Never click suspicious links
Reminder: Wattpad will never ask for passwords, payment information, or other sensitive account security details.
Vkook..♡
186 stories
Home || VKook by Nyctowx
Nyctowx
  • WpView
    Reads 642,881
  • WpVote
    Votes 100,845
  • WpPart
    Parts 50
[ خونه ] پایان یافته ژانر : فان / روزمره / تکست / اینستاگرام / رمنس / اسمات کاپل : اصلی ؛ تهکوک - فرعی ؛ یونمین ، نامجین به نظرتون یک آدم عاقل میره به یک آدم ناشناس پیام بده و بگه که چجوری با دوست پسرش بهم بزنه؟ نه! تهیونگ هم عاقل نیست. پ.ن. کار خیلی قدیمی‌ایه پس انتظار یک قلم بی نقص نداشته باشید.
baby bunny by Parmoz
Parmoz
  • WpView
    Reads 301,055
  • WpVote
    Votes 28,584
  • WpPart
    Parts 45
کیم تهیونگ، فردی که روزش رو با کلی بدشانسی گذرانده، خانه ای رو در حال آتش گرفتن پیدا می‌کنه و فکر می‌کنه که این هم یک بدشانسی دیگه است. ولی چی می‌شه اگه به حس ششمش اعتماد کنه و بزرگ‌ترین خوش‌شانسی عمرش رو پیدا کنه؟ -Hybrid, Romance, Fluff, slice of life, smut -vkook Start: 1402/2/1 finish: 1402/6/10
Passionate love by vkook_yami
vkook_yami
  • WpView
    Reads 70
  • WpVote
    Votes 9
  • WpPart
    Parts 1
کیم تهیونگ26ساله پسر پولداری که همه پولاشو بی دلیل خرج میکنه البته.. که این پولا از خودش نیستو از باباشه جئون جونگکوک پسری که کل زندگیش بعد دانشگاه،عکاسی و وقت گذروندن با دوستای شیطون و شَرشه ..قطعا خود جونگکوک هم پسر منحرفی بود و زیادی دنبال توجه بود مخصوصا از طرف دخترا.... اما چی میشه یروز یه پسر بیوفته رو پی وی شو شروع به ازار دادنش بکنه.....و بعد بفهمه اون پسر ،پسر دوست باباشه؟؟!
melt on me💜برای من ذوب شو by vkook_yami
vkook_yami
  • WpView
    Reads 8,778
  • WpVote
    Votes 859
  • WpPart
    Parts 11
کیم تهیونگ رئیس شرکت مُد لباس بزرگ و قدرتمند و بسیار معروف در کره جنوبی!! الفای غالبی که دنبال جفته حقیقیشه و حاضره جفته حقیقیشو هرطور اما برای خودش بپذیره! جئون جونگکوک که بعد مرگ پدرش امگایی تنها و گوشه گیر شده و با سختی و کمک مادره پیرش از بوسان به دانشگاه سئول رفته و برای دادن هزینه های زندگیش تو عروسک فروشی کنار پاساژ معروف کیم کار میکنه و منتظره جفتش به دنبالش بیاد و از سختی های زندگیش نجاتش بده ^^
𝘿𝘼𝙍𝙀 | 𝙑𝙆  by dahlia_vk
dahlia_vk
  • WpView
    Reads 3,136
  • WpVote
    Votes 272
  • WpPart
    Parts 1
𝙊𝙣𝙚 𝙨𝙝𝙤𝙩.. +ب-بله.؟ صدای نرم و زیبایی از پشت گوشی اومد .. تهیونگ لبخندی زد.. _سلام.. خیلی معذرت میخوام که این وقت شب مزاحمتون شدم.. میشه فقط اسمتون رو بدونم.؟ چند لحظه فقط نفس های عمیق پسری که پشت خط بود اومد.. +م-معذرت میخوام ا..اما من شمارو نمیشناسم؟.. صدای پسر واضح میلرزید.. تهیونگ بخاطر این جرئت مسخره چشمی چرخوند.. 𝙘𝙤𝙪𝙥𝙡𝙚 : 𝙫𝙠𝙤𝙤𝙠 𝙜𝙚𝙣𝙧𝙚 : 𝙛𝙡𝙪𝙛𝙛 . 𝙧𝙤𝙢𝙖𝙣𝙘𝙚
White Peacock  by Aramis_Rajina
Aramis_Rajina
  • WpView
    Reads 43,803
  • WpVote
    Votes 5,441
  • WpPart
    Parts 21
"طاووس سفید" سرنوشت امپراتوری کره به دنبال غیاب لونای سلطنتی رو به واژگونی بود. تا زمانی که پادشاه کره برای جلوگیری از سرنگونی، یک لونای دروغین به مردم معرفی کرد. و اون کسی نبود جز جونگ‌کوک، گمنام‌ترین امگای کشور که از بدو تولد در زندانِ مخفی قصر محبوس بود. 𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞: 𝐕𝐤𝐨𝐨𝐤 𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞: 𝐎𝐦𝐞𝐠𝐚𝐯𝐞𝐫𝐬𝐞, 𝐌𝐨𝐝𝐞𝐫𝐧 𝐑𝐨𝐲𝐚𝐥𝐭𝐲, 𝐀𝐧𝐠𝐬𝐭, 𝐒𝐦𝐮𝐭 𝐀𝐮𝐭𝐡𝐨𝐫: 𝐀𝐫𝐚𝐦𝐢𝐬 𝐑𝐚𝐣𝐢𝐧𝐚 روز آپ: سه‌شنبه
My Sweet Cherry 🍒   by faeze615
faeze615
  • WpView
    Reads 76,060
  • WpVote
    Votes 5,719
  • WpPart
    Parts 32
از یک «اجبار» شروع شد! از دو قلبِ دور و سرد... یا حتی از تنفر... اما زمان یادشان داد گاهی عشق آرام‌آرام متولد می‌شود... اسم فیکشن: ​ My Sweet Cherryآلبالوی شیرینم کاپل : تهکوک / یونمین ژانر: رومنس / امگاورس / اسمات / ازدواج اجباری
Pink Rabbit Season.2 by the_redlady69
the_redlady69
  • WpView
    Reads 14,030
  • WpVote
    Votes 1,355
  • WpPart
    Parts 23
وضعیت: اتمام فصل دو✅️ کاپل:ویکوک🐯🐰 ژانر: پلیسی، اکشن، مافیایی، جنایی، اسمات، لیتل‌برت و .. 🥈: #Fic ✨️ خلاصه⚠️: جئون‌ جونگکوک، مسئول حل پرونده‌ی باند "خاکستر" لو رفته. حالا درحالی که بعد از یه حادثه وحشتناک چشم‌هاش رو باز کرده، حتی اسمش رو هم به خاطر نمیاره! تنها کسی که از روز اول دیده، مردی به اسم "مستر سیلور" بوده. مستر راجب گذشته چیزی به کوکی‌ نمی‌گه. هرچند، تنها خود شخص کیم تهیونگ بود که از شرایط و اوضاع وخیم پسر خبر داشت. درحالی که دوسال قبل تظاهر به "لیتل" بودن می‌کرد، اینبار واقعا لیتل شده بود!! امیدوارم که از خرگوش صورتش لذت ببرید! چنل تلگرام رد لیدی: povredlady69 پیج اینستای ادیت ها: _vkooktae با تشکر از انتخاب این داستان^^🍒
+15 more
Red Spade by Vkook_2309
Vkook_2309
  • WpView
    Reads 196
  • WpVote
    Votes 35
  • WpPart
    Parts 1
نویسنده: ماریا خلاصه فیک: کیم تهیونگ مردی که توی خون زندگی می‌کرد جوری که حتی بچه های کوچک هم از شنیدن اسمش وحشت داشتن؛ حتی پدرش هم آنقدر توی کثافت نرفته بود ولی اون غرق آدم کشی های زیادی شده بود و دیگه چیزی براش اهمیت نداشت؛ فقط از اطرافیانش ترس میخواست چیزی که باعث لذتش میشد. جئون جونگکوک پسر کوچیک خانواده بود بچه ای که ناز پرورده پدر و مادرش بود و هیچکس حق نداشت بهش چیزی بگه و بشدت پسر شیطونی بود هر شب توی کلاب های مختلف دیده می‌شد؛ تنها کسی که ازش میترسید و دلش نمیخواست هیچ وقت ببینتش کیم تهیونگ جانشین کاپوی سئول و مافیای شرق آسیا بود؛ تا اینکه یک شب توی کلاب معروف نارسیس اتفاق وحشتناکی افتاد که.... کاپل : ویکوک #vkook #امگاورس #جنایی #ویکوک #ازدواج_اجباری #مافیایی
Silent Obsession by Soofiaa_a
Soofiaa_a
  • WpView
    Reads 604
  • WpVote
    Votes 52
  • WpPart
    Parts 10
وقتی به عمارت مادربزرگم نقل مکان کردم، فکر می‌کردم بزرگ‌ترین مشکلم کنار امدن با خونه‌ای باشه که همه اون رو نفرین‌شده می‌دونستن. اشتباه می‌کردم. مشکل واقعی مردی بود که مدام من رو زیر نظر داشت. مردی که گاهی از پنجره به من خیره می‌شد، گاهی برام رز سرخ می‌ذاشت و همیشه یک قدم از من جلوتر بود. طوری رفتار می‌کرد که انگار من از همون اول متعلق به اون بودم. نمی‌دونم کیه؛نمی‌دونم از من چی می‌خواد. فقط می‌دونم هرچی بیشتر سعی می‌کنم ازش دور بشم، بیشتر توی تارش گرفتار می‌شم. ______________________________ "می‌دونی چرا خونه آینه‌ها رو دوست دارم؟" صداش کنار گوشم ساییده شد؛ آروم نبود-خطر خالص بود. به زور نفسم رو قورت دادم "چرا؟" با آرامش نگاهشو روی من قفل کرد "دور و برت رو نگاه کن" مردد سرم رو چرخوندم... ده‌ها آینه. تصویرم توی تک‌تک‌شون تکثیر شده بود. پشت سرم ایستاده بود و حتی بدون لمس، مالکیتش رو حس می‌کردم. "چیزی که تو الان می‌بینی، همونیه که من هر روز می‌بینم مهم نیست چقدر سعی کنم فرار کنم یا چقدر سخت تلاش کنم ازت دور بشم. تو همه‌جا هستی،تو تمام چیزی هستی که من می‌بینم. عاشقت بودن، مثل به دام افتادن توی یه خونهٔ پر از آینه‌ست، خرگوش کوچولو..." "و من با اینکه توی تو گم شدم- هیچ‌وقت مثل الان احساس تعلق نکرده بودم"