⊹ژانـر: انگست، رومنس، درام، اسمات🔞 ⊹وضعیـت: درحال آپ
Moon Born Of Fire (Vkook) by 8Gemini8
8Gemini8
  • WpView
    Reads 843
  • WpVote
    Votes 243
  • WpPart
    Parts 8
🌊اسم: ماه آتش زاد 🌊کاپل: ویکوک 🌊ژانر: فانتزی/امگاورس/امپرگ/تاریخی-قبیله ای 🌊وضعیت: درحال آپ 🌊خلاصه ای از داستان: وقتی قبیله ارکیده سرخ در نبردی نابرابر سقوط می‌کند، جونگکوک(لونای جوان و وارث قدرت آتش)برای نجات بازماندگانش مجبور می‌شود تسلیم دشمن دیرینه، کیم تهیونگ رهبر سرد و مرموز قبیله ابیس، شود. اما این تسلیم، پایان نیست... بلکه آغاز عهدی است که جونگکوک را میان وفاداری، انتقام و هویتی که از او گرفته شده گرفتار می‌کند. در سرزمین آب، او باید یاد بگیرد چگونه زنده بماند، قوانین جدید را درک کند و حقیقت پشت جنگی را کشف کند که زندگیش را زیر و رو کرده است. حتی اگر این مسیر، او را در برابر احساسی قرار دهد که هرگز انتظارش را نداشت. 🔥تاریخ شروع: 2025/11/28 🔥تاریخ پایان:
Blue : My Ex Omega's Daughter VK by VkookV131
VkookV131
  • WpView
    Reads 281
  • WpVote
    Votes 33
  • WpPart
    Parts 6
وقتی او میفهمد از کسی که دوستش دارد باردار شده، عشقش به او عمیقتر میشود.اما تنها پاسخی که میگیرد این جمله است: "این بچه رو نمیخوام." با قلبی شکسته و رازی که فقط خودش از آن خبر دارد، از زندگی او دور میشود و سعی میکند برای خودش و فرزندش یک شروع تازه بسازد. پنج سال بعد، دوباره مقابل هم قرار میگیرند. او با کودکی روبهرو میشود که شباهتش را نمیشود نادیده گرفت، و والدِ جوانی که پشت لبخند آرامش، گذشتهای پنهان دارد. احساسات خاموششده دوباره زنده میشوند، اما رازهایی که سالها در سکوت نگه داشته شده بودند، آهستهآهسته پرده برمیدارند، رازهایی که میتوانند سرنوشت هر سهشان را تغییر بدهند. فیکشن : بلو، دخترِ امگای سابق من ژانر : امگاورس، عاشقانه، امپرگ، درام، فلاف و اسمات مترجمین : تیم ترجمه تیم ترجمه : زهرا،فازی، شیما،استار،عسل،یوری، ملوسا، خزان، انجل،زی زی ویراستار : یکتا و سایا ؛ تدوین : ریحان ترجمه و بازگردانی به باقی ورژن ها توسط چنل فیکشن لند صورت گرفته است. تمامی حقوق داستان و نویسندگی متعلق به نویسنده عزیز و فیکشن لند است. تعداد کل چپترهای این داستان 19 تا میباشد.
𝑱𝒖𝒏𝒈𝒌𝒐𝒐𝒌'𝒔 𝒔𝒊𝒄𝒌 𝒎𝒊𝒏𝒅 by sarasnow00
sarasnow00
  • WpView
    Reads 75,864
  • WpVote
    Votes 7,871
  • WpPart
    Parts 10
𝗰𝗼𝗺𝗽𝗹𝗲𝘁𝗲𝗱 یه جونگکوک بیمار (یه ذهن شلوغ و خسته و مریض) یه تهیونگ عاشق (یه قلب منتظر و مهربون و با وفا) یه زندگی در ظاهر پر زرق و برق ولی در باطن ... •••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••• _ آهه...ااییی ته..تهیونگ ب..بچمون...ییواشششترررر •••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••• _بابا ولش کن روانیه تعادل نداره _ بچم و بارداره هیچ جوره بیخیالش نمیشم حتی اگه دیوونه باشه الان دیگ بچمو حاملس °°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°° ∆ ذهن بیمار کوک ∆ ویکوک ∆ امپرگ رومنس اسمات #korea 🥇 #kpop 🥇 #fic 🥇 #mperg🥇
Papa Kookie - Vkook by grisvjk
grisvjk
  • WpView
    Reads 1,019
  • WpVote
    Votes 127
  • WpPart
    Parts 6
زندگی شیرین همون چیزی بود که انیگما کیم، عمری برای داشتنش زحمت کشیده؛ اما زندگی به‌ظاهر دوست‌داشتنیِ مسخره‌اش آخرین چیزی بود که آرزو می‌کرد! مردی که نزدیک‌ترین رابطه‌اش با امگاها به دوستی‌های دوران مدرسه برمی‌گشت، حالا با جداشدن از همسر آلفاش، به‌همراه پسرش در همسایگی امگایی زندگی می‌کرد، که علاقه‌ی زیادی به پسر کوچولوی تهیونگ داشت! - چرا بچه رو تا این ساعت بیدار نگه داشتی؟ - خودت بدعادتش کردی، خوشگله! آپ: دوشنبه‌ها ساعت ۲۲ متعلق به تیم کیم‌ته فمیلی
Regected by barfikooki
barfikooki
  • WpView
    Reads 2,029
  • WpVote
    Votes 290
  • WpPart
    Parts 10
جئون جونگکوک، امگایی که از جانب همه اطرافیانش طرد شده بود،اون تصمیم گرفت به دوراز بقیه به زندگیش ادامه بده امابا برگشت جفت خیانتکارش همه برنامه هاش بهم خورد #vkook #yoonmin